پیام وزیر بهداشت به مناسبت روز دانشجو

2018-1.jpg

وزیر بهداشت،درمان و آموزش پزشکی به مناسبت ١٦ آذر "روز دانشجو" پیامی صادر کرد.

 

به گزارش سرویس دانشگاهی ایسنا، متن پیام دکتر سید حسن هاشمی وزیر بهداشت،درمان و آموزش پزشکی به مناسبت ١٦ آذر "روز دانشجو" بدین شرح است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ماه آذر دارای پیوندی عمیق و ناگسستنی با دانشگاه، به ژرفای بیش از شصت سال است که همواره یادآور خروش، حماسه، تلاش، استکبارستیزی و افتخارآفرینی دانشجویان و دانشگاهیان بوده که در سینه صفحات تاریخ به خاطر سپرده شده است. آن زمانی‌که استبداد و استکبار بر این سرزمین سایه سرد و سیاه خود را گسترانیده بود، این دانشجویان بودند که با روشن کردن شعله‌های آرمان‌خواهی و عدالت‌طلبی، روشنی بخش راه آزادی‌خواهی و استقلال ایران اسلامی گردیدند.

با فرا رسیدن ١٦ آذر هر سال ، خاطره‌ی حماسی شهادت سه تن از دانشجویان مسلمان و مبارز میهن اسلامی در ذهن جامعه زنده می‌شود که پیام‌آور عزت و شرف دانشگاه و نماد مقاومت جامعه دانشگاهی در برابر سلطه خارجی و خودکامگی داخلی است .

١٦ آذر که به حق به عنوان « روز دانشجو » نام‌گذاری شده است، یادآور رسالتی است که تمسک به آن به نهضت اصیل دانشجویی، هویت و اعتبار ملی- اسلامی می‌بخشد .

دانشجویان و دانشگاهیان همواره در بزنگاه‌های تاریخی و برهه‌های حساس از انقلاب شکوهمند اسلامی گرفته تا هشت سال دفاع مقدس و سال‌های پس از آن در سنگر بازسازی، پیشرفت و آبادانی در صف مقدم نقش‌آفرینی و حماسه‌سازی قرار داشته‌اند.

امروز نیز جامعه‌ی دانشگاهی ما در پرتو مشعل پر فروغ شانزده آذر، در اندیشه پیمودن راهی است که به آینده‌ای روشن منتهی می‌شود . آینده‌ای که سرشار از عشق و امید مبتنی بر خردورزی، آزادی، گفتگو و کرامت های انسانی است .

 

از همین رو، برما فرض است به منظور حق‌شناسی از این نسل نجیب، نستوه و آگاه که تا به امروز در تمامی صحنه‌های انقلاب نقش طلایه‌داری و پیشتازی خود را به خوبی ایفا کرده است، با تمام توان در صدد تحقق مطالبات آنان بر آمده و زمینه حضور فعال و پر نشاط آنان را در تمامی عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه فراهم کنیم و بازوی توانای دولت کریمه‌ای باشیم که با «تدبیر و امید» در صدد صیانت از حقوق انسانی ملت و تعمیم آزادی‌های فردی و آزادی‌های اجتماعی مسئولانه می‌باشد.

 

پس بر همگان است که با توجه به مقطع حساس کنونی که کشور نیازمند وحدت، همدلی و هم‌افزایی روزافزون می‌باشد، دست به دست هم با حفظ کرامت دانشجو و دانشگاه به گسترش فضای امید و نشاط و تلاش در راستای رسیدن به قله‌های علم و دانش و نیز سربلندی اسلام و ایران عزیز کمک نماییم.

 

در خاتمه، ضمن گرامیداشت حماسۀ ١٦آذر و تبریک روز دانشجو، به روان پاک همه دانشجویانی که جان خود را در راه سربلندی و آزادی ایران عزیز در سال‌های قبل و پس از انقلاب اسلامی و دوران پر افتخار دفاع مقدس فدا کردند، درود می‌فرستم .

 

امید است دانشجویان فهیم و فرهیخته با حضور با نشاط و فعال خویش در مراسم بزرگداشت این روز تاریخی، در تقویت و تحکیم پایه‌های اسلامیت و جمهوریت نظام مقدس جمهوری اسلامی بکوشند. ان شاء الله .

 

انتهای پیام

اشکال

 

اشكال اول

سخن ما این است كه عبادت امام سجاد (ع)، با آن كمیت زیاد، نمونه‏اى بزرگ بلكه بزرگترین الگویى است كه ائمه ما براى‏ انسان‏هاى عابد و زاهد، به ثبت رسانده‏اند. دیگر این كه: رویكرد معنوى امام و توجه خاص ایشان به دعا، راز و نیاز و تعبد طاقت فرسا، عكس العملى است در قبال اوضاع و احوال اجتماعى آن‏ دوران، كه امام را به انزوا و كناره ‏گیرى از امور دنیایى و اجتماعى مجبور مى‏ساخت. و این امر، سبب مباشر براى پدید آمدن‏ تعبد بود، كه حیات امام را از زندگى دیگر امامان، متمایز مى‏ساخت. اگر چنین است كه گفتیم، پس آن چه از خود امام به ما رسیده، كه ‏در باره عبادت امیرالمومنین (ع) سخن مى‏گوید، چه توجیهى دارد. امام اعتراف كرده كه عبادت او به پایه عبادت على بن ابى طالب ‏نمى‏رسد و تنها به اندكى از عبادت آن حضرت توانایى و قدرت‏ دارد. ظاهرا این سخنان خلاف چیزى است كه ما بر آن اصرار داریم ‏و با تعبیرى كه از تعبد ارائه نمودیم همخوانى ندارد.

براى یافتن پاسخى دقیق و قانع كننده، ناگزیر از توضیح دو مطلب‏ مهم هستیم؛ الف: اصطلاح عبادت، به دو معنا آمده است: اول معناى خاص كه همان ‏نماز و روزه و حج و.. . و امورى مانند دعا، گریه و شب زنده‏ دارى است. دوم، معناى عام كه عبارت است از همه كارهاى خوب و مورد پسند شارع مقدس كه شرط قبول آن‏ها قصد قربت است. مانند صدقه دادن به فقیران همراه با قصد قربت. یا آشتى دادن دو نفر و حكم كردن بین مردم به قصد قربت. حتى آب خوردن به قصد قربت‏ نیز داخل در معناى عام عبادت است.

