ويژگي هاي بسیجیان و منتظران مهدي موعود

 

نويسنده:حجت الاسلام دري نجف آبادي
بسيجي بودن يك ارزش و آمادگي براي دفاع از حق- حق شناسي و حق پرستي و پاسداري و صيانت از حق است؛ مي توان مفهوم بسيج را با مفاهيمي مانند: انصار و مهاجران، اصحاب امام زمان(عج)، ياران حق، مرزبانان توحيد، شيفتگان خدمت، تشنگان ولايت، پاسداران عدالت، جنود الهي و حزب خدا و منتظران ولي الله و رهروان خميني كبير(رض) تطابق داد و از ايشان به بزرگي و بزرگواري و كرامت ياد كرد. در اين مقاله به گوشه هايي از صفات منتظران راستين ولي عصر ارواحنا فداه اشاره شده كه مي توان تبلور صفات ياد شده را در بسيجيان جستجو كرد و انتظار مي رود تا بسيجيان با اخلاص اردوگاه خميني كبير(رض) با توكل بر خداوند و تلاش صادقانه تجلي صفات ياران مهدي(عج) را نويد بدهند و ياد آن بزرگوار را در دلها و جانها زنده كنند و الگوئي براي نسل امروز و نسلهاي آينده باشند مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم.

و اينست رمز و راز بسيج و بسيجي؟!

اينك به ده ويژگي از صفات ياران مهدي(عج) و فضائل منتظران آن حضرت اشاره مي نماييم؛ باشد كه خداوند توفيق معرفت و اطاعت به همه ما كرامت فرمايد و فكر و فرهنگ و تفكر بسيجي و انتظار را در دلها و جانهاي ما زنده سازد و عشق به ولايت را سرمايه و توشه طي طريق ما قرار دهد.

¤ ويژگي ياران و منتظران مصلح موعود

يكي از مسائل پربركت، سازنده، تاثيرگذار و الهام بخش امت بزرگ اسلامي و پيروان اهل البيت(ع) مسئله انتظار است.
انتظار، آمادگي براي جهاني بهتر، نويدبخش، عدالت خواه و سرشار از ايمان و معنويت و اخلاق است.
انتظار دو بعد سلبي و ايجابي دارد:
الف: نفي وضع موجود
ب: اثبات وضع مطلوب
چه بسا اين حقيقت نوراني به نوعي در دعاي شريف ندبه وافتتاح و دعاهاي مشابه ديگر به صورت بسيار حكيمانه اي ترسيم شده است.
گوهر انتظار از ديدگاه اهل البيت(ع) آرمانخواهي و آرمان گرائي و عشق به بهترين شرائط زندگي براي جهان بشريت است. شرائطي كه تمامي استعدادها شكوفا شود و عدالت جهاني حاكم باشد و فقر و محروميت زدوده شود.

انتظار روح اميدواري و انگيزه نسبت به آينده است:

انسان اهل انتظار هرگز مايوس نمي شود كه ياس از گناهان كبيره است. به لطف خداوند و وعده هاي الهي اميدوار است و براي آينده اي بهتر تلاش مي كند.
در روايات آمده است:
كسي كه انتظار حاكميت ما را مي كشد مانند كسي مي ماند كه با خون خود در راه خداوند غوطه مي خورد.
در اينجا چند ويژگي بسيجيان راستين و منتظران واقعي آن حضرت را توضيح داده، اميد آنكه خداوند متعال توفيق درك اين عيد بزرگ و صبح سعادت را به همه ما عنايت فرمايد.

1-معرفت كامل

يكي از صفات بارز و برجسته مومنان معرفت است؛ ارزش انسانها به معرفت آنهاست- هرچه معرفت كاملتر باشد ارزش انسان والاتر است.
گوهر وجودي انسانها را معرفت تشكيل مي دهد، معرفت چراغ راه و راهنماست، معرفت سرمايه دنيا و آخرت است، معرفت بذر شهود و حضور و ادراك حقايق عالم است- معرفت بذر مراتب و درجات قيامت است.
بدون معرفت نهال تعالي انسان پا نمي گيرد و درخت وجود انسان برنمي دهد.
معرفت گوهر شب چراغ جان انسان است و خود كليد معرفه الله است.
در انگاره هاي ديني افضل انسانها و اكمل ابناء بشر بامعرفت ترينشان است.
و خداوند بزرگترين سرمايه اي كه به انسانها داده و آنها را بر ديگر موجودات عالم امتياز بخشيده، سرمايه و گنجينه معرفت است و «معرفه يفرق بها بين الحق و الباطل».
معرفت كامل با معرفت رسول الله (ص) و ائمه هدي(ع) و غيب و شهادت و دنيا و آخرت بهم آميخته است و عرفان خداوند منان با عرفان پيامبران و اولياء و سفراي الهي هم بهم گره خورده و شناخت خداوند و اسماي حسنا و صفات عليا و افعال حكيمانه و ربوبيت و رزاقيت و ديگر صفات او راهنماي انسان به احسن نظام و اتم صنع و اكمل انعام است. البته معرفت شاخه هاي فراوان دارد كه در جاي ديگر بايد به آن توجه شود كه اهم آن شناخت زمان و حادثه ها و شرايط و نيازها و ضروريات است.

2- محبت

معرفت موجب محبت مي شود، معرفت عامل عشق و محبت است محبتهاي كيمياي انسانسازي و توجه است محبت در انسان تحول ايجاد مي كند چنانكه قرآن كريم مي فرمايد: «والذين آمنوا اشد حبالله».
اين كيمياي محبت است كه انسان را مي سازد و پاك و پاكيزه مي كند و آلودگيها را از دل انسان مي زدايد. حب خداوند و حب اولياء خدا بزرگترين سرمايه هاست.
اكسير محبت انسان را به ديار تولي مي رساند. محبت حقيقي و عشق حقيقي چشم را بينا و گوش را شنوا و دل را شيفته محبوب مي كند و سختي ها را در راه وصول به محبوب برانسان آسان مي سازد در روايات آمده است كه «المرء مع من احب» انسان با كسي است كه او را دوست مي دارد؛ در حقيقت رابطه محبت انسان را شبيه محبوب و از جنس او مي سازد. چنانچه فرموده اند: «لادين الاالحب»: نيست ديگر مگر محبت (يعني محبت شاخصه دينداري است).
از رسول اكرم(ص) نقل شده كه فرموده اند:
«هركس ما را دوست بدارد فرداي قيامت با ما خواهدبود.»
اگر انساني، سنگي را دوست بدارد خداوند او را با آن سنگ محشور فرمايد.
و چه بسا كنايه از ارتباط با بت ها و مظاهر گوناگون باشد؛ بهرصورت محبت و عشق به امام عصر (ارواحنا فداه)؛ محبت و مودت و حب عملي و ارتباط واقعي با خاندان عصمت و طهارت(ع)، گوهره دين و جوهره ايمان و يقين است «و هل الدين الا الحب» آيا حقيقت دين جز محبت و عشق و انس و دوستي و ولايت و ارتباط و سنخيت با پاكان و پاكيزگان و اهل آيه تطهير(ع) چيز ديگري هست؟
رسول الله(ص) فرموده اند:
هركس قومي را دوست بدارد و با آنها ولايت و ارتباط برقرار نمايد، روز قيامت با آنها محشور خواهدشد. اين دوستي موجب ارتباط، نزديكي، تقارب، سنخيت، تعامل، تاثيرپذيري، همگرايي، توالي و ولايت و انس و عشق و الگوگيري و همرنگي خواهدشد.
و همين سنخيت و ولايت و قرب و تعلق خاطر، عامل نجات انسان از مهالك و پيروي از اهل بيت(ع) خواهدشد و چه بسا سر رواياتي كه مي فرمايد: «افضل الاعمال انتظار الفرج».
«محبوبترين اعمال در نزد خداوند متعال انتظار فرج باشد.»
به همين محبت و ولايت و عشق به همه خوبيها و پاكيها و تبري از همه بدي ها و زشتي ها مربوط مي شود. و گوهر اين روايات، عالي ترين درجه حب نسبت به عاليترين مرتبه محبوب باشد و آنگاه اين مفهوم بصورت بسيار روشن صادق است كه محبوبترين اعمال در نزد خداوند انتظار فرج است.
از اميرالمومنين روايت شده كه در پاسخ زيدبن صوهان كه از آنحضرت سوال نموده: بهترين اعمال در نزد خداوند متعال چيست؟ فرموده اند: انتظار فرج است. البته اين نوع روايات نوعا نسبي است.
ليكن گوهر آن محبوبترين عشق ها نسبت به محبوبترين معشوق ها و محبوب هاست؛ عشق خداوند متعال و عشق اولياء او و عشق ولي اوليا و خاتم اوصيا و چشم بيناي عالم وجود و واسطه غيب و شهود و ذخيره الهي و سر غائي آفرينش و مظهر غيب مطلق و اسم جامع و اسم اعظم و تجلي آيه نور و آيه تطهير و سوره كوثر و اهل حضرت بقيه الله ارواحنا فداه است.
«مرا عهدي است با جانان كه تا جان در بدن دارم
هواداران كويش را چو جان خويشتن دارم»
در هر صورت محبت نسبت به خداوند متعال و پيامبر اكرم(ص) و ائمه هدي (ع) و فاطمه زهرا(ع) و محبت نسبت به حضرت حجت (عج) و تلاش در راه تحصيل رضايت آن بزرگوار از اهم امور است و بايد در راه آن اهتمام ورزيد و در راه وصول به آن مجاهدت كرد و عوامل دوري و غفلت را زدود و عوامل انس و اتصال و وحدت را فراهم ساخت.
و همين معنا بهترين و زنده ترين محور تفاهم و تعامل و تالف و تعلق پيروان اهل البيت (ع) و امت اسلامي خواهد بود؛ بايد در تبيين و تعريف و توضيح و تحقق آن كوشيد و آنرا چراغ راه و رمز الفت و اتحاد اسلامي و تولي و تبري قرار داد.

3- بصيرت

تعمق و تدبر و بصيرت در دين چراغ راهنماي انسانهاست؛ بصيرت در صراط مستقيم همانند قطب نمائي است كه جامعه اسلامي را به سمت اهداف بلند و متعالي آن هدايت مي كند و در طوفان حوادث روزگار مانع سقوط، انحراف و انحطاط مي گردد.
در ميدان عظيم تضارب افكار و انديشه ها و تنازع بقاء و مكتب ها واسم هاي گوناگون و جنگ هاي عظيم تبليغاتي و رسانه اي و فرهنگي و ديدگاهها و نظرات گوناگون مذاهب و مكاتب اسلامي و غير اسلامي، آنچه پس از معرفت، راهنما و روشنگر است تشخيص درست و بصيرت لازم در راه است.
پرچم ولايت و امامت و رهبري و هدايت امت را كساني مي توانند بدوش بگيرند كه داراي سه ويژگي باشند:
الف: صبر و بردباري
ب: بصيرت و بيداري
ج: آگاهي و معرفت نسبت به مواضع حق
مهم تشخيص صحيح و حكيمانه است.
ممكن است افرادي اهل اقدام و عمل باشند و اراده براي كار و تلاش نيز داشته باشند ليكن در حوزه عمل تحت تاثير القائات شيطاني، نفساني و مانند آن قرار مي گيرند. شمشيرها و زبان هاي آنها از پايگاه روشن ايماني و اعتقادي برنخواسته و از الهام الهي و رحماني نشأت نگرفته بلكه عوامل ديگري موثر بوده كه اين نوع اقدام نه تنها ارزش نداشته بلكه چه بسا ضدارزش باشد و آثار تخريبي آن از آثار مثبت آن بيشتر خواهد بود.
خوارج از همين قماش نامردمان بودند و در طول تاريخ نيز اين قبيل جاهلان و غافلان و فريب خوردگان كم نيستند؛ اگرچه متنسك به ديانت باشند اما كوته نگري ايشان ضربات مهلكي بر پيكره اسلام اصيل وارد خواهد ساخت.
امروز نيز جهان اسلام گرفتار عناصر مسئله دار، تندرو، خشن و گروه هاي تكفيري و وهابي و منافق و سرسپرده و پرادعاست كه هر يك تبري برداشته و بر قامت استوار و با عظمت اين دين قويم و اين شجره طيبه عدالتخواه و انسانساز مي زنند.
مفهوم بصيرت در دين تشخيص حكيمانه و عمل خردمندانه است؛ بصيريت در دين و رصدگري مصالح و منافع دين و پيروان آن و صيانت از كيان آن يك ضرورت است؛ بايد از اصول و مباني دين تجاوز نشود و كسي كاسه داغ تر از آش نباشد و از پاپ كاتوليك تر نگردد.
تعقل و تعادل را حفظ مي كند وزانت ديني و اخلاقي داشته از افراط و تفريط بدور باشد.
اين چنين شخصيتي سيره پيامبر(ص) و ائمه هدي(ع) را رعايت مي كند؛ نان را به نرخ روز نمي خورد- فريبكار نيست و اغراء به جهل نمي كند و خود مغرور نمي شود و دين را وسيله اهداف نفساني قرار نمي دهد؛ بلكه از دين بعنوان چراغ سعادت و كارافزار حيات طيبه استفاده مي كند.
البته در مسائل پيچيده و نيازمند به تحقيق و تفحص و كاوش و كند و كاو و جهد و اجتهاد مي كند و از عالمان دين شناس و وظيفه شناس پيروي مي كند و اگر خود چراغدار و چراغ بان حريم دين نباشد از عالمان رباني نور مي گيرد و بهره مي برد و به آنها تأسي مي جويد.

