دهه فجر

 

مقاله دهه فجر,مقاله دهه فجرانقلاب, دهه فجرانقلاب اسلامی

مقاله دهه فجر

با گسترش قیام مردم و خروج شاه از ایران، شاپور بختیار به عنوان تنها امید رژیم پهلوی، به عنوان نخست وزیر معرفی و باقی مانده بود.

 

این ایام که مصادف با اربعین امام حسین« علیه السلام» و گسترش راهپیمایی ها و اعتراضات مردمی بود، امام« قدس سره» طی پیامی، نکات تازه ای را برای هوشیاری مردم یادآور می شوند. همزمان با سایر شهرها، در تهران نیز راهپیمایی ها ادامه می یابد و فریاد الله اکبر جمعیت میلیونی لرزه بر اندام آخرین بقایای طاغوت می اندازد.

انسان های بپا خاسته و از جان گذشته با عزمی پولادین می روند تا سرنوشت مملکت خود را به دست بگیرند و همگی خواستار انحلال حکومت پهلوی و تشکیل حکومت اسلامی هستند و با شعار « استقلال، آزادی ، جمهوری اسلامی» خط مشی آینده را ترسیم می نمایند.

دهه فجر -گزیده ای از شعارهای انقلابی مردم در راهپیمایی ها

 

" مرگ بر این سلطنت پهلوی"


" توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد"                        "شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد"

 

مقاله دهه فجر


" ایستادن در صف نفت حالا دیگه حرام است"       " لباس گرم بپوش که کار شاه تمام است"

 

مقاله دهه فجر

 

" مردم! رفتن شاه یه حقه سیاسی است!"            " گول نخورید نهضت ما اساسی است" 


" زندگی مصرفی معادل بردگی است"

 

مقاله دهه فجر

" نظام شاهنشاهی مظهر هر فسادیست"

 

مقاله دهه فجر


" شاه باید برگردد"    " اعدام باید گردد"

 

مقاله دهه فجر,مقاله دهه فجرانقلاب, دهه فجرانقلاب اسلامیمقاله دهه فجر

به دنبال گسترش قیام مردمی، امام قدس سره در پیامی عزم خود را مبنی بر بازگشت به ایران اعلام می دارد. بختیار که با حمایت امریکا و به عنوان یک چهره ی ملی قصد مهار انقلاب و خاموش کردن شعله های قیام را دارد، خود را در این امر ناتوان می یابد و می کوشد که با قانونی جلوه دادن دولت خود، قیام مردم را سرکوب نماید. مخالفت خود را با بازگشت امام قدس سره اعلام، و دستور بسته شدن فرودگاه های کشور را می دهد. در پی انتشار این دستور مردم خشمگین، به خیابان ها ریخته  و با تحصن و شعارهای کوبنده دولت بختیار را مخاطب قرار می دهند.

 

پس از پانزده سال دوری از وطن درمیان استقبال پرشور مردم قدم به خاک این سرزمین گذاشت ، پانزده سالی که به خاطر خروشیدن بر استبداد و طاغوت و به خاطر بر زبان جاری کردن حقیقت به عراق ، ترکیه و  فرانسه تبعید شد .

پس از یکصد و هفده روز توقف امام خمینی (ره) در نوفل لوشاتو، امام خمینی (ره) ساعت سه و سی دقیقه به وقت تهران به سوی تهران حرکت کردند .

 

حاشیه های روزی که امام آمد . . .

حضرت امام به هنگام خروج از فرانسه با ارسال پیامی خطاب به مردم فرانسه، ضمن اظهار تشکر از آنها خداحافظی کردند.

ایشان پس از اقامه نماز در کف هواپیما، روی دو پتو با آرامش خوابیدند ، این در حالی بود که همه علاقمندان، دوستداران و نزدیکان ایشان، نگران انجام این پرواز بودند. خطر انهدام هواپیما و یا ربودن آن در آسمان چیزی بود که همه را تا لحظه فرود آن در فرودگاه تهران، نگران ساخته بود.

در هواپیما دویست نفر امام را همراهی می کردند که پنجاه تن  از آنان همراهان و هواداران و نزدیکان امام خمینی و ۱۵۰ نفر دیگر از خبرنگاران بودند .

راس ساعت نه و سی و هفت دقیقه و سی ثانیه امام در میان حلقه گروه منتخب استقبال کنندگان از پله های هواپیما فرود آمدند .

خمینی ای امام  . . .

با ورود حضرت امام به سالن فرودگاه، فریاد «الله اکبر» سالن فرودگاه را به لرزه در آورد. استقبال کنندگان  با خواندن سرود «خمینی ای امام»، اشک‌های مشتاقان را بر گونه‌هایشان جاری کردند.

 

پاسخ امام به عواطف یک میهن(مقاله دهه فجر)

حضرت امام طی بیاناتی در فرودگاه تهران گفتند: من از عواطف طبقات مختلف ملت تشکر می‌کنم. عواطف ملت ایران به دوش من بارگرانی است که نمی‌توانم جبران کنم.

ایشان ضمن اشاره به اینکه طرد شاه از کشور قدم اول پیروزی بود، همگان را به وحدت کلمه و ادامه مبارزه تا قطع کامل ریشه‌های فساد ترغیب کردند.ایشان سپس از آنجا عازم بهشت زهرا شدند.

با وجود سرمای زمستان، شب پیش از ورود امام ، بسیاری از مردم مشتاق ، در مسیر حرکت ایشان خوابیده بودند .

هنگام ورود امام خمینی به مدت بیست دقیقه مراسم استقبال توسط تلویزیون  ایران به طور زنده پخش شد ، اما ناگهان عکس شاه بر روی صفحه تلویزیون ظاهر و برنامه قطع شد .

در حالی که مراسم ورود حضرت امام به طور مستقیم از تلویزیون پخش می‌شد، نظامیان با یورش به این سازمان از ادامه پخش آن ممانعت کردند.

عده‌ای از مردم با قطع جریان پخش مستقیم ورود حضرت امام از تلویزیون به علت هجوم مأمورین نظامی، از عصبانیت تلویزیون‌های خود را به خیابان پرت کردند.