 ب: در بررسى تاریخ شیعه، كسانى را مى‏بینیم كه به جرم شیعه ‏بودن و پیروى ازعلى بن ابى طالب، مورد تعقیب بوده‏اند و مدام ‏عذاب دیده‏اند و شكنجه شده‏اند. آن هم به دست‏ بدترین و پست‏ ترین ‏دشمنان اسلام، یعنى امویان. حاكمان اموى، با اجیركردن راویان ‏دغل و نیرنگ باز، و جعل احادیث دروغین، براى خلفا و صحابه شان ‏و مرتبه جعل مى‏كردند و قصدشان از این كار، كم رنگ جلوه دادن ‏فضایل اهل بیت، به خصوص على(ع) بود، و در صورت توانایى، محو و نابود كردن آن فضایل. دسیسه‏ها و نیرنگ‏ بازى‏هاى حكام اموى و روش حكومتى آن‏ها، همه ‏انگیزه‏اى بود براى مسخ فضایل و مناقب امام على(ع) و از میان ‏برداشتن شان و منزلت ایشان «جابر جعفى‏» به امام سجاد(ع)، شكایت مى‏كند كه بنى‏امیه و پیروان آن‏ها، شیعیان را مى‏كشند و مولایشان على را دشنام مى‏دهند و بر بالاى منبرها و در بازارها ومیان راه‏ها و حتى در مسجد رسول خدا(ص)، برعلى لعن مى‏فرستند و كسى آن‏ها را منع نمى‏كند. و اگر كسى به قصد بازداشتن مردم، چیزى بگوید، او را دستگیر مى‏كنند و به او «رافضى‏» و«ترابى‏» خطاب مى‏كنند، و بعد او را نزد امیر خود مى‏برند. در مقابله با این اعمال خشونت‏آمیز و اهانت ‏بار، روش ائمه(ع) برعكس است. آن‏ها، قدسى بودن شخصیت على (ع) و فضایل و برترى‏هاى او را، بیان مى‏كردند و بر آن اصرار داشتند. و بدین ‏وسیله الگویى بى‏مانند و عنوانى چشم‏گیر را پیش روى مردم قرارمى‏دادند تا به اهل بیت توجه كنند و به آن‏ها گرایش یابند. حال، بعد از توضیح این دو امر، مى‏توان اشكال مطرح‏ شده را این‏گونه پاسخ گفت كه: اگر امام سجاد، عبادت على بن ابى طالب (ع) را آن گونه بزرگ مى‏شمارد و عبادت خود را در برابر آن ذره‏اى ‏بیش نمى‏بیند، معناى عام عبادت را در نظر دارد. منظور امام آن ‏است كه امام على به كارهایى پرداخت و امورى را سامان داد، كه من هنوز به آن‏ها نپرداخته‏ام. او حكومت و زمامدارى مردم را بر عهده‏ گرفت؛ در میان مردم قضاوت مى‏كرد و به كارهاى اجتماعى و عمومى‏ سرگرم بود و این‏ها امورى است كه نزد خداوند بیشترین ثواب را نسبت ‏به روزه و نماز، خمس... دارد. آن چه این معنى را تاكید مى‏كند، روایتى است از امام باقر(ع) كه در گفتگو با اصحاب و یاران خود، ازعظمت پدرش یاد مى‏كند و سعى بلیغ او را در عبادت خدا یادآور مى‏شود، و درعین حال، از برترى امام على سخن مى‏گوید و به این روش حكیمانه، درس مهمى را به یاران خود مى‏آموزد. شاید این عمل ائمه، كه برترین فضایل را به حضرت على(ع)، نسبت ‏مى‏دادند، كارى بوده است در جهت‏ حفظ تاریخ از دسیسه‏هاى بدكاران‏ و بیمه كردن آن در برابر دشمنى و كینه دشمنان و معاندان ‏خاندان اهل بیت.

 اشكال دوم

پیش از این دانستیم كه عبادت امام، امرى هدف ‏دار بوده است و دانستیم كه آن حضرت بعضى تجربه‏هاى عبادتى خود را، در برابر مردم انجام مى‏داده و ایشان را به انصراف خود از دنیا و مشغول‏ بودن به امور معنوى توجه مى‏داده است و بدین وسیله هم اسباب‏ اطمینان حكومتیان را فراهم مى‏آورده و هم با تعلیم مردم،الگویى مناسب و بى‏نظیر را پیش چشم آن‏ها قرار مى‏داده است. سؤال این جاست كه، آیا عبادت امام، صفتى عارضى براى ایشان بود و آن چه انجام مى‏داد فقط در جهت رسیدن به اهدافى بود كه ذكركردیم؟ آیا عبادت امام از جنبه اسلامى و بعد روحى خالى و تهى‏ بود؟! و آیا سزاوار است كه عبادت‏هاى عمیق و معرفت‏آموز امام را این چنین سطحى تفسیر كنیم و پدیده‏اى بدین شگفتى را فقط وسیله‏اى براى محقق كردن اهدافى چند بدانیم؟! جواب این اشكال با توضیح چند امر، آشكار مى‏گردد: اولا: پیش از این گفته شد كه سبب مباشر پدیده تعبد، كه در زندگى امام سجاد مجال بروز یافت، ظرف زمانى خاصى بود كه امام ‏را احاطه كرده بود. آرى، همان گونه كه روزگارى، امام حسن (ع)، بنا به مقتضاى زمان، مجبور به صلح گردید و امام حسین (ع) چاره‏اى جز انقلاب و براندازى حكومت وقت، نداشت، امام سجاد(ع) نیز ناگزیر به انزوا پناه برد و به عبادت پروردگار خویش مشغول ‏گردید. ثانیا: در صورتى كه امام مى‏توانست ‏با تمسك به انزوا و یارى ‏جستن از پدیده تعبد، اهداف معینى را در جهت مصالح عامه ‏مسلمین تحقق بخشد، از دست دادن این فرصت ‏شایسته امام نبود،چون او مقامى الهى داشت و امام و هادى مردم بود و مى‏بایست ‏آن‏ها را تعلیم مى‏داد و ارشاد مى‏نمود. ثالثا: براى انسانى كه به كارى عادت كرده، مثلا به عبادت، جمع‏ كردن بین عبادت خالص براى پروردگار، و توجه كردن به ‏تاثیرگذارى این عبادت در مردم، بسیار سخت و مشكل است، زیرا دراین صورت، خلوص نیت كه شرط اساسى است، به آسانى تحصیل نمى‏شود.اما آن كسى كه ایمانى عمیق و مخلصانه دارد، قادر است‏ بى آن كه ‏شائبه‏اى از شرك و ریا در عبادتش پدید آید، با عبادت خود مردم‏ را تعلیم دهد. از این رو است كه عبادت امام سجاد، مانند ندارد و زین‏العابدین، صفت مختص به اوست. پس مى‏توان تصور نمود كه عبادت‏ امام هم خالص براى خدا بود و هم وسیله‏اى براى تعلیم و ارشاد مردم و توجه دادن آن‏ها به امور معنوى خدایى.