4- نصرت و ياري كردن

موضوع مهم تبلور انديشه ها و آرزوها و آرمان ها در صحنه عمل و عملياتي كردن انديشه ها و ديدگاه هاست. اگر هزاران انديشه و فكر خوب در ذهن انسان ها باشد كافي نيست گرچه لازم است ليكن زماني افكار بلند و آرمان هاي بزرگ شكل عملي خواهد گرفت و تأثيرگذار و الهام بخش خواهد بود و سرنوشت ها را دگرگون مي كند كه از عالم ذهن و تصور به عالم واقع و تحقق برسد و ساز و كارهاي مناسب اجرائي و عملياتي براي پياده كردن آن آرمان هاي متعالي فراهم شود.
آنچه همواره تاريخ ساز و ماندگار است تبديل انديشه هاي ذهني و تصورات خيالي و آرمان هاي قلبي به جريان جاري و رود پرخروش زندگاني است. حرف را به عمل گره زدن و عينيت سازي سخن و نمود عملي يافتن.
ابر باران زا و انديشه هاي الهام بخش و تأثيرگذار و سازنده مي تواند سرنوشت را دگرگون سازد و مسير كاروان بشريت را متحول نمايد.
بدون ترديد در طول تاريخ بشريت مرداني بزرگ با انديشه ها و ايده هاي متعالي بوده اند كه توانسته اند كاروان بشريت را هدايت كنند و برهنگان و يا مظلومان را عزت بخشند و متجاوزان و متجاسران را سر جاي خود بنشانند. و اين مردان فخر بشريت و سرمايه سعادت انسان ها هستند.
اينجا ميدان بزرگ امتحان و ابتلاي الهي است؛ در اينجا شخصيت برگزيدگان تاريخ شكوفا مي شود و خدمتگزاران راستين جامعه بشريت از مرفهان بي درد و مسرفين بازشناسي مي شوند چنان كه در حديث آمده است: در كشاكش و فراز و نشيب روزگار و تحولات زمانه گوهره مردان بزرگ شناخته مي شود يا روشن و دانسته مي گردد.
آري! در دوران حوادث و طوفان هاست كه كشتيبان كارآزموده و امتحان داده و تلخ و شيرين و سرد و گرم چشيده از مدعيان بي هنر شناخته مي شود. در اينجا موضوع نصرت اسلام و قرآن و در زمره انصار قرار گرفتن و لباس نصرت دين و ياري امام عصر (ارواحناه فداه) را بر قامت پوشيدن و همچون انصار امام حسين(ع) فداكاري و جانبازي كردن، معيار است؛ صحنه-صحنه حق و باطل و ميدان كربلا و عاشورائيان تاريخ و تاريخ سازان پاك سرشت و روشن ضمير و تفكيك آنها از طاغوتيان و يزيديان است.
خط جدايي وفاداران راستين مكتب امامت و ولايت از سست عنصران خودباخته و سرانجام تحقق اين معناي بلند و سنت الهي كه:
«كم من فئه قليله غلبت فئه كثيره باذن الله.»
ياران امام زمان (عج) و دوستداران آن بزرگوار در زيارتنامه شريف و دعاي عهد مكرر بر اين وفاداري و فداكاري و بصيرت و نصرت در راه تحقق آرمانهاي حضرت(عج) تاكيد نموده و بر اين ايمان و ايثار عشق مي ورزند. من آماده نصرت شما هستم تا خداوند دين خودش را بواسطه شما زنده كند.
من با شما هستم با شما نه با دشمنان شما.
كاش من با شما و در كنار شما بودم و به درجه رفيع شهادت نائل مي شدم و به اين فوز بزرگ و عظيم مي رسيدم.

5- وفاداري و فداكاري

چون آرمانها بزرگ واهداف متعالي و جهاني و جاودانه است بقدر اهداف بايد عزم و اراده و انگيزه و عشق و ايمان و تلاش و مجاهدت باشد و گرنه «نابرده رنج گنج ميسر نمي شود» - «من جد و جد» هر كس تلاش كند به هدف خواهد رسيد؛ بايد در ميدان مسابقه به سوي خيرات و بركات بر همگان سبقت گرفت و در يك رقابت نفس گير قله هاي شرف و فضيلت را فتح كرد و چراغ نوراني عزت و شرف را به دست گرفت.
چون آرمان مهدويت (ع)، بزرگترين و بالاترين آرمانهاي بشريت است به مجاهدت و رياضت و عشق و فداكاري نياز دارد؛ هرگز نازپروردگان نبرند ره بجائي و مرده دلان پيروز نخواهند شد.
بايد با نشاط و عزم و اراده، با جهاد و اجتهاد و با صبر و استقامت بپا خواست و بر خداوند متعال توكل كرد كه «من يتوكل علي ا... فهو حسبه.»
مفاد دعاهاي عهد و افتتاح، پيمان با ولي عصر ارواحنا فداه و بيعت با آن حضرت و آمادگي و تدارك همه جانبه براي هرگونه جانفشاني و جانبازي است.
اين دست بيعت در دست ولي عصر ارواحنا فداه تا قيامت است و آمادگي آنقدر بالاست كه اگر مرگ نيز حائل و واسطه شود باز اعلان آمادگي نموده تا از قبر سربرآوريم و در ركاب جانان جانفشاني كنيم.
اين عهد وفاي به عهد الهي و پيمان ربوبي، وفاي به بيعت، وفاي به ميثاق امامت، وفاي به ولايت الهي و ولايت اولياي الهي، است؛ از عالم ذر تا غدير خم و تا يوم الانذار و حديث منزلت با خمسه طيبه اهل كساء و آيه تطهير و مباهله وفاي به اهل البيت(ع) و مودت در رابطه با ذوالقربي و رسول اكرم(ص) و حديث شريف ثقلين و مظاهر اسماء الله الحسني و صفاته العلياء وفاي با آن كس كه تجلي آيه نور است و تحقق آيه شريفه «و من عنده علم الكتاب» و آيه شريفه «وجعلنا هم ائمه لما صبروا و كانو بآياتنا يوقنون» همه تجلي اين تولي است. هم ايشان كه فرمانروايان كشور صبر و يقين و پاسداران و حافظان حريم توحيد و امناي الهي بر وحي و تنزل هستند.
وفاي به عهد فطرت، كه ريشه در تكوين و تشريع هر دو دارد و تشريع نيز مكمل تكوين است و معرفت اكتسابي نيز ظهور معرفت فطري است ثمره اين شجره طيبه است. امامت معصومين (ع) كه الگوي همه ارزشهاي مكتب مي باشد و امامت و عدالت، عصمت و طهارت همگي ريشه در عمق فطرت و سرشت عالم دارد.

6- اعتصام به حبل الله

قرآن كريم همه ما را به اعتصام و چنگ زدن به ريسمان استوار الهي و صراط مستقيم ربوبي و تمسك به حبل الله امر مي كند.
اعتصام به حبل الله داراي مراتب و منازل فراوان فردي و خانوادگي و اجتماعي و سياسي و ظاهري و باطني و اخلاقي و اعتقادي و معرفتي است و ابعاد گسترده حيات انسانها را پوشش مي دهد.
اعتماد به حبل الله در درجه اول از عشق و ايمان بالله و ذكر و انس با حضرت حق و توسل و توكل به او شروع مي شود.
حبل الله ريسمان الهي است و موجب صعود انسان از وابستگي ها و اسارت ها بسوي خداوند متعال مي گردد انسان را از ظلمات جهل و غفلت و جهالت بسوي نور آسمانها و زمين هدايت مي كند كه:«الله نور السموات و الارض- الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الي النور».
«حبل الله» ريسمان قرآن و عترت است؛ ريسمان امامت و ولايت و حلقه اتصال به هدايت و نصرت الهي است.
حبل الله ريسمان وحدت و همدلي، تفاهم و تعامل، عشق و محبت، اخلاص و استقامت در راه خداست.
اعتصام بحبل الله وظيفه همه مسلمانان و رمز عزت و سربلندي و اعتلاي اسلام و مسلمين است.
اعتصام بحبل الله پيوند دلها و زبانها، تجسم اخوت و اتحاد، پيوند همفكري و همكاري و تعاون بر بر و تقوي است.
براي برقراري حكومت عدل جهاني يكي از مولفه هاي موثر و سرنوشت ساز اعتصام بحبل الله است.
بايد همه اقشار مسلمين دست در دست يكديگر نهاده و براي پيروزي اسلام و مسلمانان قيام كنند و بپا خيزند.
«و اعتصموا بحبل الله جميعاً و لاتفرقوا»:
در اين آيه كريمه خداوند متعال در دستور بسيار حكيمانه و سرنوشت ساز و مكمل يكديگر بيان فرموده:
الف: همه به ريسمان الهي چنگ بزنيد.
ب: از تفرقه پرهيز كنيد.
امر است و نهي، ايجاب است و سلب، اقدام است و ترك، اقبال و تبشير به اعتصام به حبل الله و ادبار و نهي از تفرقه و تشتت.
اساس نيز بردستور اعتصام به حبل الله و نه دستور اجتماع و يا جمع شدن در يك مكان و يا زير يك سقف نه.؟!
آنچه از ما خواسته شده اعتصام بحبل الله است؛ كه همگي به ريسمان خدا چنگ بزنيم و درجهت اعتصام بحبل الله تلاش و مجاهدت و اقدام نموده و اصل را به اخوت و محبت و عدالت قرار دهيم.
چرا كه بايد تمامي انگيزه ها و گرايش ها و اقبال ها درجهت اعتصام بحبل الله باشد و بس؟!