 

وقایع ایام‌الله دهه فجر انقلاب اسلامی:(مقاله دهه فجر)

 

وقایع ۱۲بهمن از ایام‌الله دهه فجر

۱۲بهمن روز ورود روح‌الله خمینی به ایران-در این روز بزرگترین استقبال تاریخ در تهران برگزار شد؛ بطوری که طول جمعیت استقبال کننده از آیت‌الله خمینی به ۳۳ کیلومتر رسیده بود. در ساعت ۹:۵۰ دقیقه بامداد روز دوازدهم بهمن هواپیمای حامل خمینی در میان تدابیر شدید امنیتی در فرودگاه مهرآباد برزمین نشست. خمینی پس از ورود به فرودگاه و ایراد سخنرانی طبق برنامه‌ای که از قبل تنظیم شده بود عازم گورستان بهشت زهرا شد…

خمینی در میان استقبال گسترده مردم تهران در ساعت یک بعد از ظهر وارد قطعه ۱۷ که مدفن شهدای انقلاب بود شد و سخنرانی خود را ایراد نمود.

 

وقایع ۱۴ بهمن از ایام‌الله دهه فجر

روز شنبه ۱۴ بهمن از ایام‌الله دهه فجر در محل مدرسه شماره ۲ علوی یک مصاحبه مطبوعاتی با حضور قریب به سیصد خبرنگار ایرانی و خارجی برگزار شد که در آن ابتدا خلاصه‌ای از نظریات آیت‌الله خمینی خوانده شد؛ سپس سوالات خبرنگاران آغاز گردید که خلاصه‌ای از پاسخ خمینی به این شرح بود:

 

«کاری نکنند که مردم را به جهاد دعوت کنم، اگر موقع جهاد شد می‌توانیم اسلحه تهیه کنیم. دولت را بزودی معرفی خواهیم کرد. اعضای شورای انقلاب تعیین شده‌اند. از ارتش می‌خواهم هرچه زودتر به ما متصل شود. ارتشیان فرزندان ما هستند، ما به آنها محبت داریم باید به دامان ملت بیایند. قانون اساسی که تدوین شده به آراء عمومی گذاشته می‌شود تمام اتباع خارجی بطور آزاد در ایران زندگی خواهند کرد.     »

 

وقایع روز ۱۶ بهمن از ایام‌الله دهه فجر

روز ۱۶ بهمن و تعیین دولت موقت-خمینی در روز ۱۶ بهمن طی فرمانی مهدی بازرگان را به عنوان نخست وزیر موقت تعیین و معرفی کرد. عصر همان روز در سالن سخنرانی مدرسه علوی یک مصاحبه مطبوعاتی بین‌المللی ترتیب داده شد، در این جلسه بازرگان برنامه و وظایف دولت موقت را تشریح کرد و افزود برگزاری همه پرسی درباره تغییر رژیم، برگزاری انتخابات مجلس موسسان و انجام انتخابات مجلس از وظایف این دولت است.

 

وقایع روز ۱۹ بهمن از ایام‌الله دهه فجر

 روز نوزدهم بهمن ماه بزرگ‌ترین راه پیمایی انقلاب صورت گرفت. در قطعنامه پایانی راه پیمایی نخست وزیری مهدی بازرگان توسط تظاهرکنندگان تایید شد.

 

وقایع ۲۰ بهمن از ایام‌الله دهه فجر

در روز ۲۰ بهمن ماه که مصادف با روز جمعه بود، مردم در دانشگاه تهران اجتماع کرده بودند تا سخنرانی رییس دولت موقت را استماع نمایند. در همین هنگام در غرب تهران درگیری شدیدی صورت گرفت؛ عده زیادی از افراد گارد شاهنشاهی به پادگان همافران نیروی هوایی حمله بردند و به محض آغاز درگیری آنان عده زیادی از جوانان وابسته به جناح‌های مختلف به نفع همافران وارد صحنه درگیری شدند. این درگیری خونین ده‌ها نفر کشته و مجروح بر جای گذاشت ولی در نهایت همافران توانستند حلقه محاصره نیروهای گارد را بشکنند.

 

وقایع ۲۱ بهمن از ایام‌الله دهه فجر

روز بیست و یکم بهمن ماه روز نبرد مسلحانه همه جانبه مردم و نیروهای دولتی بود. درگیری خونین مردم و لشگر گارد در این روز به اوج خود رسید؛ و جنگ تانک‌ها با مردم مسلح باعث کشته و زخمی شدن صدها نفر شد. آیت‌الله خمینی تهدید کرد در صورت عدم جلوگیری از کشتار لشگر گارد حکم جهاد خواهد داد.در اینروز چندین کلانتری توسط گروههای مسلح مردمی تسخیر شدند که در نتیجه آن مقادیر زیادی اسلحه به دست مردم افتاد. در همین روز فرمانداری نظامی تهران اعلامیه شماره ۴۰ را انتشار داد؛ بموجب این اعلامیه رفت و آمد مردم از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۵ بامداد ممنوع اعلام شد. در پی اعلامیه مزبور اعلامیه دیگری صادر و منع عبور و مرور تا ساعت ۱۲ بامداد تمدید شد. مردم عملاً مقررات حکومت نظامی را باطل ساختند و تا صبح در خیابان‌ها با ایجاد حریق و راه بندان‌های متعدد مانع حرکت قوای نظامی می‌شدند.

 

وقایع ۲۲ بهمن از ایام‌الله دهه فجر

۲۲ بهمن از ایام‌الله دهه فجر ،در این روز به ترتیب زندان اوین، ساواک، سلطنت آباد، مجلسین سنا و شورای ملی، شهربانی، ژاندارمری و ساختمان زندان کمیته مشترک به تصرف مردم در آمد.در تسخیر شهربانی سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران به دست انقلابیون مسلح افتاد. پادگان باغشاه و دانشکده افسری، دبیرستان نظام، زندان جمشیدیه، پادگان عشرت آباد و پادگان عباس آباد یکی پس از دیگری تسلیم شدند و آخرین مرکزی که به تصرف درآمد رادیو و تلویزیون بود.