  منبع:

این مقاله، ترجمه یك فصل از این كتاب است: الامام السجاد،(محاوله لاكتشاف دور الامام الرابع فى الامة من خلال تشخیص‏المرحلة والاهداف والوسائل التى كان یعتمد علیها فى قیادة ‏المسیرة الاسلامیة المظفرة)، حسین باقر، شماره 9 از سلسله‏«كتاب قضایا الاسلامیة معاصرة‏» حسین باقر از شاگردان شهید صدرمى‏باشد كه در باره زندگانى امام سجاد(ع) فعالیت‏هاى فكرى و قلمى ‏بسیار جالبى كرده است/ ترجمه محمد مهدى رضایى .

روز بزرگداشت حافظ

  

خواجه شمس الدين محمد شيرازي شاعر و حافظ قرآن، متخلص به حافظ و معروف به لسان الغيب از بزرگترين شاعران غزل سراي ايران و جهان به شمار مي رود. حافظ را نمي توان از سنخ شاعران تک بعدي و تک ساحتي محسوب و تفکر شاعرانه اش را تنها به يک وجه خالص تفسير و تاويل کرد.
شعر حافظ داراي ابعاد گوناگون و متنوع سرشار از راز و رمز و پرسش از حقيقت هستي است.
صبحدم از عرش مي آمد خروشي، عشق گفت
قدسيان گويي كه شعر حافظ از بر مي كنند
خواجه شمس الدین محمدبن محمد حافظ شیرازی، از بزرگترین شاعران نغزگوی ادبیات فارسی است. حافظ در اوایل قرن هشتم ه‍.ق- حدود سال 727- در شیراز دیده به جهان گشود. پدرش بهاءالدین، بازرگان و مادرش اهل كازرون بود. پس از مرگ پدر، شمس الدین كوچك نزد مادرش ماند و در سنین نوجوانی به شغل نانوایی پرداخت. در همین دوران به كسب علم و دانش علاقه مند شد و به درس و مدرسه پرداخت. بعد از تحصیل علوم، زندگی او تغییر كرد و در جرگه طالبان علم درآمد و مجالس درس علمای بزرگ شیراز را درس كرد. او به تحقیق و مطالعه كتابهای بزرگان آن روزگار- از قبیل كشاف زمخشری، مطالع الانظار قاضی بیضاوی و مفتاح العلوم سكاكی و امثال آنها- پرداخت. همچنین در مجالس درس قوام الدین ابوالبقاء عبدالله بن محمود بن حسن اصفهانی شیرازی نیز حضور داشت.
حافظ- همچنانكه از تخلص او برمی آید- قرآن را از حفظ داشت و به چهارده شكل (قراآت هفتگانه) می خواند. حافظ دارای زن و فرزندان بود. در غزلیاتش به مرگ یكی از فرزندانش اشاره كرده است:
دلا دیدی كه آن فرزانه فرزند
چه دید اندر خم این طاق رنگین؟
به جای لوح سیمین در كنارش
فلك بر سر نهادش لوح سیمین
حافظ به سفر علاقه ای نداشت و چون دلبستگی خاصی به شیراز داشت تقریبا تا آخر عمر از شیراز خارج نشد و تنها یكبار به شهر یزد سفر كرد ولی به خاطر ملالت از یزد و یزدیان به شیراز بازگشت:
دلم از وحشت سكندر بگرفت
رخت بربندم و تا ملك سلیمان بروم
همچنین به دعوت سلطان محمود دكنی راهی دكن شد ولی در جزیره هرمز گرفتار طوفان گردید و به همین دلیل سفر خود را آغاز نكرده به پایان برد و به شیراز بازگشت.
حافظ مردی بود ادیب، عالم به علوم ادبی و شرعی و آگاه از دقایق حكمی و حقایق عرفانی. استعداد خارق العاده او در تلفیق مضامین و آوردن صنایع گوناگون بیانی در غزل او را سرآمد شاعران زمان خویش و حتی تمامی شاعران زبان فارسی كرده است. او بهترین غزلیات مولوی، سعدی، كمال، اوحدی، خواجو و سلمان را استقبال كرده است اما دیوان او به قدری از بیتهای بلند و غزلیات عالی و مضمونهای نو پر است كه این تقلیدها و تأثرها در میان آنها كم و ناچیز می نماید. علاوه بر این، مرتبه والای او در تفكر عالی و حكمی و عرفانی و قدرتی كه در بیان آنها به فصیح ترین و خوش آهنگ ترین عبارات داشته، وی را به عنوان یكی از بزرگترین و تاثیرگذارترین شاعران ایران قرار داده و دیوانش را مورد قبول خاص و عام ساخته است.
این نكته را نباید فراموش كرد كه عهد حافظ با آخرین مراحل تحول زبان فارسی و فرهنگ اسلامی ایران مصادف بود. از این روی زبان و اندیشه او در مقایسه با استادان پیش از وی به ما نزدیك تر است و به این سبب است كه ما حافظ را بیشتر از شاعران خراسان و عراق درك می كنیم و سخن او را بیشتر می پذیریم.
از دیگر نكات اشعار او، توجه خاص او به استفاده از صنایع مختلف لفظی و معنوی است به نحوی كه كمتر بیتی از او می توان یافت كه خالی از نقش و نگار صنایع باشد. اما چیره دستی او در به كار بردن الفاظ و صنایع به حدی است كه صنعت در سهولت سخن او اثری ندارد و كلام او را متكلف نمی نماید.
برخلاف اطلاعات حافظ از دقایق عرفانی و اشارات مكرر او به نكات عرفانی، حافظ پیرو طریقتی خاص نبوده است بلكه به عقیده بسیاری، خود او به تنها مراحل سلوك و كمال را طی كرده و به درجاتی نیز رسیده است.
دیوان كلیات او مركب است از غزلیات، چند قصیده، قطعه، رباعی و دو مثنوی كوتاه با نامهای «آهوی وحشی» و «ساقی نامه».
از نكات قابل توجه درباره دیوان حافظ، رواج "فال گرفتن"- تفأل- از آن است كه سنتی تازه نیست و از دیرباز درمیان آشنایان شعر او متداول بوده است و چون در هر غزلی از دیوان حافظ می توان- به هر تأویل و توجیه- بیتی را حسب حال فال گیرنده یافت، او را « لسان الغیب» لقب داده اند.
حافظ با توان شاعري بسيار داستان‌هاي قرآني را با اشاره‌هاي ظريف در شعرش بيان مي‌كند اما به واقع او ناظم شعر نيست كه به بيان روايي داستان بپردازد بلكه شاعري تواناست كه با تخييل و شناخت عميق بسياري از مسايل قرآني و اجتماعي را در قالب شعر ارائه مي‌دهد.
نگاه حافظ به جهان هستي نگاهي فراگير است به گونه‌اي كه تمام مسايل مادي و معنوي را با بياني شيرين و محكم و با بكارگيري استعاره و تشبيه، ايهام و مجاز و ساير صناعات ادبي بيان مي‌كند.
زماني كه با شاعري چون حافظ رو به رو هستيم در واقع با جهاني سرشار از ظرافت و معنا رو به روييم. گسترگي معنايي در شعر او به حدي است كه هر كس از ديدگاه خويش مفاهيم ذهني متناسب با تفكر خود را در شعرش پيدا مي ‌كند و نظري خاص درباره او ارائه مي‌دهد.
‌اصطلاحات عرفاني كه در شعر حافظ بكار برده مي‌شود، در اثر آگاهي كامل و شناخت معنايي صحيح است اما به واقع حافظ قبل از اينكه عارف باشد شاعري بزرگ و تواناست و تفكر شاعرانه‌اش بر عرفان او برتري دارد. حافظ ديدگاه عارفانه و اميدوار كننده دارد و عرفان به مفهوم واقعي كلمه در اشعار او نمايان است و در شعرش همواره اميد به آينده‌اي روشن را نويد مي‌دهد به گونه‌اي كه مخاطب با مطالعه اشعارش به نوعي لذت معنوي دست مي‌يابد.
حافظ شاعري است كه در قرن حاكميت زهد و ريا و خفقان، شعري فراگير و رندانه دارد و از همه مسائل جهان هستي با بياني ظريف و رندانه سخن مي‌گويد و همواره از تظاهر و تزوير دوري مي جويد و شعر برايش جنبه‌اي متعالي و آرماني دارد.
اشعار حافـظ شيـرازي‎ بـا الـهـام‎ از تعاليم‎‎ ناب‎ اسلامي‎‎ و مفاهيم گرانقدر قرآني سروده‎‎ شده است‎ و همگـي‎ ايـن‎ اشعـار حـاوي‎ كنايات‎‎‎ و استعارات زيبا و بي‎ نظير است.
اين‎‎‎ شاعر پرآوازه‎ ايران زمين در سال‎791 يا 792 هجري‎‎ قمـري دارفـانـي‎ را وداع گفت‎.
روحش شاد.
منبع: 2irib.ir