7-نيت و انگيزه الهي

نيت اساس وريشه عمل است«النيه اساس العمل»؛ عمل بي ريشه مانند درخت بي بن است همانطور كه درخت بدون ريشه موضوعيت نخواهد داشت و ثمر نخواهد داد؛ اعمال انساني نيز تابع ريشه ها، مباني فكري و اعتقادي و انگيزه است؛ اميرالمؤمنين در نهج البلاغه فرموده اند:«بدان هر ظاهري باطني متناسب با خود دارد، آنچه ظاهرش پاك و پاكيزه باشد باطنش نيز پاك و پاكيزه خواهد بود و آنچه ظاهرش پليد باطنش نيز پليد باشد خواهد بود. و پيامبر (ص) فرمود: بدان براي هر عملي رويش هست و هر رويشي از آب بي نياز نيست1.
و بدان براي هر عملي گياهي است و هيچ گياهي از آب بي نياز نيست و آب ها مختلفند آن آب كه پاك باشد سيراب كردنش، كشتش پاك و ميوه آن شيرين خواهد بود و آنچه كه سيراب شدن آن پليد باشد، كشتش پليد و ميوه اش تلخ خواهد بود.
«نيت» قوام شخصيت انسان را تشكيل مي دهد و گفتار انسانها از شخصيت روحي و معنوي آنها شكل مي گيرد و تحت هدايت تعقل و روح و جان و قلب عمل مي كند؛ هرچه روح قوي تر قلب نوراني تر- انگيزه ها الهي تر عمل شايسته تر خواهد بود؛ شاكله وجودي انسانها را مجموعه اي از افكار و انگيزه ها و اخلاقيات و اعمال تشكيل مي دهد و ساختار و ساختمان فكري و روحي انسانهاست كه ساختار عملي و رفتار و گفتار و روابط انساني و اجتماعي انسانها را سامان مي دهد و مي سازد و چه بسا آيه شريفه «قل كل يعمل علي شاكله».
به اين حقيقت اشاره نموده و پرده از روي اين واقعيت برگرفته كه شاكله وجودي انسان و قوام حيات او را انگيزه هاي باطني و روحيه ها مي سازند.
و اساس بناي وجودي انسان به افكار و نيات او وابسته است.
در روايتي اميرالمؤمنين(ع) مي فرمايند: كردارها و رفتارها و گفتارها. ميوه ها و ثمرات نيت ها و انگيزه هاست؛ فرداي قيامت مردمان برحسب نياتشان محشور مي شوند.
علت خلود اهل آتش در آتش نيات و شخصيت باطني آنهاست و علت جاودانگي اهل بهشت در بهشت نيز نيات و شخصيت باطني و هويت دروني آنهاست و جوهر وجودي انسانها منشأ است و قلب آنها نه قالب آنها. اعمال و اشكال و فرمهاي ظاهر و قالبي نشاندهنده باطن و حقيقت انسانهاست و شاكله انسانها را نيات انسانها مي سازد. نيات خير و حشر نيز به تراوشات روح و تنزلات حقيقت انسانها مربوط مي شود.
نيت ها زمينه ساز الطاف و عنايات خداوند متعال است؛ نيت ها عامل توفيق و تداوم لطف الهي است نيت پاك گوهر بي بديلي است كه هرگز قابل جايگزيني نيست.
بايد كوشيد تا اين سرمايه ارزشمند را تحصيل كرد؛ بايد از خدا خواست و در دعا و انابه به درگاه ايزدي و اخلاص در عمل كوشيد؛ نيت پاك عامل بركت است و سرمايه سعادت؟!
بايد با انگيزه الهي براي كسب مكارم و عشق به خدمت و پاسداري و صيانت از مكتب توحيد بپا خواست.
بايد عازم و مصمم بود و با عزم و اراده براي پيشبرد آرمانهاي بلند و متعالي اسلامي كوشيد؛ بايد پرچم عزت و شرف را بدوش گرفت و تا فتح قله ها نهراسيد نبايد مأيوس شد و بايد كار را چنان دنبال كرد كه رهبران الهي انجام دادند و كربلائيان با خون نوشتند و عاشورائيان در اين رابطه عشق بازي كردند. آنچه ربي ها و ربانيون انجام دادند، آنچه مردان خدا و رجال دين برگزيدند همان را بايد برگزيد، مرداني كه تجارت و بيع آنان را از ياد خدا غافل نمي كند و البته خداوند نيز توفيق خواهد داد و خريدار هم خداست كه «ان الله اشتري من المؤمنين انفسهم و اموالهم.»

8-صبر و استقامت در راه خدا

دين ما ميدان جهاد و مجاهدت در راه خداست؛ ميدان فداكاري براي حاكميت ارزشهاي الهي است و عرصه مبارزه با شياطين و طاغوتيان و عمال آنهاست.
و جز با صبر و استقامت و مجاهدت و رياضت و برنامه ريزي و تدبير حكيمانه توفيق چشمگير حاصل نخواهد شد؛ اين عرصه، عرصه تبلور ايمان راستين اصحاب يقين و تقابل با جريانهاي سلطه گر و استكباري عالم است. از يك سو اصحاب معرفت و خدمتگزاران با صداقت و امانت و از سوي ديگر ارباب قدرت و سردمداران شرك و نفاق و خيانت در برابر يكديگر قرار گرفته و]تا بود چنين بوده و تا هست[ چنين هست و تنها راه تدبير حكيمانه و صبر و استقامت در راه خدا و توكل علي الله است.
«و من يتوكل علي الله فهو حسبه» خداوند خود كفايت خواهد فرمود. اگر مسلمانان در صدر اسلام پيروز شدند و اگر قله ها را فتح كردند و اگر تا اندلس و قرناطه و اشبيليه و قرطبه پيش رفتند و اگر فرهنگ و تمدن در شرق و غرب عالم ساختند و اگر از ايروان تا قيروان و از سمرقند و بخارا تا پكن و مالزي و اندونزي و تايلند و شرق دور تا غرب اروپا و شمال آفريقا همه جا فرهنگ و تمدن اسلامي درخشيد و دلها را زنده كرد و به امت اسلامي هويت بخشيد و چراغهاي نوراني اسلامي را روشن كرد و مرزبانان بزرگي براي پاسداري از اسلام ساخت و ابن سيناها و مولوي ها، سعدي ها و حافظ ها، شيخ طوسي ها و شيخ مفيدهاو شيخ بهائي ها و شيخ انصاري ها و خواجه نصيرالدين طوسي ها و ملاصدراها و ابن عربي ها را ساخت.
و هزاران انسان وارسته و عالم و عارف و فيلسوف و حكيم و رياضي دان و پزشك و فيزيكدان و شيمي دان بزرگ تربيت كرد- كه قطعا تحولات امروزي غرب مديون فداكاري هاي ديروز مسلمانان و انديشمندان عالم اسلام است- اين همه به بركت اسلام اصيل است؛ اگر پيوند رنسانس در غرب را از دنياي اسلام و فرهنگ و تمدن اسلامي جدا كنيم هرگز رنسانس فرهنگي و تمدني و تحولي در غرب بوجود نمي آمد و اينهمه مديون جهاد بزرگ علمي و عملي انديشمندان اسلامي و بيدادگران اقاليم قبله و سرداران ادب و قلم و زبان و فكر و انديشه است و امروز نيز دنياي اسلام به اين جهاد نوراني نيازمند است.

9- مجاهدت در راه خدا

جهاد همه جانبه و فراگير براي احياي مجد و عظمت اسلامي يكي ديگر از صفات ياوران مهدي(عج) و يكي از ويژگيهاي ارباب ادب و معرفت و شيفتگان حق و عدالت است.
جهاد، مايه عزت امت اسلامي است، جهاد مفهوم وسيع و ابعاد گسترده اي دارد.
جهاد علمي و عملي، اخلاقي و معرفتي و مبارزه و تلاش همه جانبه براي عزت اسلام و مسلمانان و براي پاسداري از ارزشهاي اسلام و امت اسلامي و تمامي مظلومان و مستضعفان عالم يك رسالت الهي است؛ آري! «المؤمن علوي و المؤمن مجاهد» مؤمن علي گونه است و مؤمن مجاهدست.
جهاد در معارف ديني ابعاد گسترده اي دارد:
1- جهاد با نفس 2- جهاد تبليغي 3- جهاد با دشمنان يا جهاداكبر و جهاد اصغر
روش جهاد نيز بسيار مهم و قابل توجه و تأمل است؛ جهاد بر مبناي تقوي و حكمت و در جهت تحقق عدالت و آرمانهاي الهي «و جاهدوا في الله حق جهاده» آنچنان كه شايسته خداوند است در راه خدا جهاد كنيد. يا «جاهدهم به جهاداً كبيراً» كه جهاد تبليغي و تبشيري حكيمانه دين و معارف الهي است.
روشها نيز در اين عرصه ها بسيار مهم است و از همه مهمتر الگو بودن مجاهدان راه خدا و شايستگي و بايستگي براي ارائه چهره اي درخشان و جذاب و با نشاط و تأثيرگذار و انسان ساز و عالم پرور و صادق امين و قابل اعتماد و اطمينان از مكتب اسلام است كه بسيار مهم و سرنوشت ساز است.
بايد مؤمنان راستين اين چنين باشند شاخص و صادق امين، مؤمن بالله و به رسول الله. عارف بالله و باليوم الاخر داراي روحيه اتكاي به نفس و اتكال علي الله.
بايد اهل بيت رسول الله را الگو قرار دهيم و با الهام از ايشان راه ايشان را تداوم بخشيم و احياگر كرائم اخلاق و محاسن آداب باشيم كه ايشان گنجينه هاي رحماني و تجلي كرائم قرآن كريم هستند قرآن مجسم و مظهر صدق و صفا و عدل و وفا و خزانه داران غيب و دربانان حريم يقين و پاسداران وحي و مؤمنان راستين و پاسداران سنن الهي و مدافعان حريم توحيد و رسالت و مرزبانان علم و حكمت و معرفت هستند2.

10- پرهيز از آلودگي ها و انحرافات

سلامت انسان از انحرافات و آلودگيها و پرهيز از گناهان و لغزشها بزرگترين رمز موفقيت او در عرصه هاي مختلف فردي و اجتماعي خواهد بود.
آلودگيها و انحرافات و گناهان عامل انحطاط و سقوط انسان است؛ گناه- فرد و جامعه را آلوده مي كند و عامل سقوط و انحطاط يا اضمحلال مي شود؛ در برابر آن حفظ و صيانت خود و جامعه از آلودگيها و انحرافات و مقاومت در برابر لغزشها و خطاها نشاندهنده صلابت و مقاومت انسان، عزم و اراده او، صلابت و پايمردي در راه خداست. يكي از معيارهاي اصلي براي شناسائي انسانها و جوامع انساني سلامت در برابر لغزشها و آلودگيهاست.
شاخص تقوي، عفاف، امانتداري و صداقت در كارها را بهترين نشانه ها در شادابي و پويائي و تحرك جوامع است؛ و آلودگي و انحرافات گوناگون اخلاقي و جنسي و اجتماعي، بزرگترين نشانه سقوط و انحراف و انحطاط است.
در جامعه اسلامي، ارزشها حاكم است و جرم و گناه و آلودگي و انحراف راه ندارد و ملاك جامعه اسلامي رعايت اصول و ارزشهاست والا با ادعا و تظاهر جامعه، اسلامي نخواهد شد. اگر ما در انتظار حكومت عدل جهاني هستيم بايد زمينه ها و بسترها را براي آن شرائط فراهم كنيم، بايد ارزشها گسترش پيدا كند- بايد ملاكهاي الهي حاكم باشد؛ بايد صفات و اوصاف اهل تقوي فراگير باشد؛ در جامعه اسلامي همگرائي، همدلي، همفكري، دين باوري و ورع و تقوي حاكم است؛ روح تعاون برا بر و تقوي و تواصي بحق و تواصي به صبر زنده است.
امر بمعروف و نهي از منكر رواج دارد- ارزشها زنده و گناه و آلودگي ها منفور است.
عفاف و پاكدامني ارزش دارد؛ فساد و فحشا مطرود است؛ اهل تقوي عزيز و محبوبند و اهل فجور ذليل اند. شايستگان سربلندند و آلودگان سربزيرند؛ لطف خداوند شامل حال همه است و بركات خداوند نازل و همه با يكديگر در جهت رضايت خداوند همراه و همسو و وفادارند.
و اينست معنا و مفهوم امت اسلامي و امت قائمه به عدل و قسط و حق.
منبع:روزنامه کیهان

اندیشه ولایت در مورد بسیج

بازخوانی بیانات مقام معظم رهبری در جمع هیئت دولت یازدهم
 

بسم الله الرحمن الرحیم

آموزه ها وپیشنهادهای اجرایی نمودن بیانات و اندیشه های ولایت در بسیج و جامعه


با عرض سلام خدمت مخاطبان و بسیجیان گرامی و پرتلاش ، با عنایت خداوند متعال توفیق یافتیم ، بخش دیگری از فرازهای بیانات امام خامنه ای ( حفظه الله ) در دیدار با رئیس جمهور محترم و اعضاءهیئت دولت یازدهم که در تاریخ(04/06/94) مورد بازخوانی و بررسی قرار دهیم و آموزه ها و پیشنهادهای اولیه بدست آوریم .


ابتدا جهت یادآوری و بازخوانی مجدد ، فرازهای مورد مطالعه ، بیان و سپس به ازاء هر فراز از بیانات ، آموزه ها و پیشنهادهایی برای اجرایی نمودن آنها در درون بسیج و جامعه تقدیم می گردد .


فراز های مورد بازخوانی و مطالعه :
فراز چهارم- توجه همیشگی مسئولین به اصول ثابت نظام مقدّس جمهوری اسلامی
... زمان تغییر پیدا میکند؛ جریان گوناگون فرهنگها و ارزشها و مانند اینها هم می‌آید [و] میرود -طبیعت زمانه این است- تحوّلاتی در ذهنها، در فکرها به‌وجود می‌آید لکن یک اصول ثابتی وجود دارد که این اصول را بایستی همواره در نظر داشت. برای ما مسئولین در نظام مقدّس جمهوری اسلامی، این اصول ثابت را میتوان در شخصیّت این دو مرد عزیز و بزرگوار جستجو کرد و یافت. خب، ما با اینها بخصوص با مرحوم باهنر، سالهای متمادی مأنوس بودیم، با مرحوم رجائی هم همین‌جور؛ از قبل از انقلاب تا دوران مسئولیّتها و در مجلس و بیرون مجلس؛ واقعاً خصوصیّاتی داشتند که ما اینها را بایستی از یاد نبریم. به نظر من ایمانشان به این راه، به این اهداف، اهدافی که امام ترسیم کرده و جمهوری اسلامی مظهر آن اهداف است، شاخص خیلی مهمّی است؛ اخلاصشان؛ روحیّه‌ی خدمتگزاری‌ای که در اینها وجود داشت که واقعاً شب و روز نمی‌شناختند و برای خدمتگزاری کار میکردند.