 

تصمیم شورای عالی ارتش(مقاله دهه فجر)

ساعت ۱۰ بامداد روز ۲۲ بهمن شورای فرماندهان نیروهای مسلح در ستاد مشترک تشکیل گردید. نظامیان حاضر در جلسه عبارت بودند از: عباس قره باغی، جعفر شفقت، حسین فردوست، هوشنگ حاتم، ناصر مقدم، عبدالعلی نجیمی، احمدعلی محققی، عبدالعلی بدره‌ای، امیرحسین ربیعی، کمال حبیب اللهی، عبدالمجید معصومی، جعفر صانعی، اسدالله محسن زاده، حسین جهانبانی، محمد کاظمی، خلیل بخشی آذر، علی محمد خواجه نوری، پرویز امینی افشار، امیر فرهنگ خلعتبری، محمد فرزام، جلال پژمان، منوچهر خسروداد، ناصر فیروزمند، موسی رحیمی لاریجانی، محمد رحیمی آبکناری و رضا وکیلی طباطبایی.ریاست شورای عالی ارتش بر عهده عباس قره باغی بود.

 

پس از گزارش فرماندهان نیروها از وضعیت موجود بحث پیرامون همبستگی ارتش با مردم آغاز شد؛ اکثرا موافقت خود را اعلام نمودند و سرانجام اعلامیه‌ای مبنی بر بی طرفی ارتش تهیه و بامضا رسید. پس از تصمیم شورای عالی، ساعت یک بعد از ظهر خبر تصمیم شورای عالی ارتش در اختیار رادیو و تلویزیون گذاشته شد. رادیو ایران برنامه عادی خود را قطع و اعلامیه را قرائت کرد. لحظه‌ای بعد نیروهای انقلاب محوطه صدا و سیما را تصرف نمودند و خبر سقوط رژیم سلطنتی پهلوی از صدا و سیما اعلام شد.

 

مراسم دهه فجر(مقاله دهه فجر)

هرساله در طول دهه فجر مراسم و یادبودهای زیادی در کشورمان  انجام می گیرد.

همچنین جشنواره فجر که بزرگترین جشنواره دولتی فیلم، تئاتر و موسیقی ایران است معمولا در طول دهه فجر برگزار می شود.

در مدارس کودکان کلاس‌های درس را با نوارهای رنگی، پرچم و عکس امام خمینی و  و رهبر عزیزمان سیدعلی خامنه‌ای تزئین می‌کنند.

تصاویری از رویدادهای دهه فجرسال 57

مرتبط با مقاله دهه فجر

 

مقاله دهه فجر,مقاله دهه فجرانقلاب, دهه فجرانقلاب اسلامی

مقاله دهه فجر,مقاله دهه فجرانقلاب, دهه فجرانقلاب اسلامی

مقاله دهه فجر,مقاله دهه فجرانقلاب, دهه فجرانقلاب اسلامی

مقاله دهه فجر,مقاله دهه فجرانقلاب, دهه فجرانقلاب اسلامی

مقاله دهه فجر,مقاله دهه فجرانقلاب, دهه فجرانقلاب اسلامی

مقاله دهه فجر,مقاله دهه فجرانقلاب, دهه فجرانقلاب اسلامی

مقاله دهه فجر,مقاله دهه فجرانقلاب, دهه فجرانقلاب اسلامی

مقاله دهه فجر,مقاله دهه فجرانقلاب, دهه فجرانقلاب اسلامیجهت کسب اطلاعات ومطالعه بیشتر به لینک های ذیل مراجعه کنید

چشم اندازي به سيره حكومتي پيامبر اعظم (ص)