 

زندگینامه آیت الله میرزا مهدی غروی اصفهانی

 

 

هرجا از بندگان صالح خدا ذکر و یادی شود و برکات آنجا نازل می شود.بندگانی که چند صباحی در این دنیای خاکی زیستند و دامن به خاکش الوده نساختند. اینان عاشقان راستین و مرواریهای درخشان و ارجمند الهی هستند که در صدف بی نام و نشان دل به عشق بازی با محبوب خویش خوش دارند .چه بسیار از این درهتی ثمین که در حیاتشان ناشناخته ملنده اند

به عظمت و بزرگواری این مردان مرد و به قدم صدقشان بنگر تا ترس از وجودت رخت بر بندد و نور امید در دلت افروخته و گام هایت استوار شود، زندگی شان را مرور کن تا به تو نشان دهند که برای یک رهرو و تنها آنچه مهم است رفتن است و رفتن!

نگاه کردن به چهره همیشه زنده این ستون های استوارزمین، فاصله را تا خدا گوشزد می کند و ورق زدن صفحات حیاتشان عزم و همت حرکت می دهد. نگاهشان نغمه ای را در گوش قلبت زمزمه می کند:

که ای بلند نظر شاهباز سدره نشین            نشیمن تو نه این کنج محنت آباد است

معرفی الگوها و شخصيتهاى بزرگ مذهبى و فرمايشات آنان ، خود نيز انسان ساز است .

رفتار و گفتار آن فرزانگان ابتداء با نفس خود كه مقابله با شيطان درونى است و انقلاب را كه همان تزكيه نفس است از خود شروع كردند و حقيقتا هم پيروز گشتند و فاتح تمام و كمال گرديدند. اگر كلمه اى گفتند اثر خود را بر جان انسان گذاشت و مى گذارد!

امت مسلمان ، براى تربيت اسلامى نيازمند به نشان دادن الگوى تربيتى و ارائه قهرمان و نمونه است .بر ما است كه خاطره و شرح حال مردان بزرگ و عالمان دين را كه راهيان كوى طريقت هستند  پاس بداريم كه به قول قرآن كريم:

  لقد كان فى قصصهم عبرة لاءولى الاءلباب

 در سرگذشت و قصه هاى آنان عبرت و تجربه اى براى خردمندان است

افرادى در يك موقعيت ويژه زمانى ، قدم در راهى مى گذارند و خود را در صف مشخصى جاى مى دهند و به نفع مكتبى قدم بر مى دارند، و تبليغ مى كنند و ثابت قدم و استوار حتى تا پاى شهادت حاضر مى شوند كه همه هستى خود را فدا مى كنند. آنها مصداق فرمايش امام على عليه السلام در دعاى كميل هستند.

به درگاه خداوند عرضه مى دارد:

 خدايا تو را به قداست و پاكيت و به بزرگترين نام ها و صفت هايت مى خوانم و مسئلت دارم كه لحظه هاى مرا در شب و روز به ياد خويش آباد سازى و به خدمت خودت پيوسته گردانى و عملهايم را پذيرا باش تا آن كه تمامى علمها و ذكرهايم يك ذكر شود و حال من همواره در خدمت تو باشد.