 روحیّه‌ی مردمی بودن و انس با مردم، تماس با مردم، از نزدیک پای صحبت مردم نشستن؛ راه‌هایی باز کردن -خب ماها به حکم مسئولیّت یک محصوربودن‌هایی داریم، یک محدودیّتهایی داریم- که گذرگاهی باشد برای تماس با متن زندگی مردم. من به آقای رئیس‌جمهور هم چندبار تا حالا گفته‌ام که این سفرهای استانی خیلی چیز خوبی است، این یکی از آن کارهای بسیار مثبت است، به دولتهای قبل هم همین سفارش را من همیشه میکردم؛ یکی از راه‌ها این است؛ رفتن به خانه‌ی مردم، رفتن منزل شهدا -که حالا الحمدلله این کار تا حدودی باب شده و کار خوبی است- راهی برای تماسهای گوناگون مردم؛ اینها خیلی مهم است. این کارها روحیّه‌ی مردمی بودن و شناخت مردم را در انسان حفظ میکند و نگه میدارد. وقتی این نباشد، انسان از حال جامعه غافل میشود و همیشه نگاهش به کلّیّات [است‌]؛ مثل کسی که با هواپیما دارد از روی یک شهری عبور میکند؛ بله، کلّیّت شهر را انسان بهتر از کسی که پایین است میبیند، امّا [اینکه‌] داخل این کوچه‌ها، داخل این خیابانها چه خبر است، داخل خانه‌ها چه خبر است، در مغازه‌ها چه [خبر] است، مراجعه‌کنندگان چه کسانی هستند، اینها را آن کسی میفهمد که برود در این کوچه‌ها راه برود؛ حالا همان مقدار محدودی که ممکن هست؛ مردمی بودن خیلی مهم است.


 برای خودشان از مقامی که داشتند، کیسه ندوخته بودند؛ این یکی از چیزهای مهم است. این‌جور نباشد که ما فکر کنیم حالا که یک مسئولیّتی داریم، این را وسیله‌ای قرار بدهیم برای تأمین آینده؛ همچنان‌که در مسئولان بسیاری از کشورهای دنیا این هست و این را وسیله‌ای قرار میدهند برای اینکه در آینده در هیئت‌مدیره‌ی فلان شرکت عضو باشند، در فلان مرکز مالی حسّاس سهم داشته باشند. پایبندی به مبانی انقلاب و امثال اینها؛ اینها خصوصیّت این دو شخصیّت بود؛ اینها را باید در نظر داشته باشیم و خودمان را با اینها تطبیق بکنیم.
 یکی از خصوصیّات رفتار مسئولان این است که در جامعه فرهنگ‌سازی میکند؛ یعنی ما چه‌جوری مشی کنیم، چه‌جوری حرف بزنیم، چه‌جوری زندگی کنیم، با چه کسی معاشرت کنیم، با چه کسی قطع [رابطه‌] کنیم. این در جامعه فرهنگ‌سازی میکند. بنابراین شما کاری که دارید انجام میدهید، خدمتی که دارید میکنید -در هر بخشی که هست- اگر همچنان‌که مورد انتظار است و بحمدالله تا حدود زیادی هم در بسیاری از بخشها بحمدالله تأمین‌شده است، وقتی با اخلاص همراه باشد، با کار فراوان همراه باشد، با دلسوزی همراه باشد، علاوه بر اثری که خود این کار در واقعیّت بیرونی میگذارد، یک اثر بلندمدّت هم میگذارد و آن عبارت است از همین فرهنگ‌سازی. مردم به ما نگاه میکنند، به شما نگاه میکنند؛ رفتارهای ما، مَنِشهای ما سازنده‌ی فرهنگ عمومی مردم است. بنابراین یاد این دو برادر خوب و عزیز و سعادتمند را گرامی میداریم و امیدواریم ان‌شاءالله که بتوانیم همه‌ی ما هم در همین صراط حرکت کنیم.


الف ) آموزه ها وپیشنهادها ی اجرایی فراز چهارم بیانات :
1-    توجه داشته باشیم بخشی از وضعیت کنونی فرهنگ عمومی جامعه ، ناشی از رفتار و عمل مسئولین است  و تلاش نماییم  با اصلاح رفتار خویش ، ضمن نقش آفرینی موثر ، وضعیت کنونی را مهار و بهبود ببخشیم .
2-    در بسیج هم باید مدیریت بیشتر متمایل شود به بدنه ، فرماندهان و مدیرانی در بسیج هستند که وقتی می گوییم با بسیجیان ارتباط برقرار کنند ومدیریت را متمایل به بدنه نمایند ، تعجب می کنند!! و می کویند مگر می شود . بنابراین باید تلاش شود تا این مهم با درایت و کارایی بالا تحقق یابد .
3-    باید معاونت تربیت و آموزش در خصوص ارتباط فرماندهان و مدیران بسیج با مردم و بدنه بسیج ، مقالات ، سلسله مباحث کوتاه و جذاب برای آگاه سازی مدیران و فرماندهان رده های مختلف بسیج در قالب های مختلفی و ظرفیت هایی که در اختیار دارد تهیه و در دسترس آنان قرار دهد .
4-    مهمترین شاخص های مدیریت مردمی و جهادی همین شاخص هایِ اخلاص ، کارفراوان ، دلسوزی و ارتباط مستمر با مردم و بدنه جامعه می باشد و این مهم باید در مدیریت مدیران و مسئولین بسیج در تمام سطوح، جاری و نهادینه شود .


فراز پنجم و ششم - لزوم پخش گزارش فعالیت ها و کارهای مقبت دولت
5- لزوم پخش گزارش اعضای هیات دولت ازصداوسیما
آقایان این گزارشها را لازم میدانم از اعضای محترم دولت، بخصوص از رئیس‌جمهور محترم تشکّر کنم و تقدیر کنم به‌خاطر زحماتی که میکشید. گزارشهای امروز گزارشهای خوبی بود، و خیلی مناسب است که این گزارشها منعکس بشود، مردم بشنوند از شما. از جناب آقای سرافراز(۳) درخواست میکنیم که با صدای خود آقایان این گزارشها را پخش کنید، یعنی مردم از آقای نعمت‌زاده، از آقای زنگنه، از آقای چیت‌چیان، از بقیّه‌ی برادرها، آن کارهایی را که انجام گرفته بشنوند. این خیلی خوب است؛ یعنی مردم خاطرجمع بشوند که برادرها دارند کار میکنند، دارند زحمت میکشند، همه سرگرمند.


6- اشاره به کارهای مثبت دولت
 ... کارهای مثبتی هم شده، منتها همواره در ذهن همه‌ی ماها باید باشد که آن چیزی را بیان بکنیم که وقتی مردم به واقعیّت زندگی خودشان نگاه میکنند، تصدیق کنند آن را، یعنی ببینند که واقعاً همین‌جور است. من آن وقتی‌که آقای دکتر هاشمی این طرح سلامت را مدّتی بود شروع کرده بودند، عمداً از بعضی‌ها سؤال کردم؛ از مراودین و کسانی که از آحاد مردم -خویشاوند، دوست، گاهی در سفر مشهد، در جایی دیگر- دیدم مردم احساس کردند این را، یعنی میگفتند بله، ما مثلاً بیمارستان رفتیم این‌جوری بود؛ خب، این خیلی خوب است. بعضی از کارها از دسترس مردم دور است و اینها را مردم نمی‌بینند، آثار ثانویّه‌ی آن به آنها خواهد رسید لکن بعضی از کارها هست که در اختیار مردم است؛ یک [چنین] چیزهایی را بایستی مطرح کرد. آنچه حالا من عرض میکنم، آرامش نسبی و ثبات نسبی در مسئله‌ی اقتصاد محسوس است؛ این را همه گزارش میکنند، به ما هم که از جاهای مختلف گزارش میرسد، میگویند که این وجود دارد. این یکی از امتیازات است که نوسانات تند مهار شده و وجود ندارد در عرصه‌ی اقتصاد، که خب، باید این را مراقبت کرد که محفوظ بماند.


مسئله‌ی کاهش تورّم خیلی خوب است. البتّه به این مقدار تورّمی که الان هست ما راضی نیستیم، یعنی تورّم دو رقمی. حالا اشاره کردند آقای رئیس‌جمهور که تورّم به سیزده و خرده‌ای مثلاً رسیده -که همان تورّم سالیانه البتّه ملاک است؛ تورّم نقطه به نقطه چیز مورد اعتنائی نیست، چیز مهمّی نیست؛ عمده همین تورّم سالیانه است- خب کشورهایی در دنیا که تورّم دو رقمی دارند معدودند، خیلی کمند و ما جزو کشورهایی هستیم که تورّم دو رقمی داریم. ما بایستی برسیم به تورّم زیر ده، یعنی همّت باید این باشد؛ باید تلاش کنیم که به این برسیم. حالا گاهی اوقات به‌خاطر عوارضی -عوارض بیرون از اختیار و گاهی عوارض داخل اختیار- تورّم رشد میکند، خب این پیدا است که ماندنی نیست و آن تورّمهای سطح بالا هیچ‌وقت استمرار پیدا نکرده؛ اینها را بالاخره به یک شکلی به سِیر نزولی میکشانند و کشانده‌اید الحمدلله؛ توانسته‌اید؛ منتها به این اندازه اکتفا نکنید؛ تورّم را [پایین‌تر بیاورید]. ولی خب خوب است. خود اینکه حالا فعلاً به سیزده چهارده رسیده، یک قدم بزرگی است.


 تلاشی که برای خروج از رکود میشود -من البتّه در مورد رکود حالا عرضی خواهم کرد، در صحبتهای دو نفره بعضی از مطالب را به آقای رئیس‌جمهور هم عرض کرده‌ام- که بالاخره دارید تلاش میکنید برای خروج از رکود، این خیلی مهم است، چون مسئله‌ی رکود، مسئله‌ای است که هم روی تورّم میتواند اثر بگذارد، هم روی اشتغال میتواند اثر بگذارد؛ امر مهمّی است مسئله‌ی رکود در کشور. تلاش خوبی دارد انجام میشود.


مسئله‌ی سلامت یکی از نقاط خوب است. کارهای علمی که در معاونت علمی دارد انجام میگیرد، کارهای باارزشی است. مسئله‌ی آبیاری زمینها که معاون اوّل محترم هم در این قضیّه فعّال شدند و خوزستان و ایلام و زابل و جاهای دیگر را مثل اینکه خود شما [رفتید]. (زابل را نرفتید؟ بله، پس زابل را هم حتماً بروید؛ خوب شد که گفتیم.) اینها حتماً کارهای خوبی است که انجام گرفته.


مسئله‌ی هسته‌ای هم همین‌جور. حالا ما درباره‌ی مسئله‌ی هسته‌ای تا حالا خیلی حرف زدیم، مطالب زیادی گفته‌ایم و شنیده‌ایم و آنچه مهم است این است که این مذاکرات را آقایان توانستند ختم کنند، چون بالاخره خود کِش دادنِ مذاکرات یک مسئله‌ای بود و توانستند سر این مسئله را ببندند؛ خود این خیلی کار مهمّی است. حالا ان‌شاءالله که اگر گوشه‌کنارش مشکلی هم وجود داشته باشد، با تدبیر شماها و دیگرانی که مسئولند، برطرف خواهد شد. به‌هرحال از همه‌ی برادران و خواهران که مشغول کار هستند، ما تشکّر میکنیم.


ب ) آموزه ها وپیشنهادها ی اجرایی فراز پنجم  و ششم بیانات :
1-    از شیوه های صحیح مدیریتی این است که موفقیت ها مورد توجه قرار گیرد و در کنار آن کاستی ها و نواقص و معایب با بیانی شیوا و اقناع کننده مطرح شود . ( این شیوه در بیانات مقام معظم رهبری ( حفظه الله ) همواره مورد توجه و عنایت قرار گرفته است ) و الگویی برای کلیه مسئولان و مدیران کشور و به خصوص مدیران و مسئولین بسیج در تمام سطوح و رده ها می باشد .
2-    در خصوص بررسی و آسیب شناسی طرح سلامت ، کارگروه تخصصی مشغول مطالعه هستند و پس از اتمام کار ، نتایج جهت کارآمدی نظام اسلامی به مراجع ذی ربط و مسئول تقدیم خواهد شد .
3-    تورم اگر از راه صحیح مهار شود ، اشتغال هم ایچاد می نماید ، تورم از طریق تولید باید مهار شود نه صرفاً کنترل نقدینگی .