اشاره
تشكيل حكومت و به عهده گرفتن زمام اداره امور جامعه از مواردي است كه علاوه بر هدايت و نجات انسان‏ها، نقش قابل تأمّلي را در جهت حفظ آيات الهي و آرمان‏هاي جامعه مسلمين ايفا مي‏كند.
از اين رو نبيّ مكرم اسلام (ص) بلافاصله پس از هجرت براي تشكيل حكومت و دولت اسلامي اقدام نمود.
اين حكومت اسلامي هر چند بعد از ارتحال آن حضرت (ص) عمرش كوتاه بود، امّانمونه كامل حكومت ديني با ويژگي‏هاي خاص خود بود كه در اين نوشتار بر جسته آن به عنوان شاخصه‏هاي آموزنده و سازنده اشاره مي‏شود:
عدالت خواهي
مطالعه تاريخ زندگي پيامبر (ص) بيان‏گر اين است كه آن حضرت (ص) در روزگاري كه در مدينه قدرت بزرگي پديد آورد، تمام سعي و تلاشش برقراري عدالت و احياي ارزش‏هاي الهي و انساني بود. ايشان در يك منشور جهاني، عدالت خواهي و تساوي حقوق انسان‏ها را در جوامع اعلام كرده‏و ملاك احترام به حقوق بشر رامعين نمود.
آن منادي راستين عدالت و آزادي هنگامي كه مشاهده كرد يكي از اصحاب عرب وي "سلمان فارسي" را به خاطر غير عرب بودن تحقير مي‏كند، در كلمات حكيمانه و معروفي مي‏فرمود: "انّ‏الناس من عهد آدم الي يومنا هذا مثل اسنان المشط لافضل للعربي علي العجمي و لا للاحمر علي الاسودالا بالتقوي؛ 1همه مردم از زمان حضرت آدم(ع) تا به امروز همانند دانه‏هاي شانه مساوي و برابر هستند. عرب بر عجم و سرخ برتري ندارد مگر با تقوي".
آن حضرت در اجراي قانون عادلانه الهي اهتمام خاصّي داشت و اگر كسي از ايشان تقاضاي غير قانوني مي‏كرد، شديداً ناراحت مي‏شد.
بعد از جنگ احزاب در مورد تقسيم غنايم بعضي از همسران پيامبر(ص) تقاضاي غير معمول كردند، لذا آن‏بزرگوار ناراحت شد و حدود يك ماه از آنان فاصله گرفت. خداوند متعال نيزبه اين مناسبت آياتي را بر آن حضرت نازل كرد وفرمود: "يا ايهّاالنبي قل لازواجك ان كنتن تردن الحيوة الدنيا و زينتها فتعالين امتعكن و اسرحكن سراحا جميلا؛(2) اي پيامبر به همسرانت بگو: اگر شما زندگي دنيا و زرق و برق آن را مي‏خواهيد، بياييد با هديه‏اي شمارا بهره‏مند سازم و شما را به طرز نيكويي رها سازم". و به اين ترتيب پيامبر اكرم (ص) حتي به نزيك‏ترين افراد خانواده‏اش اجازه نداد از قانون الهي تخطّي كرده و عدالت اجتماعي را در حكومت اسلامي آن حضرت خدشه دار سازند.
قاطعيّت و شهامت‏
در سيره حكومتي رسول گرامي اسلام قاطعيّت و شهامت در مورد اجراي قانون و حدود الهي به بهترين وجه انعكاس يافته است. در فتح مكه زني از قبيله "بني مخزوم" مرتكب سرقت شد و از نظر قضايي جرمش محرز گرديد . خويشاوندان آن زن كه هنوز رسوبات نظام طبقاتي دوران جاهليت در مغزشان ماند ه بود، اجراي مجازات (حد سرقت) را نسبت به آن زن، ننگ خانواده اشرافي خود مي‏دانستند؛به همين دليل براي متوقف ساختن اجراي حد سرقت به تلاش افتادند و به همين منظور "اسامة بن زيد" را- كه مانند پدرش نزد پيامبر (ص) محبوبيت داشت - وادار به شفاعت نمودند. اما همين كه اسامه زبان به شفاعت گشود، آن حضرت (ص) خشمگين شد و فرمود: چه جاي شفاعت است ؟مگر مي‏توان حدود و قانون را بلااجراگذاشت و فوراً دستور مجازات صادر نمود.اسامه متوجه لغزش خود شد و عذرخواهي نمود. پيامبر (ص) براي اين كه فكر تبعيض در اجراي قانون را از ذهن مردم بيرون نمايد، عصر همان روز به ايراد خطبه‏اي پرداخت و به مسأله اجراي قانون الهي اشاره نمود وفرمود: "اقوام و ملل پيشين دچار سقوط وانقراض شدند؛ زيرا در اجراي قانون تبعيض روا مي‏داشتند. هرگاه يكي از طبقات بالا مرتكب جرم مي‏شد، او را از مجازات معاف مي‏كردند و اگر كسي از زير دستان به جرم مشابه آن مبادرت مي‏ورزيد، او را مجازات مي‏كردند. قسم به خدايي كه جانم در دست اوست در اجراي قانون در باره هيچ كس كوتاهي و سستي نمي‏كنم. اگر چه مجرم از نزديكان من باشد"(3) چنان كه ملاحظه مي‏شود رسول گرامي(ص) در اجراي قوانين هيچ گونه تبعيضي روا نمي‏داشتند؛ شفاعت احدي را نمي‏پذيرفت و تحت تأثير نظرات ديگران قرار نمي‏گرفت. آن حضرت به شدّت مسلمانان را از تعطيل شدن حدود الهي نهي مي‏كرد و مي‏فرمود: "انّما هلك بنو اسرائيل لانّهم كانوا يقيمون الحدود علي الوضيع دون الشريف؛(4)بني اسرائيل نابود شدند از آن جهت كه حدود الهي را براي زير دستان اجرا مي‏كردند نه براي اشراف!"
وفاق اجتماعي
با آغاز دولت رسول خدا(ص) در مدينه، وفاق اجتماعي به عنوان يك ساز وكار مهم از سوي پيامبر(ص) مطرح گرديد.
با درنگ در حيات سياسي آن حضرت پس از تشكيل حكومت اسلامي و هم پاي سامان دهي به ساختار دولت، نمونه‏هاي فراواني از وفاق اجتماعي را مي‏توان يافت كه در جهت يك دلي و سازگاري مسلمانان شكل گرفت ؛ همچون ساختن مسجد، پيمان عمومي ميان مسلمانان، يهوديان و مشركان يثرب، هم دلي با قبايل عرب و قرار داد برادري.
وفاق اجتماعي در دولت كريمه پيامبر اعظم (ص) بر چند اصل راهبردي و بدون تغيير استوار بود كه عبارت است از:
1- ايمان به خداي يكتا و اعتقاد به آموزه‏هاي ديني و قوّت بخشيدن به گرايش توحيدي كه پيامبر(ص) آن را مهم‏ترين ركن وفاق و اتحاد مي‏دانست.(5)