اینک بعد از معرفی آیت الله سید علیرضا قدوسی یکی دیگر ازبزرگان عرصه علم را به دوستان عزیز معرفی کنیم .

  

۲- آیت الله ميرزا مهدي اصفهاني

 

ولادت ميرزا مهدي اصفهاني خراساني در اوايل سال ۱۳۰۳ هـ . ق، در اصفهان به دنيا آمد. پدرش ميرزا اسماعيل اصفهاني از نيكان اصفهان بود.

 

تحصيل وي در ۹ سالگي ساية پرمهر پدر را از دست داد، ولي همچنان به تحصيل علم ادامه داد و مقدمات، ادبيات، فقه و اصول را در حوزة علميه اصفهان آموخت و در 12 سالگي، براي ادامه تحصيل عازم نجف اشرف شد. وي بنا به سفارش آية الله حاج آقا رحيم ارباب، نزد آية الله العظمي سيد اسماعيل صدر (متوفا: ۱۳۳۸ هـ . ق.) رفت و زانوي شاگردي به زمين زد.

 
ميرزا در محضر عالمي پارسا 
آن فقيه پارسا علاوه بر تحصيل علوم متعارف حوزه، مباني سير و سلوك را فرا گرفت. 
وي علوم اصول را نزد ميرزاي نائيني و فقه را نزد سيد محمد كاظم يزدي آموخت. 
او پس از آشنايي با مباني سير و سلوك، راه‌هاي سير و سلوك را از محضر سيد احمد كربلايي (متوفا: 1332 هـ . ق.)، شيخ محمد بهاري همداني، سيد علي قاضي و سيد جمال الدين گلپايگاني بهره‌مند شد. 
ميرزا مهدي پس از تكميل دروس متعارف حوزوي، همراه آية الله سيد محمود شاهرودي، آية الله سيد جمال الدين گلپايگاني و چند نفر ديگر كه جمعاً بيش از هفت نفر نبودند، در اولين دورة درس خارج ميرزاي نائيني ـ كه دربارة اصول فقه بود ـ شركت مي‌كنند. 
در اين درس، ديدگاههاي اصولي و فقهي شيخ انصاري نقد مي‌شود. اين درس كه گاهي سه ساعت طول مي‌كشيد. نزديك به 5 سال ادامه يافت. ميرزاي اصفهاني در آن ايام، به موازات تلاشهاي علمي، به بعد عملي و اخلاقي خود نيز ادامه مي‌دهد و درجات سير و سلوك را نزد استاداني مانند آقا سيد احمد كربلايي به خوبي مي‌گذراند و مراحلي چون «معرفت نفس» و «خلع بدن»۱ (تجريد) را پشت سر مي‌گذارد.

 
تشنة وصال كم كم پژوهش در «فلسفه» وي را به سوي «عرفان» كشانده و در باب عرفان هم به بالاترين مرحلة آن دست يافت، امّا با همة اينها، دلش آرام نگرفت و اضطراب دروني‌اش روز به روز بيشتر مي‌شد؛ زيرا مي‌ديد كه مفاهيم و مصطلحات فلسفي و عرفاني (مثل وحدت وجود، چگونگي علم و ارادة، خلق از عدم محض، حدوث زماني عالم، خلقت ارواح قبل از ابدان، معاد كامل جسماني عنصري، حقيقت خلود، حقيقت نفس، بداء و سعادت و شقاوت) با محكمات اسلامي و مباني قرآني و معارف معصومين ـ عليهم السلام ـ ـ چنان كه علامه طباطبايي در تفسير «الميزان» ج 5، 305 و 306، تصريح كرده‌اند ـ تطابق تامّ ندارد. نگراني روحي، او را به وادي ديگري مي‌كشاند؛ راه مسجد سهله را پيش مي‌گيرد و اشك‌هاي خود را بر ريگهاي مسجد سهله گسيل مي‌دارد. او با زمزمة «دست از طلب ندارم تا كام دل برآيد»، به حضرت مهدي (عج) توسّل كامل مي‌جويد و سرانجام كام دل برمي‌آيد و ديدار معشوق نصيبش مي‌شود. با ارائة لوحي روشن به اين عبارت: «طلب المعارف من غير طريقنا اهل البيت مساوق لانكارنا۲  و قد اقامني الله و انا الحجة بن الحسن»۳   (چگونگی نشرف آیت الله حاج میرزا مهدی اصفهانی (ره))، تشويق و نگراني از او زدوده مي‌شود، و به او القاء مي‌شود كه حقيقت معرفت را از كجا و چگونه بايد طلب كرد. او به سختي معتقد مي‌شود كه علمي كه به بركت قرآن كريم، در ليلة القدر نازل گشته، همان حقيقت «علم مصبوب»۴ است كه بايد آن را برتر از آن دانست كه در سطح انطباق با تأويل علوم بشري قرار گيرد. اين علم، علمي است الهي و بي‌نياز از همه چيز و همه جا و همه كس. و ميزان شناختي است مستقل و جامع و برتر و بالاتر از همة ميزانها و دستگاههاي شناختي كه در تاريخ بشر عرضه گشته است. 
مكتب معارفي ميرزاي اصفهاني كه بايد به اعتباري ايشان را در سدة چهاردهم هجري، مؤسس آن دانست، از اين طرز فكر مايه مي‌گيرد و شكل مي‌پذيرد؛ زيرا وي موفق به شناخت‌هاي غني و مستقل در ابواب مختلف معارفِ «مبدء و معاد» و «آفاق و انفس» و «قرآن و حديث» مي‌گردد و به سرچشمة زلال آن رو مي‌آورد و از آن بهره‌مند مي‌شود.