فراز هفتم- نگرانی‌های و دغدغه‌های بنده ازتمام شدن مسئله‌ی هسته‌ای
 یک نکته‌ای را من در این مسئله‌ی هسته‌ای و تمام شدن مسئله‌ی هسته‌ای در ذهنم هست که جزو نگرانی‌های من است، جزو دغدغه‌های بنده است و آن این است که ما توجّه کنیم به هدفهایی که دشمنان صریح جمهوری اسلامی در ذهن خودشان دارند میپرورانند و کارهایی که میخواهند انجام بدهند. مسلّم است که دشمنی‌های دشمنان جمهوری اسلامی از اوّل انقلاب تا حالا کاسته نشده؛ بله، یک جاهایی دشمنی‌ها و اِعمال دشمنی مهار میشود -در این شکّی نیست- لکن این به‌معنای این نیست که دشمنی‌ها کم شده. اعتقاد ما این است که دشمنیِ رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی یا دولت ایالات متّحده‌ی آمریکا با ما از اوّل تا حالا هیچ کم نشده؛ البتّه هر کدام به یک دلیل؛ رژیم صهیونیستی به یک دلیل با ما دشمنی دارد، آمریکایی‌ها به یک دلیل دیگری است، منتها همان اندازه آنها هم با ما بدند، آنها هم با ما دشمنند، و این دشمنی کاسته نشده؛ همان کارهایی که از روز اوّل انقلاب میکردند، امروز هم میکنند؛ منتها خب کارها تطوّر پیدا کرده، شیوه‌های کاری آنها تحوّل پیدا کرده؛ پیشرفت پیدا کرده؛ یک‌وقت یک‌جور دشمنی میکردند، ضربه میزدند، حالا با ابزار دیگری، با وسیله‌ی دیگری؛ این را نباید از نظر دور داشت. این را مطلقاً همه‌ی مسئولین مختلف -فقط مخصوص وزارت خارجه و آقای دکتر ظریف نیست؛ دستگاه‌های مختلف، دستگاه‌های اقتصادی، دستگاه‌های فرهنگی- توجّه داشته باشند که ما در داخلِ نقشه‌ی طرّاحی شده‌ی دشمن قرار نگیریم و بازی نکنیم؛ که فلان تصمیمی که ما میگیریم، چه در زمینه‌ی سیاست، چه در زمینه‌ی اقتصاد، چه در زمینه‌ی تجارت، چه در زمینه‌ی فرهنگ، کمک بکند به آن بسته‌ی تعیین‌شده‌ی دشمن که برای خودشان هست. ما از حرفهای اینها و از نوشته‌جات اینها و از اظهارات گوناگونشان میتوانیم مقاصدشان را بفهمیم؛ یعنی اینکه بنده دارم میگویم دشمنی، نه اِخبار از غیب و نه خواب دیدن و نه تخیّلات و توهّمات است؛ نه، واقعیّتهایی است که جلوی چشم ما است. ممکن است اظهارات آنها جور دیگری باشد امّا واقعیّتهای خارجی -آنچه محسوس و ملموس ما است- همان دشمنی را نشان میدهد و شاخصهای دشمنی است؛ منتها با شیوه‌های خاصّ خودش.


حالا ما در مقابل این دشمنی باید چه کار بکنیم، آن بحث دیگری است [امّا] دشمنی را فراموش نکنیم؛ حرف من این است. وقتی‌که شما از یاد نبردید که یک جبهه‌ای روبه‌روی شما است، پشت سنگر نشسته‌اند، سلاحهایشان را آماده کرده‌اند، آن‌وقت به اقتضا [عمل میکنید]؛ یک وقت نگاه میکنید، [می‌بینید] لازم است تیراندازی کنید [یا] لازم است ساکت بشوید [یا] لازم است داخل سنگر بروید [یا] لازم است از سنگر بیرون بیایید؛ آنها بحثهای بعدی است؛ عمده این است که فراموش نکنیم که در مقابل ما یک جبهه‌ای وجود دارد -جبهه‌ی دشمن- که بنای بر دشمنی [دارد]. البتّه این خطاب فقط به مسئولان دولتی نیست؛ همه‌ی آحاد مردم، بخصوص عناصر دلسوز انقلاب و کسانی که آماده‌ی خدمت به انقلاب هستند، بایستی مورد توجّه‌شان باشد؛ منتها مسئولیّت دولتمردان در این زمینه طبعاً بیشتر است و بیش از دیگرِ وفاداران به انقلاب است.


به نظر من کاری که علی‌العجاله باید کرد این است که در اتّخاذ مواضع انقلابی، باید صراحت داشت؛ یعنی رودربایستی نکنیم. مواضع انقلابی را، مبانی امام بزرگوار را صریح بیان کنیم، خجالت نکشیم، رودربایستی نکنیم، ترس نداشته باشیم و بدانیم که «وَ للهِ‌ جُنودُ السَّمٰواتِ وَ الاَرضِ وَ کانَ اللهُ عَزیزًا حَکیمًا».(۴) همه‌ی امکانات عالم و سنن عالم، جنود الهی هستند، میتوان آن جنود الهی را پشت سرِ خود قرار داد و به کمک خود کشاند با توکّل به خدا، با پیمودن راه خدا.


و هوشیار باشیم؛ من چند روز قبل از این، در صحبت گفتم که اینها در صدد نفوذند، در صدد رخنه کردنند؛ این رخنه از جاهای مختلفی ممکن است باشد؛ مواظب باشید. یک وقت آدم خبر میشود که فرض بفرمایید فلان سازمان آمده یک بخشی از مجموعه‌ی فرهنگی ما را -مثلاً فرض کنید مهدکودک‌ها را- به یک شکل خاصّی دارد هدایت میکند؛ این را آدم میفهمد، بعد که نزدیک میشود میبیند کار خطرناکی و کار بزرگی است [امّا] آدم توجّه نداشته؛ اینها رخنه است؛ در زمینه‌های گوناگون؛ در زمینه‌های اقتصادی، در رفت‌وآمدها، در همه‌ی دستگاه‌ها؛ یکی این مسئله‌ی صراحت است.


یکی هم حفظ این یکپارچگی‌ای که خوشبختانه در مردم وجود دارد. وقتی میگوییم یکپارچگی، فوراً نباید به ذهن بیاید که حالا همه‌ی افراد جامعه مثلاً مثل برادر با هم صمیمی‌اند؛ نه، حرکت حرکت عمومی است. فرض کنید در راه‌پیمایی بیست‌ودوّم بهمن، وقتی شما نگاه میکنید، همه دارند به یک طرف حرکت میکنند؛ آیا اینها همه مثل هم هستند؟ همه از یک جناحند؟ همه از یک گروهند؟ نه، ولی جهت یکی است؛ این جهت‌گیری واحد را بایستی ما قدر بدانیم و پاس بداریم و به آن بایستی اهمّیّت بدهیم. حاشیه‌سازی نباید بشود؛ بعضی از حاشیه‌سازی‌ها تشتّت‌آور است؛ یعنی همین وحدت جهت‌گیری را به هم میزند؛ مراقب این معنا باشیم.


ج ) آموزه ها و پیشنهادهای اجرایی فراز هفتم بیانات :
باید توجه داشته باشیم کهدشمنی آمریکا صرفاً یک دشمنی تاریخی نیست بلکه در حال حاضر دشمنی های آمریکا با ملت ایران ادامه دارد و ضروری است که یاادداشتها و مقالاتی توسط اندیشمندان بسیجی در اقشار مختلف بر اساس مستندات و رفتار آمریکایی ها با ملت ایران، ملت های مسلمان و بشریت نوشته و دشمنی های فعلی آمریکا در سه بعد داخلی و منطقه ای  و جهانی به تصویر کشیده و با استفاده از ظرفیت های فضای مجازی گفتمان سازی شود. ابتدا یک فهرست از دشمنی های آمریکا بیان و سپس هر یک توضیح داده شود.
از جمله می توان به موارد زیر پرداخت:


1- دستگیری دانشمندان ایران در آمریکا
2- آموزش و سازماندهی گروه های تروریستس در شرق کشور
3- آموزش و سازماندهی جریان های ضد انقلاب در غرب کشور
4- ترور دانشمندان هسته ای ایران
5- حمایت از منافقین و حفظ آنان در داخل خاک عراق
6- جاسوسی هواپیما ها وپهبادها ی آمریکایی بر فرازمرزهای آسمان ایران
7- طراحی ماهواره های جاسوسی مخصوص ایران
8- فضای مجازی و اقدامات آمریکایی
9- بلوکه کردن و دزدی از دارایی ها ایران به بهانه های خود ساخته آمریکایی ها
10- ایجاد اختلاف در منطقه و از بین بردن زیر ساخت های کشور های مسلمان
11- آواره ساختن مسلمانان در جهان
12- ایجاد و حمایت گروه های تروریستی در جهان و کشورهای سوریه ، عراق ، یمن ، افغانستان
13- حمایت از حاکمان ظالم در کشورهای هم پیمان آمریکا و رژیم صهیونیستی
14- حمایت ازکشتار مظلومان توسط رژیم اشغالگرصهیونیستی در غزه ،
15- حمایت و پشتیبانی از جنایات رژیم آل سعود در یمن
16- کاهش سیاسی قیمت نفت برای اخلال در برنامه اقتصادی کشورهای مخالف آمریکا
17- غارت منابع زیرزمینی و کمیاب کشورها و ایجاد وابستگی اقتصادی برای آنها
18- ترویج فرهنگ مصرف زدگی و ابتذال در کشورهای مختلف
19- ایجاد ،ساماندهی و فعال سازی ظرفیت های ضد فرهنگی در کشورهای مختلف برای از بین بردن فرهنگ تلاش ، خودباوری و خود اتکایی مردم .
20- جلوگیری از پیشرفت علمی و فناوری کشورهای مختلف .
21- گسترش خشونت ، ناآرامی و دوری جوامع از محبت ، صلح و آرامش در کشورهای مختلف
22- حمایت از سرمایه داران صهیونیستی در اقصاء نقاط جهان حتی در برابر مردم آمریکا ( جنبش وال استریت)
و موارد متعدد دیگری که در عرصه ها و موضوعات مختلف می توان بر این عناوین افزود .

لازم به ذکر است که کلیه مخاطبان و اعضاء محترم بسیج در سطوح و رده های مختلف ، می توانند با بازخوانی و مطالعه دقیق فراز های مذکور ، اموزه ها و پیشنهادهای اجرایی که امکان عملیاتی نمودن آنها در محیط محله ، شهر ، شهرستان ، استان و کشور ، وجود دارد  را تهیه و  جهت بهره برداری به سازمان بسیج مستضعفین ، مرکز همفکری و هماهنگی راهبردی بسیج ، دبیرخانه شورای اندیشه ولایت ارسال نمایند.
موفق باشید   - محمدرضا نقدی     
1394/6/17

فرهنگ عمومی چیست؟

به مناسبت روز فرهنگ عمومی

مقدمه:
 

اگر روزگاری پیش در عصر کشاورزی، منبع قدرت و حرکت، «زور بدنی و نیروی بازو» بود، و اگر در دوران اولیه صنعتی و مدرن، عامل تعیین‌‌‌‏کننده سرنوشت بشر، «پول و ثروت و قدرت اقتصادی و قدرت نظامی» بود، درجهان کنونی، دیگر نه از زور برای نقش آفرینی بنیادین کاری ساخته است و نه از زر، بلکه آنچه می‌‌‌‏تواند منشأ و پایه تمام تحولات بشری واقع بشود «فرهنگ» است؛

 

الف ـ کلیات:

الف ـ 1) ویژگیهای فرهنگ:

اگر چه بحث درباره مسائل مربوط به فرهنگ عمومی، باید از تعریف فرهنگ آغاز شود لیکن به دلیلٍ تکرار در این کار از جانب دیگران و پرهیز از مناقشات و اختلاف دیدگاههای عمیقی که در مورد تعریف فرهنگ وجود دارد و نیز به منظور اجتناب از اطاله کلام، از ورود به این بحث خودداری می‌‌‌‏گردد. فقط برای نزدیک شدن به توافقی در مورد تعریف «فرهنگ عمومی»، ویژگیها و خصوصیات کلی فرهنگ را فهرست‌‌‌‏وار بیان خواهیم کرد. اجمالاً در بسیاری از تعاریف فرهنگ، ویژگی‌‌‌‏های ذیل دیده می‌‌‌‏شود:

 

1. فرهنگ نظم بخش رفتار افراد و تقویت کننده همکاری میان ‌‌‌‏آنهاست.