2- پيامبر(ص) بهترين و استوارترين راستي را تنها در گروه مؤمنان مي‏دانست و با چنين ديدگاهي وفاق را در محدوده آنان تلقي مي‏نمود. اين اصل در سال نهم هجري و در اوج اقتدار دولت اسلامي و با الهام از آيه: "انّما المؤمنون اخوةٌ..."(6) نهادينه گرديد؛ آيه‏اي كه تمامي مؤمنان را بايكديگر برادر مي‏داند.
3- سازگاري با غير مسلمانان به عنوان يك تاكتيك و در جهت پيش برد منافع اسلام وجود داشته است و چنين وفاقي عاري از امتياز دهي يك سويه بوده و برتري اسلام و مسلمانان در آن لحاظ شده است.(7)
شايستگي معنوي
معيار مورد نظر پيامبر(ص) در انتخاب مديران و مسؤولان، تقوا، سابقه خوب و پاي بندي به ارزش‏هاي ديني و ساير ملاك‏هاي شايسته بود.آن چه براي آن بزرگوار در انتخاب مديران اهميت نداشت، ملاك خويشاوندي و قوم گرايي بود؛ چنان كه اصحاب خاص آن حضرت يعني ؛ سلمان فارسي، بلال حبشي، ابوذر غفاري و عمّار عربي هر يك از يك منطقه و نژاد بودند و وقتي آيه زكات(توبه - آيه 160)نازل شد چون سهمي براي كساني كه زكات جمع آوري مي‏كردند، داده شد، عده‏اي از بني هاشم نزد پيامبر(ص) آمدند و از ايشان تقاضا كردند كه به سبب خويشاوندي جمع آوري زكات را به آنان واگذار نمايد. رسول خدا(ص) به آنان فرمود: صدقه و زكات بر من و بني هاشم حرام است، يعني نه تنها به سراغ زكات نياييد، بلكه انتظار آن را هم نداشته باشيدكه از كارمندان جمع آوري آن شويد. سپس فرمود: آيا گمان مي‏كنيد من ديگران را برشما ترجيح مي‏دهم؟ خير بلكه من خوبي و صلاح شما را مي‏خواهم.(8)
خدمت رساني‏
يكي از برنامه‏هاي زندگي رسول خدا(ص) رسيدگي به كارها و گرفتاري‏هاي مسلمانان بود. آن حضرت در بر آوردن حاجات مردم كوشش بسيار داشت و در اين مورد اهل فضل و تقوا را بر ديگران ترجيح مي‏داد و نيازهاي آنان را برآورده مي‏ساخت .
روزي بايكي از ياران خود درصحراي مدينه قدم مي‏زد كه پيرزني رابر سر چاهي مشاهده كرد؛ او مي‏خواست از چاه آب بكشد و به خيمه‏اش ببرد، امّادر كار خود ناتوان بود. پيامبر (ص) نزديك رفت و فرمود: اي مادر آيا مي‏خواهي برايت از چاه آب بكشم ؟آن بانوي سالخورده از پيشنهاد رسول خدا (ص) خوشحال شد.
حضرت رسول (ص) بر سر چاه آمد و مشك را پر از آب كرد و تا خيمه آن پيرزن حمل نمود. شخصي كه همراه پيامبر (ص) بود، هر چه اصرار كرد كه مشك را از پيامبر(ص) بگيرد، آن حضرت قبول نكرد و فرمود: من به تحمّل مشقت و زحمات امت خود سزاوارترم!
بعد از اين كه پيامبر (ص) خداحافظي كرد و به راه افتاد، پيرزن به فرزندانش گفت، مشك را از بيرون خيمه به داخل بياوريد
آن‏ها با تعجب پرسيدند: اي مادر! اين مشك سنگين را چگونه به خيمه آوردي؟ او پاسخ داد: جوانمردي زيبا روي و خوش سخن با كمال مهرباني آن را به اين جا آورد.

آن‏ها وقتي پيامبر را شناختند، به دنبالش دويدند و به دست وپاي آن حضرت افتادند و عذرخواهي نمودند. پيامبر (ص) آنان را دعا كرد و با لطف ومهرباني خويش نوازش داد.(9)
آري! روش زندگي پيامبر اكرم (ص) گره‏گشايي و نيكي و احسان بود، سيره حكومتي آن حضرت نشان مي‏دهد كه ايشان پيروان خود را به كارگشايي و برآوردن حاجات برادر مؤمن تشويق و ترغيب مي‏كرد.
آن حضرت مي‏فرمايد: "من قضي لاخيه المؤمن حاجة كان كمن عبدالله دهرا؛(10) هر كس يك حاجت برادر خود را برآورد، چنان است كه در همه روزگار خدا را عبادت كرده است".
تفقد واحوال‏پرسي
بزرگواري و عنايت نبي اكرم (ص) به افراد را نبايد فقط به خدمت رساني جهت پيش برد امور جامعه دانست، بلكه تمام اقشار جامعه به نوعي از لطف و بزرگواري آن حضرت برخوردار بودند و دراين ميان تكريم آن رهبر بزرگوار نسبت به اصحاب از همه چشم گيرتر است. سيره كريمانه ايشان با اصحاب باعث ايجاد ارتباط عاشقانه و وحدت فكري و اجتماعي مي‏شد كه همه، خود را وابسته به اين كانون عشق و ايثار و كرامت مي‏ديدند.و هيچ‏گاه پيامبررااز خود جدا نمي‏دانستند.
"انس بن مالك" نقل مي‏كند: هرگاه پيامبر(ص) يكي از اصحاب را سه روز نمي‏ديد، در باره او سؤال مي‏كرد ؛ اگر آن فرد در شهر نبود برايش دعا مي‏كرد؛ اگر حضور داشت به ديدن او مي‏رفت و اگر مريض بود از او عيادت مي‏نمود.(11)
احترام به نظرات ديگران‏
در مسايل مربوط به جامعه با اين كه پيامبر (ص) هوش سرشارش در تشخيص امور بر همگان برتري داشت، امّا هرگز با تحكّم و استبداد رأي به افكار مردم بي اعتنايي نمي‏كرد.
نظر مشورتي ديگران را مورد توجه قرار مي‏داد و دستور قرآن مجيد را در عمل اجرا مي‏كرد و از مسلمانان مي‏خواست كه اين سنت را نصب العين قرار دهند.
يكي از نمونه‏هاي مشورت آن حضرت با اصحاب در جنگ "بدر" است. مسلمانان به قصد مصادره كردن اموال كاروان تجاري قريش كه از شام برمي‏گشت از مدينه بيرون آمدند،امّادر حال حركت به سمت بدر خبر رسيد كه سپاه قريش عازم آن منطقه است. با اين خبر اوضاع به كلي دگرگون شد و مسلمانان كه خود را براي حمله به كاروان قريش آماده كرده بودند، در مقابل يك لشكر مسلح كه در تعداد افراد سه برابر بودند، رو به رو شدند.
رسول خدا (ص) از همراهان پرسيد كه آيا حاضرند در اين شرايط در برابر قريش بايستند يا نه ؟
"ابوبكر" و "عمر" هر كدام برخاستند و سخناني گفتند كه بوي تهديد و ترس مي‏داد، ولي پيامبر(ص) به حرف آن‏ها اعتنايي نكرد.
سپس "مقداد بن عمرو" سخناني در اطاعت از حضرت بيان كرد، امّا باز پيامبر(ص) از مردم مشورت خواست، مخاطب آن بزرگوار در اصل "انصار" بودند، زيرا آن‏ها در بيرون مدينه نسبت به پيامبر(ص) تعهدي نداشتند. درنهايت با اعلام حمايت انصار، رسول اكرم (ص) دستور حركت صادر نمود و پرچم جنگ برافراشته شد.(12)