اقامت در مشهد مقدس  
ميرزا مهدي اصفهاني در سال ۱۳۴۰ هـ . ق. به ايران بر مي‌گردد و در مشهد اقامت مي‌كند. وي از سال ۱۳۴۰ هـ . ق. تا سال ۱۳۶۵ هـ . ق. به تدريس تحقيقي خارج اصول، نشر معارف، تربيت نفوس و عقول، و دادن ديد اجتهاد ي در مسائل عقلي و معارفي و تشجيع بر اظهار نظر و داشتن درك استقلالي و انتقادي از فلسفه و عرفان پرداخت. بيش‌تر شاگردان ايشان از بزرگان حوزة علمية خراسان بودند كه سالها در درس آقا بزرگ حكيم شهيدي،۵ حاجي فاضل خراساني، شيخ اسدالله عارف يزدي و ديگر استادان فلسفه و عرفان، شركت كرده بودند. پيش از آوردن شرحي دربارة اين دوره از زندگاني ميرزاي اصفهاني، ‌بايد اشاره كنيم به اجازة اجتهادي كه ميرزاي نائيني براي ايشان نوشته است؛ اجازه‌اي بسيار تجليل آميز، آن هم از كسي كه كم‌تر اجازة اجتهاد نوشته است. ميرزاي نائيني در اين اجازه، دربارة ميرزاي اصفهاني كه ۳۵ سال بيش نداشت، نوشت: 
«... العلم العلّام، و المهذّب الهمام، ذو القريحة القويمة، و السّليقة المستقيمة، و النّظر الصّائب و الفكر الثّاقب، عماد العلماء و صفوة الفقهاء، و الورع التّقي و العدل الزّكي... فليحمدالله ـ سبحانه و تعالي ـ علي ما أولاة من جودة الذّهن و حسن النّظر.» 
در حاشية اين اجازه نامه، سه تن از مراجع تقليد تشيع مراتب مندرج در آن و مقامات بلند علمي و تحقيقي ميرزاي اصفهاني را تأييد كرده و ستوده‌اند. اين سه تن عبارتند از: 
۱. آقا ضياء الدين عراقي. 
۲. سيد ابوالحسن اصفهاني. 
۳. حاج شيخ عبدالكريم يزدي.


شاگردان 
۱. سيد حسين حائري كرمانشاهي (متوفا: ح ۱۳۶۴ هـ . ق.). 
۲. سيد صدرالدين صدر (متوفا: 1373 هـ . ق.) ۶. شيخ مجتبي قزويني خراساني (متوفا: ۱۳۴۶ هـ . ش.). ۷
۴. آیت الله حاج شیخ هاشم قزوینی(متوفا: ۱۳۳۹ هـ . ق.).۸۵. ميرزا علي اكبر نوقاني (متوفا: ۱۳۷۰ هـ . ق.).۹
۶. شيخ حسين وحيد خراساني (دام ظله). 
۷. شيخ غلامحسين محامي بادكوبه‌اي (متوفا: ۱۳۳۳ ش). 
۸. شيخ محمد كاظم مهدوي دامغاني (متوفا: ۱۳۶۰ ش). 
۹. شيخ محمد حسن بروجردي (متوفا: ۱۳۲۹ ش). 
۱۰. شيخ هادي روحاني مازندراني (متوفا: ۱۳۷۸ ش). 
۱۱. شيخ زين العابدين غياثي تنكابني (متوفا: ۱۳۳۶ هـ . ش.). 
۱۲. سيد علي شاهرودي. 
۱۳. شيخ علي محدث خراساني (متوفا: ۱۳۷۰ هـ . ق.). ۱۰ 
۱۴. شيخ علي نمازي شاهرودي (متوفا: ۱۳۶۴ ش). ۱۱

۱۵.سيد محمد باقر نجفي (متوفا: ۱۳۶۶ ش). ۱۲ 
۱۶. استاد محمد تقي شريعتي مزيناني (متوفا: ۱۳۶۶ ش).۱۳

۱۷. ميرزا جواد آقا تهراني (متوفا: ۱۳۶۶ ش).۱۴  
۱۸. شيخ عبدالله واعظ يزدي (متوفا: ۱۳۷۱ ش).۱۵

۱۹. شيخ محمد رضا محقق تهراني (متوفا: ۱۳۷۳ ش). 
۲۰. شيخ محمد باقر محسني ملايري (متوفا: ۱۳۷۴ ش). 
۲۱. شيخ محمود حلبي خراساني (متوفا: ۱۳۷۶ ش). 
۲۲. شيخ حسنعلي مرواريد (دام ظله). 
۲۳. شيخ محمد باقر ملكي ميانه‌اي (متوفا: ۱۳۷۷ ش). ۱۶  
۲۴. شيخ عبدالنبي كجوري (متوفا: ۱۴۱۹ هـ . ق.).۱۷  
۲۵. شيخ علي اكبر صدرزاده دامغاني (دام ظله). 
26- آیت الله سید علیرضا قدوسی

۲۷. شيخ اسماعيل معتمد خراساني.


آثار  ۱. مجموعة تقريرات: اين تقريرات شامل مباحث مهم اصول فقه، اصول عقايد (معارف) و قرآن شناسي است. بهترين نسخه از اين تقريرات، نسخه‌اي است كه توسط ميرزاي اصفهاني تصحيح شده است. ۱۸  
۲. معراج القرب: از آثار بسيار ارزنده و سازندة ميرزاي اصفهاني دربارة نماز، «غاية المني و معراج القرب و اللّقاء» است. 
۳. وجه اعجاز قرآن: يكي ديگر از تعاليم عظيم ميرزاي اصفهاني تأكيد بر اين موضوع است كه علت اعجاز قرآن، بيشتر از هر چيز جنبة علمي قرآن در شناخت حقايق هستي، ‌تازه بودن علم قرآني و نيز اين است كه قرآن كريم از سنخ مفاهيم و معقولاتي كه در دست بشر بود، نيست. 
۴. معارف القرآن: در اصول اعتقادات. 
۵. ابواب الهدي: اين كتاب خلاصة «معارف القرآن» است، كه به آن اشاره شد. 
۶. مصباح الهدي: در اصول فقه. 
۷. المواهب السّنّية في بيان المعاريض و التورية في كلمات الأئمّة ـ عليهم السلام ـ لاستنباط الاحكام الشرعيّه: در روش استنباط احكام. 
۸. ابطال معارف اليونان: فلسفة انتقادي.۱۹  
۹. كتاب القضاء و القدر. 
۱۰. رسالة في الكر. 
۱۱. معرفة العوالم. 
آثار ميرزاي اصفهاني تا سال ۱۳۹۵ هـ . ق. كه نزديك به ۳۰ سال از فوت وي سپري شده بود، چاپ نشده بود. سيد محمد باقر نجفي يزدي در سال 1395 هـ . ق. مجموعة كوچكي از آثار ايشان را كه مشتمل بر رساله‌هاي ابواب الهدي، مصباح الهدي، مواهب السّنّيه، غاية المني و رسالة في الكرّ بود، چاپ و منتشر نمود، ولي افسوس كه اين چاپ با روش علمي انجام نشد و نتوانست مقام علمي و معنوي ميرزاي اصفهاني را نشان دهد!