2. فرهنگ عموماً دو جنبه مادی و غیرمادی دارد.

3. فرهنگ یک امر اجتماعی است یعنی نمی‌‌‌‏توان آن را به یک فرد نسبت داد. مضاف‌الیه فرهنگ همواره یک گروه، یک قشر، قوم و غیره می‌‌‌‏باشد.

4. فرهنگ تغییرپذیر، انتقالی و اکتسابی است.

5. فرهنگ ممکن است جنبه اختصاصی یا عمومی داشته باشد. در مفهوم عمومی مثل میراث اجتماعی بشر و در مفهوم اختصاصی مثل میراث اجتماعی جامعه معینی است.

6. زمان شکل‌‌‌‏گیری فرهنگها متفاوت است.

7. ابزار سازی و سخن گفتن دو عامل اصلی تثبیت موقعیت فرهنگ است.

8. فرهنگ مهمترین و اصیل‌‌‌‏ترین وسیله و ابزار حفظ یک جامعه یا پایدارترین وجه آن است و بنابراین تغییرات آن کند است و هرگز یک شبه فرهنگ جامعه تغییر پیدا نمی‌کند.

9. فرهنگ مورد قبول اکثریت مردم می‌‌‌‏باشد.

10. فرهنگ دو کارکرد اجتماعی و روانی دارد: کارکرد اجتماعی آن جمع‌‌‌‏آوری تعدادی افراد و اشخاص در یک جماعت مشخص است، و کارکرد روانی آن قالب‌ریزی شخصیت افراد است.

11. مفهوم فرهنگ به خودی خود ارزشی ندارد و به همین دلیل، اولاً، هیچ طایفه و قشر و قومی را نمی‌‌‌‏توان بدون فرهنگ نامید، ثانیاً، می‌توان فرهنگها را براساس چهارچوبها و معیارهائی مورد سنجش قرار داد و ارزشگذاری کرد.

12. فرهنگ یک امر تحقق یافته است. فرهنگ یک جامعه، ناظر به کیفیت موجود در آن جامعه است. واقعیتی است که اکنون در آن جامعه وجود دارد. همین ویژگی یکی از وجوه تمایز بین «فرهنگ» و «دین» یا «ایدئولوژی» می‌‌‌‏باشد. زیرا دین یک امر حقیقی ناظر به الگو و وضعیت مطلوب برای آدمی است حال آنکه فرهنگ یک جامعه هیچ‌گاه کمال یافته مطلق و مطلوب نهایی نیست، بلکه همواره قابلیت تکامل دارد.

13. فرهنگ در عین اینکه یک امر واحد است، ولی مرکب و مؤلف از عناصری است که هر کدام می‌‌‌‏تواند ارزشگذاری مثبت یا منفی تلقی گردد. آنچه بعنوان فرهنگ نامیده می‌‌‌‏شود برایندی است از این جهات یا عناصر مثبت و منفی.

 

الف ـ 2)تعریف فرهنگ عمومی:

برای تعریف فرهنگ عمومی ابتدا باید منظور از کلمه «عمومی» به کار رفته در این ترکیب مشخص شود.

در مجموعه سه احتمال قابل تصور است:

1. «عمومی» صفت برای فرهنگ می‌‌‌‏باشد، اما نه به عنوان تخصیص بلکه به عنوان وصف توضیحی. در این فرض فرهنگ عمومی یعنی فرهنگی که دارای وصف عمومیت است.

2. «عمومی» مضاف‌‌‌‏الیه برای فرهنگ می‌‌‌‏باشد. مطابق این فرض، فرهنگ عمومى یعنى فرهنگى كه متعلق به عموم مردم است و مترادف با فرهنگ عامه.

3. «عمومی» وصف و قید مخصوص برای فرهنگ می‌‌‌‏باشد. در اینجا فرهنگ عمومی یعنی عرصه‌‌‌‏ای از فرهنگ که رابطه‌‌‌‏ای مستقیم با عموم مردم دارد و در برابر فرهنگ خاصه قرار می‌‌‌‏گیرد که بخش یا قلمرویی یا جنبه‌‌‌‏ای از فرهنگ قلمداد می‌‌‌‏شود که چندان رابطه مستقیمی با عموم ندارد.

از این سه احتمال، احتمال اول و دوم منتفی است. منظور از فرهنگ عمومی بیان یکی از ویژگیهای فرهنگ که تعلق آن به عموم مردم است نمی‌‌‌‏باشد. همچنین مراد این نیست که بخواهیم یکی از شئون عموم مردم را که همانا فرهنگ است بیان کرده باشیم، بلکه منظور از فرهنگ عمومی وجوه یا ابعاد یا قلمرو‌هایی از فرهنگ است که با عامه مردم

 

در ارتباط می‌‌‌‏باشد. در نتیجه آن جنبه‌‌‌‏ها یا وجوهی که مرتبط با بخشهای خاص، اختصاصی و تخصصی است، از مفهوم فرهنگ عمومی خارج است.

 

الف ـ 3) ویژگیها و شاخصهای فرهنگ عمومی:

با توجه به آنچه در مورد تعریف فرهنگ عمومی ذکر شد می‌‌‌‏توان گفت كه:

فرهنگ عمومی چیست؟

1.فرهنگ عمومی دارای دو جهت «عینی» و «اعتباری» است که می‌‌‌‏بایست هر دو را مدنظر داشت. هیچ کس بهتر از مقام معظم رهبری، آیت‌‌‌‏الله خامنه‌‌‌‏ای، این دو بعد فرهنگ عمومی را تبیین نكرده‌‌‌‏اند. از نظر ایشان فرهنگ عمومی دو بخش دارد: یک بخش آن ظاهری و بارز مثل: شکل لباس و شکل معماری است که تأثیر خاصی بر روی ذهنیات و خلقیات و منش و تربیت افراد دارد و بخش دیگرش مربوط به امور نامحسوس مثل اخلاقیات فردی و اجتماعی مردم، وقت‌شناسی، وجدان کاری، مهمان دوستی و احترام به بزرگترهاست.

2.فرهنگ عمومی حوزه‌‌‌‏ای از نظام فرهنگی جامعه است که پشتوانه آن اجبار قانونی و رسمی نیست، بلکه تداوم آن در گرو اجبار اجتماعی اعمال شده از سوی آحاد جامعه و تشکلها و سازمانهای غیردولتی (غیررسمی) است. برخلاف حوزه فرهنگ رسمی که در نهایت، اجبار فیزیکی از آن حمایت می‌‌‌‏کند، حوزه فرهنگ عمومی عمدتاً بر پذیرش و اقناع استوار است و عدم پایبندی به آن مجازات، به معنای حقوقی کلمه، را در پی ندارد. به عبارت دیگر مفهوم فرهنگ عمومی در تقابل مردم ـ دولت مفهوم پیدا می‌‌‌‏کند.

3. فرهنگ عمومی مؤلفه‌هایی از فرهنگ است که تأثیرات آن عام و فراگیر می‌باشد و عامه مردم در کیفیت آن نقش دارند و از شیوه رفتارهای عمومی مردم یا عرف و عادات و رسوم و زبان ساخته می‌‌‌‏شود و یا تأثیر مشهود می‌پذیرد و عموم جنبه‌‌‌‏ها و عرصه‌‌‌‏ها و زندگی مردم را تحت تأثیر قرار می‌‌‌‏دهد و عموم مردم نسبت به آنها حساسیت و شناخت دارند.

4. فرهنگ عمومی، سازندگان و عاملان خاص خودش را دارد که بر بخشی از آنها دولت نظارت می‌‌‌‏کند. نزدیک شدن به فرهنگ عمومی و اصلاح آن از طریق بخشنامه میسر نیست.

5. فرهنگ عمومی مانند کل نظام فرهنگی و فرهنگ، در چهار وجه ظاهر می‌‌‌‏شود: درونی، روانی، نمادی، نهادی و آثار. از این رو می‌‌‌‏توان رگه‌‌‌‏های فرهنگ عمومی را در همه این جلوه‌‌‌‏ها یافت. فرهنگ عمومی، در کنار فرهنگ رسمی، در همه حوزه‌‌‌‏های زندگی اجتماعی، خانواده، حکومت، اقتصاد و آموزش و پرورش و نظایر اینها حضور دارد. از این رو نمی‌توان آن را به حوزه مشخصی محدود ساخت.

 

فرهنگ عمومی چیست؟2

مقدمه
فرهنگ عمومي به معناي فرهنگ غالب و گسترده‌اي است كه در ميان عموم جامعه رواج و رسوخ دارد و حوزه‌اي از عقايد،‌ارزشها، جلوه‌هاي احساسي و هنجارهاست كه اجبار اجتماعي غير رسمي از آن حمايت مي‌كند و فراتر از گروهها و اقشار خاص در كليت جامعه مورد قبول است. بر اين اساس فرهنگ عمومي از سه حوزه اصلي ارزشها، عقايد، باورها و هنجارها تشكيل يافته است. در كشور ايران به دليل اهميت خاصي كه به اين موضوع داده مي‌شود روز 14آبان به نام روز فرهنگ عمومي نام گذاري شده است و اين امز ضرورت توجه و بررسي به اين مفهوم را بيان مي‌كند. در مقاله حاضر ضمن تعريف فرهنگ و فرهنگ عمومي، ضرورت توجه به آن در كشور ايران و فرهنگ عمومي جامعه اسلامي از منظر جامعه شناختي مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
  ابعاد و دامنه مفهومي كه به عنوان «فرهنگ» مي شناسيم، آنقدر عميق و وسيع است كه مشكل مي‌توان آن را در قالب تعريفي مشخص و محدود گنجانيد. با مراجعه به بحثهاي جامعه شناسان و صدها توصيف و تعريف از «فرهنگ» بطور كلي مي‌توان دريافت كه از ارزشها و اعتقادات و باورها گرفته، تا منش و خصائل و هنجارها و ادبيات و هنر و معماري، آئين‌ها و افسانه و اسطوره همگي ذيل مجموعه فرهنگ مي‌گنجد. مفهوم فرهنگ در علوم اجتماعي يكي از كم تعريف پذيرترين مفاهيم است كه گاه برخي آن را پديده‌اي انساني دانسته‌اند كه همه پديده‌هاي انساني را در برگرفته و در مقابل طبيعت قرارش داده‌اند و گاه نيز صرفاً شامل بقايايي به حساب آورده‌اند كه شامل همه چيزهايي مي‌شود كه نمي‌توان آنها را در مفاهيم سياست، اقتصاد و دين جاي داد. برخي از مؤلفان امروزي نيز برآنند تا فرهنگ را يك بعد هميشه حاضر از زندگي اجتماعي افراد بدانند.    فرهنگ در واقع در چهار راه انديشه و احساس قرار گرفته و آن را بايد در حوزه اجتماعي، معادلي دانست براي نظام رواني احساسي كه به غرايزها ساختار مي‌دهد. بازنمايي و جهان بيني را براي ما ممكن مي‌كند و ميان امر واقعي و امر خيالي از ميان نمادها، اسطوره‌ها، هنجارها، آرمان‌ها و ايدئولوژيها رابطه ايجاد مي‌كند. به بيان ساده، فرهنگ، يك پديده اجتماعي است كه از سويي در تلاش انسانها براي پاسخگويي به نيازهاي گوناگونشان پديد مي‌آيد و از سوي ديگر راهنماي فكر و عمل انسانها براي رفع نيازهايشان است. مثلاً در يك جامعه نياز به غذا باعث ايجاد روش خاصي براي كشت و كار مي‌شود كه در اثر گذشت زمان، ‌خوگرفتن به اين روش و تكرار روش توسط اعضاي جامعه بخشي از فرهنگشان مي‌شود.[1]
 