ديگر مشورت رسول خدا(ص) با اصحاب در جنگ "احد" بود. وقتي خبر لشكركشي قريش درمدينه به پيامبر(ص) و مسلمانان رسيد، آن حضرت با مسلمانان مشورت كرد. عده‏اي كه تعدادشان اندك بود و درميان آن‏ها "عبدالله بن ابي" حضور داشت، معتقد بودند در مدينه بمانند و از شهر دفاع كنند، اما عده‏اي از جوانان و كساني كه در بدر نبودند وبرخي بزرگ سالان مانند حضرت "حمزه" و "سعد بن عباده" اصرار داشتند كه در بيرون مدينه با دشمن روبرو گردند تا مبادا متهم به ترس شوند.
پيامبر (ص)نظر اكثريت را قبول كرد و زره جنگ پوشيد. در اين هنگام، صحابه - كه احساس كردند با خواست رسول خدا(ص) مخالفت كرده‏اند - پشيمان شدند و نزد حضرت رفتند و اظهار ندامت كردند، ولي پيامبر (ص) فرمود: اكنون كه زره به تن كرده‏ايم، سزاوار نيست آن را بيرون بياوريم.(13)
پس از اتمام جنگ و شكست مسلمانان شبهه‏اي مطرح شد كه در اين موضوع جاي مشورت نبوده است، لذا آيه "... وشاورهم في الامر..."(14) نازل شد تااين شبهه را بر طرف كند؛ زيرا در هر صورت فايده مشورت بالا بردن شخصيت و تكريم آن‏هاست .
مهر و عطوفت
راز پيروزي رسول خدا (ص) در مديريت حكومتي، مهرورزي و عشق به مردم بود.اگر اين شيوه كارآمد در مديريت رسول خدا نبود، هرگز توفيق رفع مشكلات و موانع طاقت فرسا را پيدا نمي‏كرد.به همين جهت خداوند فرمود: "فبما رحمةٍ من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّاً غليظ القلب لا نفضّوا من حولك... ؛(15)به موجب رحمتي كه خداوند به تو عنايت كرده بود، براي آنان نرم شدي كه اگر تندخو و سخت دل بودي، همه از اطراف تو پراكنده مي‏شدند..." در سال هشتم هجري كه پيامبر گرامي اسلام (ص) با اقتدار و پيروزي كامل به شهر مكه وارد شد و آن را از دست كفّارو مشركان خارج نمود، طرفداران جبهه باطل به ويژه كساني كه در مدت بيست سال گذشته، بدترين ستم‏ها و جسارت‏ها و دشمني‏ها را در حق آن حضرت و يارانش كرده بودند، در هاله‏اي از رعب و وحشت گرفتار شدند و بعد از فتح مكه منتظر انتقام و عكس العمل متقابل پيامبر(ص) بودند. اين نگراني و اضطراب هنگامي به اوج خود رسيد كه اهل مكه از سعدبن عباده (پرچم دار پيامبر) شنيدند كه فرياد مي‏زد: امروز روز جنگ و خونريزي و اسارت است.(16)
هنگامي كه اين شعار به گوش رسول خدا(ص) رسيد، آن حضرت ناراحت شد و دستور داد پرچم اسلام را از او گرفته و به دست حضرت علي (ع) بسپارند، سپس با سخنان آرام بخش و ملاطفت‏آميز خود، دشمنان ديرينه خويش را آرامش داد.آن حضرت فرمود: شما در مورد من چگونه مي‏انديشيد؟ مشركان گفتند: ما جز نيكي و محبّت از تو انتظاري نداريم!ما تو را برادري بزرگوار و فرزند برادر بزرگوار خود مي‏دانيم .رسول خدا (ص) فرمود: من آنچه را برادرم يوسف (ع) در مورد برادران ستمگر خود انجام داد، همان مي‏كنم و همانند او مي‏گويم: "... لا تثريب عليكم اليوم...؛(17) امروز ملامت و سرزنشي بر شما نيست..."