اخلاق و روحيات

 اخلاق نيك ميرزا مهدي اصفهاني همگان را به خود جذب مي‌نمود. او انساني زاهد، وارسته و بسيار مهربان بود. وي احترام زيادي به سادات مي‌گذاشت و به كودكان سادات محبت مينمود و از آنها درخواست شفاعت مي‌كرد. وي زاهدانه زيست و تا آخر عمر منزل ملكي نداشت. وقتي به او گفتند: منزل شما كوچك است و عائله زياد، خوب است منزلي براي شما تهيه شود، مريدان شما دوست دارند منزلي براي شما تهيه كنند. ايشان گفت: همين منزل استيجاري براي من كافي است. اصرار مي‌كنند كه منزلي هست، بياييد و ببينيد. مي‌روند و منزل را مي‌بينند و مي‌گويد: دو روز ديگر صبر كنيد، جواب خواهم داد.

بعد از دو روز، ميرزا فوت مي‌كند و خريد منزل هم منتفي مي‌شود. 
او هيچ گونه علاقه دنيوي و مادي نداشت. وي به فكر شاگردان خود بود و از آنها دلجويي مي‌كرد. ميرزا مهدي اصفهاني در زمان خفقان رضاخاني، به حاج شيخ مجتبي قزويني پيشنهاد مي‌دهد كه نيمي از شهرية 12 توماني آية الله نائيني را بدهد تا خداوند گشايشي فراهم فرمايد. ۲۰ 

 وفات 

 سرانجام ميرزا مهدي اصفهاني (خراساني) پس از عمري عبادت و طلب علم و كوشش‌هاي بسيار براي ترويج مكتب قرآني خالص، در پرتو شميم جان پرور ولايت حضرت مهدي - عج - مهياي سفر آخرت مي‌شود. وي يك هفته پيش از رحلت، وصيت مي‌كند و امانتها را به صاحبانش بر مي‌گرداند. او روز پنجشنبه، پيش از رفتن به حمام مقبره كه نزديك منزل وي بود، با تمامي اهل منزل خداحافظي مي‌كند و از آنان حلاليت مي‌طلبد. سپس به حمام مي‌رود و بدن را شستشو مي‌دهد و از حمام خارج مي‌شود، و در محل رختكن حمام سكته مي‌كند و در اواخر ذي الحجه سال ۱۳۶۵ هـ . ق. از اين جهان به سراي جاويد مي‌شتابد. 
پيكر پاك او را تا بامداد جمعه نگاه داشتند و در روز جمعه، با تشييعي عظيم، به صحن مطهر حضرت رضا ـ عليه السلام ـ آوردند، و پس از اداي مراسم، در دار الضيافه به خاك سپردند. 
محمد علي رحيميان



پانوشتها

۱. ميرزا مهدي اصفهاني مي‌توانست روح خود و ديگران را از بدن خارج سازد. علامه محمد رضا حكيمي به نقل از آميرزا علي اكبر معلم دامغاني فرمود: ميرزاي اصفهاني سفري به دامغان آمد و چند روزي در منزل ما بود. روزي صحبت از خلع بدن شد، درخواست كرديم نمونه‌اي را به ما ارائه دهد. برادرم در مجلس حاضر بود. قرار شد ايشان را خلع بدن كند و چنين كرد، و به حالت مرده در آمد. بعد روحش را برگرداند. پرسيدم: چگونه بود؟ گفت: خودم را روي رف مي‌ديدم و بدنم را افتاده كف اطاق. من خواستم تقاضا كنم مرا هم خلع بدن كند كه مهماناني رسيدند و نشد. 
۲. اين مضمون در روايات بسياري نيز رسيده است. 
۳ . ابواب الهدي، ص ۴۶، سيد محمد باقر نجفي يزدي، (متوفا: ۱۳۶۶ ش)، نگاه حوزه، شماره ۵۲ و ۵۱، ص ۱۲۲. 
۴ . اشاره است به جمله‌اي معروف از زيارت «آل يس» و مقصود از آن علمي است كه از ناحيه معصوم ـ عليه السلام ـ به فردي عنايت مي‌شود. 
۵. محمد تقي ميرزا عسكري معروف به آقا بزرگ حكيم از شاگردان ميرزا ابوالحسن جلوه، ميرزا هاشم گيلاني اشكوري و حكيم كرمانشاهي بود. وي استاد فلسفه حوزه علميه مشهد مقدس بود. حاج شيخ مجتبي قزويني (1318 ـ 1386 هـ . ق) و شيخ غلامحسين محامي باد كوبه‌اي (متوفا: ۱۳۳۳ هـ . ق) كه از عالمان مكتب تفكيك بودند، سالها در درس او شركت كردند و با آمدن ميرزاي اصفهاني به مشهد، به مكتب وي پيوستند. شرح حال اين عالم فرزانه در مجله نگاه حوزه، سال اول، شماره 3، آمده است. 
۶ . شرح حال وي در «ستارگان حرم» ج 3، ص ۲۰۵ و «آثار الحجة» آمده است. 
۷. شرح حال ايشان در همين جلد از گلشن ابرار آمده است. 
۸ . شرح حال اين عالم فرزانه در مجله نگاه حوزه، سال ۱۳۷۴، شماره 5 آمده است. 
۹. شرح حال اين عالم مربي و تاثيرگذار در مجله نگاه حوزه، سال ۱۳۷۵، شماره ۵ آمده است. 
۱۰. نويسنده «خورشيد تابان در توحيد قرآن». 
۱۱ . وي در سال ۱۲۹۴ ش، در شهرستان شاهرود متولد شد. پدر ايشان آية الله شيخ محمد نمازي شاهرودي است. وي حافظ قرآن و محدثي متبحر و داراي تأليفات بسيار ارزنده و فراوان است. 
۱۲. از او تأليفات زيادي به جاي مانده است. 
۱۳. وي پدر دكتر علي شريعتي است. 
۱۴ . شرح حال وي در همين مجموعه گلشن ابرار، ج 3، آمده است. وي در سال ۱۲۸۳ ش، در تهران، درخانواده‌اي مذهبي متولد شد و در قم. نجف و مشهد مقدس نزد ميرزا مهدي اصفهاني، حاج شيخ مجتبي قزويني و ديگر استادان حوزه به تحصيل علم پرداخت. آثارش عبارتند از: 1. ميزان المطالب. 2. آيين زندگي و درسهاي اخلاق اسلامي. 3. فلسفه بشري و اسلامي. 4. عارف و صوفي چه مي‌گويد؟ 5. بهائي چه مي‌گويد؟ 6. بررسي پيرامون اسلام. 
۱۵ . وي از واعظان معروف مشهد مقدس و نويسنده «معارف القرآن» مي‌باشد. 
۱۶. شرح حال وي در «ستارگان حرم»، ج ۶، ص ۹۹ آمده است. 
۱۷ . شرح حال وي در مجله «نگاه حوزه»، شماره‌هاي ۴۵، ۴۶ و ۴۷، ص ۱۲۶ آمده است. 
۱۸. تقريرات ايشان ۵ جلد است كه متأسفانه هنوز چاپ نشده است. 
۱۹ . امروز كه تنبهاتي درباره عقب افتادگي فكري حاصل شده است، بر لزوم «نقد فلسفي» اصرار مي‌شود و برخي از استادان فلسفه آن را مورد توجه قرار داده‌اند امّا نه در حد شايسته و لازم. ر.ك: خردنامه صدرا.