فرهنگ عمومي
  «فرهنگ عمومي عبارت است از محموعه منسجم و نظام يافته‌اي از اهداف، ارزشها، عقايد، باورها، رسوم و هنجارهاي مردم متعلق به يك جامعه بزرگ، قوم يا ملت»[2] بنابراين فرهنگ عمومي، شامل تمامي فعاليتهاي مبتني بر انديشه و عادت است كه در جهت برآوردن نيازهاي بشري بسته به انواع جوامع از نظر تاريخي، سياسي، اقتصادي، مذهبي، رفتارهاي عمومی مردم را شكل مي‌دهد. همه انسانهايي كه از گذشته‌هاي دور تا كنون در اقصي نقاط دنيا زندگي كرده‌اند؛ فرهنگ داشته‌اند. پس فرهنگ يك پديده عام است و هيچ گروه يا فردي در جامعه انساني نمي‌توان يافت كه فرهنگ نداشته باشد؛ اما از آنجايي كه اقوام و جوامع مختلف به نحوه يكساني در برآوردن نيازهاي خود و برخوردشان براي رفع نيازها يكسان نبوده است، طبيعتاً فرهنگ خاص خود را ساخته و پرداخته‌اند و از اين رو است كه در جوامع مختلف، تنوع فرهنگي به چشم مي‌خورد. ليكن در يك جامعه بزرگ، قوم ياملت، بسياري از ارزشها، باورها، هنجارها، معيارها و الگوهاي رفتاري هستند كه گذشته از تكثر فرهنگي قوميتهاي مختلف جامعه، جنبه عام داشته، همگان آن را پذيرفته‌اند و در يك كل اجتماعي از آن پيروي مي‌كنند. همين جنبه‌هاي عام در يك جامعه بزرگ يا ملت را به عنوان «فرهنگ عمومي» آن جامعه مي‌توان مورد مطالعه و بررسي قرار داد. شخصيت اجتماعي مردم يك جامعه در فرهنگ عمومي آن خلاصه مي‌شود و اهداف و كيفيت و مسير حركت به سوي تعالي با زوال و عقب افتادگي آن تحت تأثير فرهنگ عمومي است. لذا اهميت شناخت و بررسي فرهنگ عمومي براي ارتقاء و تحول آن در مسير رشد و توسعه، آشكار مي‌شود. بسياري از پژوهشگران براي واكاوي فرهنگ عمومي و اصلاح و برنامه ريزي آن ابتدا به بررسي دقيق آن از طريق كاركردهاي سطوح و لايه‌هاي مختلف فرهنگ مي‌پردازند. زيرا فرهنگ از سطوح مختلفي مشتق شده است. برخي از اين مشتقات در يك نظام فرهنگي، پايه‌ها و ريشه‌هاي فرهنگ عمومي را مي‌سازند. اين بخش را لايه زيرين مجموعه مي‌نامند كه ديگر سطوح و لايه‌ها بر آن قرار دارند. مي‌توان گفت كه جهان بيني‌ها و شناخت شناسي در اين سطح قرار دارد كه ريشۀ بسياري از باورها، اعتقادات و ارزشها را به عنوان لايه بعدي فرهنگ تشكيل مي دهند. سطح بعد، آئين‌ها، هنر و ادبيات است كه لايه بعدي را تشكيل مي‌دهند و بر پايه باورها، اعتقادات و ارزشهاي يك جامعه استوارند. لايه بعدي كه بيروني‌ترين و آشكارترين سطح است، هنجارها و الگوهاي رفتاري و معيارهاي اجتماعي در يك جامعه مورد مشاهده و بررسي است. يكي از جامعه شناسان به نام اولسون، فرهنگ را داراي چهار مؤلفه، هنجار، باور، ارزش و تكنولوژي مي‌داند. در هنجار به دنبال اين هستيم كه چه چيز در فرهنگ مردم وجود دارد و در ارزش به دنبال اين هستيم كه چه بايد باشد. در حقيقت نگرش آرماني به آنچه كه در فرهنگ عمومي انتظار داريم، ارزش است و در تكنولوژي، به چگونگي انجام امور توجه داريم.[3]
 
فرهنگ عمومي در كشور ايران
  كشور ايران كه يك كشور اسلامي است و از دير باز داراي تمدن غني ايراني و ارزشهاي اصيل مي‌باشد، اهميت خاصي به مقوله فرهنگ و تعامل افراد با يكديگر نه تنها به عنوان اعضاي يك جامعه، بلكه به عنوان يك فرهنگ ويژه و شناخته شده جامعه اسلامي، مي‌دهد. فرهنگ عمومي در كشور ايران مبتني بر اصول و معارف اسلامي است. در دين مقدس اسلام غير از اينكه افراد به يك سلسله مباني فردي از نظر مسائل اخلاقي و فرهنگي معتقد هستند، يك سلسله قوانين و برنامه‌هايي وجود دارد كه بر اساس روابط اجتماعي افراد را به يكديگر پايبند مي‌سازد. اما برنامنه ريزيهايي كه اسلام براي هر فرد دارد، جدا از برنامه‌هايي نيست كه براي فرهنگ عمومي يك جامعه پيش بيني كرده است؛ به عنوان مثال وقتي اعتقاد به يك سلسله مباني فردي اخلاقي و فرهنگي مثل پاكي، درستي و حق گويي و بسياري ديگر اصول اوليه براي هر فرد در نظر گرفته مي‌شود، اين امر مي‌تواند ريشه و پايه برقراري روابط و مناسبات اجتماعي درستي را بنا نهد. بديهي است كه در چنين ديني، فرهنگ عمومي نيز بر پايه همزيستي، مودت، محبت، همكاري، همياري و كمك و دستگيري از يكديگر است. مهرورزي و عدالت اجتماعي و ظلم ستيزي از محوري ترين اصول اسلام در فرهنگ عمومي جامعه است. در غرب وقتي فرهنگ عمومي تعريف مي‌شود، رفتارهاي عرفي مبنا قرار مي‌گيرد. اما در جامعه اسلامي ايران همانطور كه در بخش قبل سطوح مختلف فرهنگ را تشريح كرديم، الگوهاي رفتاري جامعه اسلامي منبعث از لايه‌هاي زيرين است كه همانا انديشه‌هاي ديني بر آن حاكمند. در جامعه ايران وقتي از دين صحبت مي‌شود، كليه سطوح يعني باورها، ارزشها، هنجارها، رفتار، عرف و شئون اجتماعي كه عناصر فرهنگ عمومي هستند، بر اساس تعاليم اسلامي شكل گرفته‌اند. بنابراين اصلي‌ترين مسأله فرهنگ عمومي در ايران، كمال جويي است. و انديشه‌هاي ديني كه وجه ارزشي دارند، بر رفتارها و مناسبات اجتماعي حاكم هستند.[4] فرهنگ درعين حال که ثابت بوده، تغيير پذير نيز هست. بنابراين مي‌توان برخي از بنيانهاي فرهنگ عمومي را كه مطابق دين مبين اسلام نيستند، طراحي كرد و تغيير داد. به منظور اصلاح و توسعه تكاملي فرهنگ عمومي كشور بايد سطوح و زيربنا‌هاي فرهنگي و اصول بنياني رفتارهاي فرهنگي را شناخت و زير بناها و ارزشهاي نامطلوب غیراسلامي را حذف كرد. به منظور ايجاد تغييرات مطلوب در فرهنگ عمومي جامعه ایران توجه به ابعاد سه گانه ارزشها، حوزه قوانین و ضوابط و حوزه اجرای قوانین در سطح جامعه ضروری است. در ايران اسلامي به دليل حاكميت ارزشهاي اسلام، رعايت عدالت اجتماعي و توجه به معنويات در پيشرفت و توسعه مادي جامعه و ترويج روحيه جمع گرايي و اعتقاد به اينكه دستيابي به حد اكثر منافع شخصي از طريق حداكثر شدن منافع جمعي امكان پذير است، از اولويت‌هاي اصلاح فرهنگ عمومي است. ارائه الگو به جامعه در انديشه و رفتار مردم، گام مؤثر ديگري در حاكميت معيارهاي اسلامي در فرهنگ عمومي است. در حوزه قوانين، بايد قوانين و مقرراتي در سطوح خرد و كلان وضع شوند كه با اصول اسلامي و فطرت انسانها هماهنگ باشد. از سوي ديگر پرورش ذهنيت جامعه و ارائه اطلاعات مناسب به مردم مي‌تواند صفات اسلامي را در فرهنگ عمومي كشور احيا نمايد. اعتقاد و عمل نمودن گروههاي مرجع و پايه در جامعه به مصاديق فرهنگ اسلامي مي‌تواند از جمله مهمترين ابزارهاي شيوع فرهنگ صحيح اسلامي و الگوهاي رفتار اسلامي در فرهنگ عمومي جامعه باشد. در بخش قوانين تبادل فرهنگي با جوامع ديگر و دريافت جنبه‌هاي مثبت فرهنگ ديگران به تقويت و غناي فرهنگ عمومي كمك شاياني مي‌كند. تقويت فرهنگ عمومي در حوزه قوانين و ضوابط منحصر به امور اخلاقي و معنوي نيست و در ابعاد سخت افزاري هم با اهميت است؛ به عنوان مثال معماري و همينطور ابزار حمل و نقل و يا محيط‌هاي عمومي كه افراد با آن هر روز سر و كار دارند، بايد بر اساس اصول اسلامي طراحي گردند. در حوزه اجراي قوانين نيز بايد همه افراد از اصول سياستهاي فرهنگي نظام و امور شرعي و ملي به عنوان ملاك‌هاي اساسي، توجه و عنايت كافي داشته باشند. در پايان اساسي‌ترين نكته آن است كه براي اجراي قوانين اسلامي در فرهنگ عمومي كشور و بازسازي و اصلاح فرهنگ عمومي، دولت بايد بيش از آنكه خود را متولی فرهنگ مردم و هدايت فرهنگي آنان بداند، خود را متولی تهيه امكانات و زير ساختها، به ويژه ساختها و ابزار لازم براي توليد و ابداع و اجراي اصول و ارزشهاي اسلامي در فرهنگ عمومي و اشاعه آن در ميان مردم بداند.[5]
 
 

[1] . افروغ، كاد، فرهنگ شناسي وحقوق فرهنگي، تهران، فرهنگ و دانش، چاپ اول پائيز 1379، ص 7 تا ص 21.
[2] .فردرو، محسن و ديگران؛ جامعه و فرهنگ (مجموعه مقالات) تهران، آرون، چاپ اول 1380 ص 124 تا ص 170.
[3] . مرعشي، سيد جعفر و ديگران پيرامون فرهنگ عمومي كشور، تهران، سازمان مديريت صنعتي، چاپ اول، 1376، ص 59 تا ص 62 و ص 71 تا ص 73.
[4] . عبداللهي، محمد با قانون گرايي و فرهنگ عمومي [ويژه گرد همايي قانون گرايي و فرهنگ عمومي] تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چاپ اول، 1378، ص 39 تا ص 48 و ص 93 تا 100.
 
[5] . عضدانلو،‌حميد، آشنايي با مفاهيم اساسي جامعه شناسي، تهران، نشر ني، چاپ دوم 1386، ص 446 و ص 447.

مزایای ویندوز 8 نسبت به ویندوز7

۶ قابليت كه ويندوز ۸ را از ويندوز ۷ ايمن تر مي كند

 

برخي افراد فكر مي كنند كه ويندوز ۸ تنها يك تغيير ظاهري در ويندوز ۷ است . اما بايد اين را بدانيم كه ويندوز ۸ از لحاظ قابليت ها و يه تغيير اساسي در سيستم عامل هاي شركت مايكروسافت است . مهمترين پيشرفت در ويندوز ۸ ، بهبودهاي امنيتي چشمگيري آن است كه در ادامه به آنها اشاره خواهيم كرد . براي ديدن قابليت هاي امنيتي ويندوز ۸ با ما همراه باشيد ……

 

۱- آنتي ويروس يكپارچه

بالاخره ويندوز ۸ به يك آنتي ويروس يكپارچه و دروني مجهز شد . نام اين آنتي ويروس Windows Defender است كه در نسخه هاي قبلي ويندوز هم وجود داشت . اما كارايي كه در ويندوز ۸ دارد را نداشته است . براي كاربراني كه قبلا با آنتي ويروس شركت مايكروسافت كار كرده اند ، رابط اين آنتي ويروس بسيار آشناست . بله ، حدس شما درست است . در واقع اين همان آنتي ويروس Microsoft Security Essential است كه در ويندوز ۸ با يك نام ديگر ارائه شده است . البته شما امكان نصب هر آنتي ويروسي كه مايل باشيد را داريد . پس از نصب يك آنتي ويروس ديگر ، Windows Defender به صورت اتوماتيك غير فعال خواهد شد تا با آنتي ويروس نصب شده توسط شما تداخلي عملكردي نداشته باشد . اما آنتي ويروس داخلي ويندوز ۸ نيز آنتي ويروس بسيار خوبي و قدرتمندي است . بهتر از همه اينكه مي توان اطمينان داشت كه همه كاربران سيستم از حفاظت همه جانبه آنتي ويروس داخلي ويندوز بهره مي برند .