هنگامي كه آن رهبر مهربان، مردم هراسناك و نگران را آرام نمود، اضافه كرد كه امروز روز نبرد و انتقام نيست، بلكه روز رحمت و محبت است و من از تمام جنايات و گناهان شما گذشتم .آن گاه جمله معروفش را فرمود: "اذهبوا فانتم الطّلقاءُ ؛(18) به دنبال زندگيتان برويد كه همه شما آزاد هستيد".
تمامي آنان گويا دوباره متولد شدند ؛ بنابراين نفس راحتي كشيدند وبه غير از افراد معدودي، همگي محبت و عشق رسول خدا در اعماق وجودشان نفوذ كرد و مسلمان شدند.
مدارا با مخالفان
عصر نبوي، عصر تأسيس نظام اسلامي و تكوين اعتقادات اسلامي در ميان مردم بود. به همين دليل رفتارهاي پيامبر (ص) بيش‏تر با مدارا همراه بود تا مردم بتوانند اصل دين را در جامعه بپذيرند.
به همين جهت مخالفت‏ها، استهزاها و تمسخرها با گذشت نبي مكرم (ص) همراه بود.
بيش‏ترين تحمل و مداراي پيامبر(ص) با منافقان مدينه بود؛ زيرا برخورد شديد با آن‏ها خطري جدّي عليه حكومت اسلامي به شمار مي‏آمد. عبد بن ابي رئيس منافقان مدينه بود كه به رغم اقدامات و خيانت هايش در مراحل گوناگون، پيامبر(ص) عليه او اقدامي نكرد. او در مدينه از جايگاهي بر خوردار بود و پيامبر(ص) بااو مدارا مي‏كرد. پس از غزوه "بني مصطلق" او گفت: اگر به مدينه برگرديم، پيامبر را از آن جا بيرون مي‏كنيم!
اين خبر به آن حضرت رسيد و اصحاب خواستار بر خورد شديد با او شدند تا جايي كه مسأله قتل او شايع گرديد ؛ بنابراين پسرش از پيامبر (ص) خواست: اگر چنين است، او خود عامل اين حكم باشد تا مبادا او بخواهد قاتل پدرش را بكشد و دستش به خون مسلماني آغشته گردد، امّا رسول خدا(ص) در پاسخ او فرمود: چنين حكمي مطرح نيست.(19)
زهد و ساده زيستي
زهد و ساده زيستي از كردارهاي ستوده‏اي است كه موجب بسياري از كمالات روحي در وجود انسان مي‏باشد.
از بارزترين صفات نبي مكرّم اسلام (ص) كه ايشان را در امر تشكيل حكومت موفق ساخت، زهد و ساده زيستي بود.
حضرت علي (ع) در تشريح سيره نبوي به اين ويژگي آن حضرت مي‏پردازد و مي‏فرمايد: "رسول گرامي اسلام همواره بر روي زمين غذا مي‏خوردو همانند بندگان مي‏نشست و بادست خود كفشش را وصله مي‏زد و لباس خود را مي‏دوخت و بر الاغ برهنه سوار مي‏شد و شخص ديگري را نيز به همراه خود سوار مي‏كرد. روزي متوجه شد كه پرده‏اي بر خانه‏اش آويخته شده كه نقش ونگاروتصوير داشت. به يكي از همراهانش فرمود:اين پرده را از برابر چشمانم دوركن كه هرگاه نگاهم به آن مي‏افتد، به ياد دنيا و زينت‏هاي آن مي‏افتم". (20)
"زيد بن حارث" روايت كرده است كه در يكي از روزها رسول خدا(ص) روي حصير خوابيده بود و نشانه‏هاي زبري حصير بر بدن مباركش اثر گذاشته بود. عايشه از روي دلسوزي به آن حضرت عرضه داشت: يارسول الله!پادشاهان ايران وروم از همه گونه نعمت دنيوي برخوردار هستند، ولي شما كه رسول خدا وپيامبر الهي هستيد، از همه چيز تهي دست مي‏باشيد تاآن جا كه روي حصير استراحت مي‏كنيد و لباس ارزان قيمت مي‏پوشيد!حضرت فرمود: عايشه! چه خيال مي‏كني! هرگاه من بخواهم، كوه‏ها طلا مي‏شوند و با من به حركت در مي‏آيند .
روزي جبرئيل(ع) بر من نازل شد و كليد خزينه و گنجينه‏هاي جهان را در اختيار من گذاشت، اما من نپذيرفتم. سپس حضرت رسول(ص) براي اين كه اين حقيقت را آشكارا به عايشه نشان دهد، به او فرمود: اي عايشه! حصير را بلند كن. او نيز دستور آن حضرت را اجرا كرد و مقدار زيادي طلا را مشاهده نمود. سپس به عايشه فرمود: نگاه كن و طلاها را از نزديك ببين! اما بدان كه دنيا و تمام زيبايي‏هاي فريبنده و ظاهري آن از نظر خداوند متعال ارزش بال يك پشّه را ندارد.(21)
البته بهره گرفتن از دنيابراي آخرت امري مذموم نيست، بلكه علاقه به دنيا و دوست داشتن آن در مقابل آخرت و ارزش‏هاي معنوي ناپسند است .
فرجام سخن‏
پيامبر (ص) با هجرت به مدينه حكومت و دولت اسلامي را تشكيل داد و وجود خود را وقف اصلاح جامعه مسلمانان نمود، اما متأسفانه عمر اين حكومت كوتاه بود و با ارتحال جانگداز آن رسول گرامي، مردم به عقب برگشتند؛ افراد نالايقي روي كار آمدند و جامعه مسلمين را به هر سويي كه مي‏خواستند، كشاندند؛ دل‏ها از ياد خدا غافل و احاديث نبوي دستخوش كتمان و تحريف قرار گرفت.
در چنين وضعيّتي جامعه از نور هدايت منقطع گرديد و معنويت افول كرد و سرانجام آن باعث شد كه حضرت علي (ع) خانه‏نشين شده؛ امام مجتبي (ع) مسموم و سر منّور امام حسين(ع) در گودال غربت با تيغ كين ازبدن جدا شد.

نویسنده متن اسماعیل نساجی زواره
پي‏نوشت‏ها: -
1 - مستدرك الوسايل، ميرزا حسين نوري، ج 12، ص 89.
2 - سوره احزاب، آيه 28.
3 - صحيح بخاري، محمد بن اسماعيل بخاري، ج 5، ص 269.
4 - مستدرك الوسايل، ج 18، ص 7.
5 - سيره رسول خدا، رسول جعفريان، ص 436.
6 - سوره حجرات، آيه 10.
7 - فصلنامه فرهنگ كوثر، شماره 50، تابستان 1381، ص 127.
8 - اصول كافي، كليني، ج 4، ص 58.
9 - تفسير منهج الصادقين، ذيل آيه 4 سوره قلم .
10 - بحارلانوار، مجلسي، ج 93، ص 383.
11 - همان، ج 16، ص 232.
12 - سيره ابن هشام، ج‏1، ص 615.
13 - همان، ج‏3، ص 67 و 68.
14 - سوره آل عمران، آيه 159.
15 - همان .
16 - شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 17، ص 272.
17 - سوره يوسف، آيه 92.
18 - بحارلانوار، ج 21، ص 132.
19 - سيره ابن هشام، ج 2، ص 372.
20 - نهج البلاغه، محمد دشتي، خطبه 160، ص 301.
21 - حلية الاولياء، ابونعيم اصفهاني، ج 8، ص 138.
پاسدار اسلام ـ ش 294 - خرداد 85

سايت هاي مرتبط نيز به قرار زيرند :
پايگاه منادي
http://www.monadi.com
پايگاه نبي اعظم (ص)
http://www.nabiaazam.com
پايگاه پيامبر اعظم (ص)
http://www.payambareazam.ir
پايگاه رسول اعظم (ص)
http://www.rasoolazam.com
پايگاه اطلاع رساني نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها
http://www.nahad.ir
چهارده معصوم(ع)
http://www.14masom.com/14masom/01/main.html
پايگاه آل رسول
http://www.aalalrasool.com
پايگاه آل نبي (ص)
http://www.aalanabi.org

مركز جهاني اطلاع رساني آل بيت
http://www.al-shia.com
پيامبر و اهل بيت
http://www.balagh.net/persian/pro_ahl/index.php
پايگاه حديثي شيعه
http://www.hadith.net/new
جستجو گر پايگاه هاي شيعه
http://www.shiasearch.com/modules.php?=...
پيامبر (ص) در پايگاه اهل بيت
http://www.ahl-ul-bait.com/persian/etrat/etr1/index.htm
پيامبر (ص) در پايگاه حوزه
http://www.hawzah.net/Per/E/PayDefa.asp
پيامبر (ص) در پايگاه تبيان
http://www.tebyan.net/Teb.aspx?nId=8939
كتابخانه پايگاه شيعه سرچ
http://www.shiasearch.com/modules.php
راهنماي پايگاه هاي اسلامي
http://rahnama.noornet.net/20
پيامبر (ص) در پايگاه الشيعه
http://www.al-shia.com/html/far/books/ss-pysh

شهادت امام حسن مجتبی(ع)

.