  ۲۰. به نقل از حجت الاسلام و المسلمین مرحوم میزا علیرضا غرویُ فرزند میرزا مهدی اصفهانی.

 

روز جهانی پست

پست، كهن ‏ترين و گسترده ‏ترين نوع ابزار ارتباطي بين مردم يك كشور با ساكنان ديگر سرزمين‏ها و مناطق جهان است. جوامع رشد يافته، براي تحقق توسعه خود، به شبكه ارتباطي توجه داشته و روي آن برنامه ‏ريزي كلان كرده ‏اند. پست يكي از عمده ‏ترين نهادهاي اجتماعي بازمانده از ادوار كهن است. پيام و پيام‏رساني به عنوان يك نياز اجتماعي، از آغاز زندگي شهرنشيني، همواره مطرح بوده است و پست به منزله تامين كننده اين نياز، از ديرباز نقش تعيين كننده‏اي در زندگي اجتماعي انسان داشته است. از اين رو براي هماهنگي و تدوين روابط پستي بين كشورها، در نهم اكتبر ۱۸۷۴م به پيشنهاد آلمان، قرادادي با عنوان قرارداد بِرْنْ در زمينه تأسيس اتحاديه كل پست در بِرن سوئيس توسط ۲۲ كشور به امضا رسيد. امضا كنندگان بر اساس توافق به عمل آمده، يك قلمرو پستي را تشكيل دادند كه آزادي ترانزيت براي مبادله متقابل مراسلات در سراسر قلمرو اتحاديه تامين و تضمين مي‏كرد. نام اين اتحاديه پس از چهار سال، با پيوستن كشورهاي ديگر به اتحاديه جهاني پست، تغيير كرد. درسال ۱۹۶۹م، كنگره اين اتحاديه در توكيو در قطعنامه پاياني خود به كشورهاي عضو توصيه كرد روز نهم اكتبر )برابر با ۱۷ مهر( هر سال را به عنوان روز جهاني پست تعيين كنند و از سال ۱۹۷۰م، در اين روز، اداره‏هاي پست سراسر جهان به اقدامات گسترده اطلاعاتي و تبليغاتي و تشريح نقش پست درزندگي بشر بپردازند. در حال حاضر بيش از يك‏صد و هفتاد كشور، عضو اين اتحاديه هستند و ايران نيز در سال ۱۸۷۷م (۲۲ مهر ۱۲۵۶ش( به عنوان بيست و نهمين عضو، به اين اتحاديه پيوست. محل اتحاديه در شهر بِرْنْ سوئيس است و نشان آن از كره زمين و پنج انسان، به نشان پنج قاره، در حالي كه نامه‏هايي را دست به دست مي‏گردانند تشكيل شده است.
منبع : برنامه روزشمار تاريخ ازمركز پژوهشهاي صدا و سيما
 
آیات و روایات متناسب :
پيامبرصلي الله عليه وآله :
رَدُّ جَوابِ الكِتابِ حَقٌّ كَرَدِّ السَّلامِ
پاسخ دادن به نامه ، همانند پاسخ سلام ، از حقوق [صاحب نامه] است
كنزالعمّال ، ح ۲۹۲۹۴ .
پيامبرصلي الله عليه وآله :
تَواصَلُوا بِالكُتُبِ و إنْ شَطَّتِ الدِّيارُ
با نامه خود را به يكديگر پيوند دهيد ، اگر چه شهرها از هم دور باشند
الفردوس ، ج ۲ ، ص ۵۶ .
پيامبرصلي الله عليه وآله :
مَن نَظَرَ في كِتابِ أخيهِ بِغَيرِ إذنِهِ فَكَأَنَّما يَنظُرُ في النّارِ
هر كه بدون اجازه به نوشته برادرش نگاه كند ، گويي به آتش نگاه مي‏كند
عوالي اللآلي ، ج ۱ ، ص ۱۸۱ .
امام صادق ‏عليه السلام :
رَدُّ جَوابِ الكِتابِ واجِبٌ كَوُجوبِ رَدِّ السَّلامِ
جواب دادن به نامه ، همچون جواب سلام ، واجب است
الكافي ، ج ۲ ، ص ۶۷۰ .
امام صادق ‏عليه السلام :
التَّواصُلُ بَينَ الإخوانِ فِي الحَضَرِ التَّزاوُرُ وَ التَّواصُلُ في السَّفَرِ المُكاتَبَةُ
ارتباط ميان برادران در زمان حضور ، ديد و بازديد است و در سفر ، نامه ‏نگاري
ميزان الحكمه ، ح ۱۷۳۴۰ .

مشهد ،انتهای بلواری شهید فکوری ، بین میدان شهید جوان و میدان شهید آل شهیدی حراست دانشگاه علوم پزشکی مشهد- صندوق پستی: 1364- 9177899191


تلفن: 38763395 051 نمابر: 38763917 051 سامانه پيام کوتاه :9830007273010027 پست الکترونيک: herasat@mums.ac.ir


تمام حقوق مادی و معنوی این سایت مربوط به دانشگاه علوم پزشکی مشهد می باشد و هرگونه کپی برداری از مطالب آن تنها با ذکر منبع بلامانع است