۲- قابليت Early Anti-Malware

اين مورد يكي از جديدترين قابليت هاي امنيتي ويندوز ۸ مي باشد . ممكن است در مورد  بدافزارهايي كه قبل از اجراي سيستم عامل كار خود را شروع مي كنند ، چيزهايي شنيده باشيد . تا قبل از عرضه ويندوز ۸ ، اگر كامپيوتر شما به يكي از انواع اين بدافزارها آلوده مي شد ، تنها راه استفاده از ديسك هاي نجات شركت هاي امنيتي بود . مثل ديسك نجات كسپرسكي يا ESET و موارد ديگر .

اما با عرضه ويندوز ۸ ديگر نيازي به استفاده از ديسك هاي نجات نيست . در ويندوز ۸ قابليتي به نام Early Anti-Malware وجود دارد كه به آنتي ويروس هاي موجود در سيستم شما اين اجازه را مي دهد تا قبل از بارگزاري ويندوز ، فعاليت خود را شروع كرده و اسكن بخش بوت سيستم را آغاز نمايند . با استفاده از اين قابليت حتي اگر بدافزاري در هنگام بوت سيستم بارگزاري شود ، باز هم توسط آنتي ويروس شما گير خواهد افتاد . Windows Defender به صورت پيشفرض پروسه بوت سيستم را اسكن مي كند . اما اگر آنتي ويروس ديگري داشته باشيد كه از قابليت ELAM يا همان Early Anti-Malware پشتيباني كند ، اسكن پروسه بوت سيستم به آن آنتي ويروس منتقل خواهد شد .

 

۳- Smart Screen Filter

اين قابليت قبلا در مرورگر اينترنت اكسپلورر اجرايي شده بود . اما ظاهرا با عملكرد خوبي كه از خود بروز داده ، مايكروسافت را مايل به اجرايي كردن آن در جديدترين نسخه سيستم عامل خود كرده است . در واقع فيلتر اسمارت اسكرين باعث اسكن فايل هاي اجرايي مي شود كه شما از طريق مرورگرهايي مثل اينترنت اكسپلورر ، موزيلا فايرفاكس ، گوگل كروم و يا برنامه هاي ديگر آنها را دانلود مي كنيد . اما روش كار اين قابليت چگونه است ؟

هنگامي كه شما يك فايل اجرايي با پسوند EXE را از اينترنت دانلود كرده و سعي در باز كردن آن داريد ، فيلتر اسمارت اسكرين وارد عمل مي شود . اين قابليت امضاي فايل مذكور را گرفته و براي سرورهاي شركت مايكروسافت ارسال مي كند . اگر فايل مذكور بي خطر تشخيص داده شود ( مثل فايل نصاب برنامه هايي نظير فتوشاپ ، آيتونز و ساير برنامه هاي شناخته شده ي ديگر ) ، ويندوز با اجراي آن فايل موافقت خواهد كرد . اما اگر پاسخي كه از سرورهاي مايكروسافت به ويندوز بازگشت داده مي شود حاكي از خطرناك بودن فايل داشته باشد ، ويندوز مانع از اجراي آن فايل خواهد شد . در صورتي كه ويندوز متوجه ماهيت فايل شما نشود نيز با نمايش يك پيغام هشدار ، از شما درخواست اجازه براي اجراي فايل را خواهد كرد .


۴- بوت امن يا Secure Boot

به روش شماره ۲ باز گرديد . در آنجا گفتيم كه بعضي بدافزارها اين قابليت را دارند كه قبل از بوت شدن سيستم عامل ، فعاليت خود را شروع كرده و بدين ترتيب از ديد آنتي ويروس ها و روتين هاي امنيتي سيستم عامل پنهان بمانند . در اين صورت پاكسازي آنها بسيار مشكل خواهد بود . اما حالا بوت امن يا همان Secure Boot چه كمكي به ما مي كند ؟

در كامپيوترهاي جديد ويندوز هشتي كه از UEFI به جاي حالت قديمي بايوس استفاده مي كنند ، Secure Boot اين اطمينان را به شما خواهد داد كه تنها نرم افزارهاي معتبر مي توانند در پروسه بوت سيستم اجرا شوند ( مثل همان آنتي ويروس ها كه با قابليت ELAM مي توانند در پروسه بوت سيستم اجرا شوند ) .

در كامپيوترهاي فعلي ، بدافزارها مي توانند بوت لودر مخرب خود را روي سيستم نصب كنند . به نحوي كه اين بوت لودر مخرب قبل از بوت لودر ويندوز بارگزاري خواهد شد . پس از آن پروسه بوت بدافزار كه با عنوان Bootkit هم شناخته مي شود شروع خواهد شد . پس از طي شدن اين فرآيند ، بدافزار مذكور مي تواند خود از ديد ويندوز و ساير نرم افزارهاي امنيتي پنهان شده و همچنان در پس زمينه سيستم به اعمال خراب كارانه خود ادامه دهد . در پي سي هاي اينتل x۸۶ ، شما قادر خواهيد بود كه كليد امنيتي خودتان را به UEFI اضافه كنيد . در صورتي كه شما اجازه بدهيد ، قابليت بوت امن مانع از اجراي بوت لودر لينوكس نخواهد شد .

 

۵- بهبودهاي مديريت حافظه

مايكروسافت در زمينه مديريت حافظه در ويندوز ۸ ، عملكرد بسيار خوبي داشته است و مديريت حافظه در اين نسخه از ويندوز به طرز چشمگيري بهبود يافته است . هنگامي كه يك حفره امنتي پيدا شود ، اين بهبودها باعث سخت تر شدن دسترسي به حفره مذكور خواهند شد و امكان اكسپلويتنيگ آن را كاهش مي هند . برخي از اكسپلويت هايي كه در نسخه هاي قبلي ويندوز كار مي كردند ، در هيچ يك از نسخه هاي ويندوز ۸ امكان اجرايي شدن ندارند . البته شركت مايكروسافت اشاره زيادي به اين موارد نكرده است ، اما توضيحات كوتاهي در مورد اين بهبودها را مي توانيد در ادامه مطالعه كنيد :

* ASLR يا همان Address Space Layout Randomization به بخش هاي ديگر ويندوز نيز گسترش يافته است و به صورت تصادفي داده ها و كدها را در حافظه سيستم انتقال مي دهد تا اكسپلويتينگ حفره ها را مشكل تر كند .

* سيستم كاهش خطر كه قبلا در مقابل برنامه هاي ويندوزي از آنها استفاده ميشد ، حالا در هسته ويندوز نيز به كار گرفته شده است تا باروتكيت هاي سطح كرنل مقابله كند .

* در ويندوز بخشي به نام Windows Heap قرار دارد كه برنامه هاي اجرا شده در سيستم ، حافظه ي مورد نظرشان را از آنجا دريافت مي كنند . در ويندوز ۸ اين بخش مجهز به چك هاي امنيتي اضافه اي شده است تا با تكنينك هاي اكسپلويتينگ مقابله كند .

* مرورگر اينترنت اكسپلورر ۱۰ بهبودهاي زيادي يافته است . به نحوي كه در مقابل ۷۵ % از آسيب پذيري هاي امنيتي كه در دو سال گذشته گزارش شده اند ، مقاومت كرده و اكسپلويتينگ آنها را مشكل تر مي كند .

 

۶- اجراي اپليكيشن هاي جديد در حالت Sandbox

ممكن است زياد در مورد Sandbox يا ” جعبه شني ” چيزي نشنيده باشيد . ما در اينجا به صورت مختصر به اين مورد اشاره خواهيم كرد .

در واقع سند باكس يك سيستم حفاظتي قدرتمند است كه اين روزها در اكثر برنامه ها به كار گرفته مي شود . به عنوان مثال مرورگرها . اما اين سيستم حفاظتي به صورت دقيق چكار مي كند ؟ سند باكس در واقع يك محيط بسته ايجاد مي كند تا اگر يك برنامه مخرب بود و يا محتوايي كه از طريق آن به كامپيوتر شما راه پيدا كرده است مخرب باشد ، مشكلي متوجه سيستم شما نشود .

به عنوان مثال برنامه اي را از اينترنت دانلود مي كنيد . اما به سالم يا مخرب بودن آن شك داريد . در اين حالت چكار مي كنيد ؟ آن برنامه را اجرا مي كنيد يا بي خيالش مي شويد ؟ بهترين كار اين است كه آن را در محيط سند باكس اجرا كنيد . با اين كار حتي اگر آن برنامه مخرب هم باشد ، مشكلي پيش نخواهد آمد . از معروف ترين برنامه ها براي پياده سازي حالت سند باكس مي توان به Sandboixe اشاره كرد . اين برنامه را مي توانيد از پايان همين مطلب دانلود كنيد .

اما باز گرديم به ويندوز ۸ و تكنولوژي سند باكس به كار گرفته شده در آن . برنامه هايي كه از رابط كاربري مترو استفاده مي كنند ، در محيط سند باكس اجرا خواهند شد و دسترسي هاي شان به بخش هاي مختلف سيستم شما محدودتر مي شود . البته نه اينكه فكر كنيد عملكرد آنها نيز كاهش مي يابد . به هيچ وجه . در عين حال كه عملكرد آنها كاهش پيدا نمي كند ، امنيت آنها نيز بالاتر خواهد رفت .

اما در حالت دسكتاپ ، برنامه ها دسترسي كاملي به بخش هاي مختلف سيستم شما خواهند داشت . اگر شما يك بازي را از اينترنت دانلود كرده و نصب كنيد ، ممكن است كه يك درايور روي سيستم شما نصب شود . يا اينكه فايل هاي شما از هر جاي هارد ديسك خوانده شوند و يا حتي يك بدافزار روي سيستم شما نصب شود . حتي اگر برنامه ها توسط User Account Control اجرا شده و اعتبار محدودي به آنها تعلق بگيرد ، آنها معمولا با سطوح دسترسي مدير سيستم اجرا شده و در هنگام نصب ، هر كاري كه بخواهند را انجام مي هند . البته وجود يك آنتي ويروس مي تواند تا حدودي جلوي اين مشكلات را بگيرد .

اما برنامه هاي ويندوز ۸ ( منظور برنامه هاي جديد و سازگار با اينترفيس مترو است ) كه از طريق فروشگاه ويندوز نصب مي شوند ، دسترسي محدودي به سيستم خواهند داشت . آنها نمي توانند در حالت پس زمينه اجرا شده و يا كليدهاي فشرده شده توسط شما را ذخيره كنند . مانند كاري كه برنامه هاي تحت دسكتاپ مي توانند انجام داده و شماره كارت اعتباري و كلمه عبور آن را ذخيره كنند . همچنين اين برنامه ها به همه فايل هاي شما دسترسي نخواهند داشت . برنامه هاي جديد ويندوز ۸ نيز فقط از طريق فروشگاه ويندوز قابل نصب مي باشند كه همين مورد كار را براي بدافزارها سخت تر مي كند . چون بدافزارهايي كه قصد داشته باشند با ظاهر جديد به استقبال كاربران بروند ، بايد ابتدا در فروشگاه ويندوز تحت بررسي كارشناسان و سيستم هاي امنيتي مايكروسافت قرار بگيرند .


در پايان بايد گفت كه قطعا ويندوز ۸ از ويندوز ۷ امن تر است . وجود آنتي ويروس يكپارچه با سيستم عامل ، بوت امن ، سيستم بررسي فايل ها با استفاده از بازخوردهاي كاربران سراسر جهان و موارد ديگر مهر تاييدي بر اين مدعاست . بهبودهاي بوجود آمده در سطوح پايين سيستمي نيز به سود همه كاربران خواهد بود حتي حرفه اي ها .
   
   

مشهد ،انتهای بلواری شهید فکوری ، بین میدان شهید جوان و میدان شهید آل شهیدی حراست دانشگاه علوم پزشکی مشهد- صندوق پستی: 1364- 9177899191


تلفن: 38763395 051 نمابر: 38763917 051 سامانه پيام کوتاه :9830007273010027 پست الکترونيک: herasat@mums.ac.ir


تمام حقوق مادی و معنوی این سایت مربوط به دانشگاه علوم پزشکی مشهد می باشد و هرگونه کپی برداری از مطالب آن تنها با ذکر منبع بلامانع است