دلایل شهادت امام حسن(علیه‌السلام)

براى یافتن دلایل شهادت امام حسن(علیه‌السلام) باید به تعارض جبهه حق و باطل توجه كرد نه تعارضات قبیله‏اى و ... .

ادامه مطلب: شهادت امام حسن  مجتبی(ع)

چرا باید نماز خواند و فلسفه نماز خواندن چیست؟

علت اصلي نماز خواندن ما تنها و تنها واجب بودن آن است؛ يعني ما نماز را به جهت اين كه دستور خداوند و تكليفي شرعي بر عهده ما است، به جا مي آوريم؛ هرچند به روشني مي دانيم كه نماز آثار و برکات متعدد جسمی و روحی و فردی و اجتماعی برای ما دارد؛ با همه اين ها می توان پرسيد: چرا نماز واجب است و چرا این تکلیف برای ما در نظر گرفته شده؟
در پاسخ می گوییم وجوب، یکی از احکام پنج گانه شرعی است که در شریعت و از جانب شارع مقدس که خداوند متعال باشد، برای نظام دادن به ساختار بندگی بندگان تنظیم شده است؛ در نتیجه، از آن جا که پذیرش شریعت و عمل به آن، در مرتبه ای بعد از پذیرش اصل دین و اثبات نبوت و پذیرش خداوند از راه عقل و برهان است، در مورد شریعت چرایی و چگونگی عقلی معنا ندارد. بهترین پاسخ در مورد چرایی وجوب عبادات و دیگر وظایف آن است که خداوند فرموده است.
اما اگر منظور از چرایی، یافتن حکمت های وجوب عملی مشخص و مستمر به نام نماز است، می توان گفت :
اصولا حکمت های عبادتی چون نماز را باید در فلسفه کلی عبادات و مناسک عبادی جستجو نمود. ما معتقدیم که عبودیت و پرستش، یکی از نیازهای انسان است. تمامی انسان ها از ابتدا تاکنون به شکلی پرستش داشتهاند. روح انسان، نیاز به عبادت و پرستش دارد و هیچ چیزی جای آن را پر نمی کند؛ امّا سخن در نحوه پرستش است.
در فرهنگ اسلامی تعیین کردن و مشخص نمودن شکل عبادت، با شارع مقدس است. کسی نمی تواند عبادتی اختراع کند. اگر کسی ذكر و دعایی را به عنوان عبادت پدید آورد، از مصادیق روشن بدعت و تشریع است که کار حرامی است؛ زیرا امور عبادی را همان گونه که از طرف شارع مقدّس بیان شده است، باید انجام داد؛ نه کم تر و نه بیش تر. در نتیجه، خداوند نماز را واجب فرموده و مقررات و شرایطی هم برای آن وضع نموده است.
اما تامل عقلانی در ماهیت نماز نشان می دهد که این عمل با این خصوصیات بهترین شیوه برای رسیدن به همان نیاز روحی انسان نیز محسوب می شود ؛ در واقع اگر در ماهیت و شکل نماز دقت شود، می بینیم که نماز بهترین شیوه اظهار بندگی است. مجموعه اجزا و حرکات آن، تجلی تواضع و تسلیم در برابر خداوند است. در عین حال، گرامیداشت و جایگاه انسان و قدرت و توان او نیز در این تکلیف مورد توجه قرار گرفته است.
به علاوه، نوع چیدمان اوقات نماز به گونه ای است که نه به انسان فشار طاقت فرسایی وارد شود و نه آدمی تا مدت زیادی از انجام آن و توجه به خداوند و حقایق عالم غافل گردد؛ بلکه به طور منظم و مستمر، این عمل عبادی زیبا و آسان در زندگی تکرار می گردد.
ازشاخصه های مهم نماز آن است که، غفلت زدا است، بزرگترين مصيبت براي رهروان راه حق آن است كه هدف آفرينش خود را فراموش كنند و غرق در زندگي مادي و لذائذ زود گذر گردند، اما نماز به حكم اينكه در فواصل مختلف، و در هر شبانه روز در چند نوبت انجام مي شود، مرتباً به انسان هشدار مي دهد و هدف آفرينش او را خاطر نشان مي سازد، موقعيت او را در جهان به او گوشزد مي كند و اين نعمت بزرگي است كه انسان وسيله اي در اختيار داشته باشد كه در هر شبانه روز چند مرتبه قويّا به او بيدار باش گويد.
همچنین نماز خود بيني و كبر را در هم مي شكند، چرا كه انسان در هر شبانه روز هفده ركعت و در هر ركعت دو بار پيشاني بر خاك در برابر خدا مي گذارد، خود را ذره كوچكي در برابر عظمت او مي بیند و توجهی به این مساله جلوی بسیاری از گردن کشی ها و خود بینی ها را می گیرد.
با این همه، اگر نماز به طور صحیح و کامل با حفظ شرایط و آداب و با توجه به روح اصلی و ماهیت حقیقی اش خوانده شود، هم انسان را منظم، مقید، اجتماعی و دور از غفلت و دنیازدگی می کند و هم جلوی بسیاری از مفاسد اجتماعی را می گیرد که حصول همه این نتایج، در فرض التزام و جدیت و استمرار در نماز است؛ نه اختیار و حق انتخاب در انجام آن.
قرآن کریم به صراحت اعلام می نماید که نماز، مانعی در برابر انجام فحشا و منکر است (3) و این یعنی حیات پاک و نورانی و سعادتی که برای آینده انسان رقم می خورد.
حتی نماز های کم مایه و با بی توجهی نیز در این مسیر خالی از اثر نیستند، چنان که افراد گناهكاري بودند كه شرح حال آنها براي پيشوايان اسلام بيان می شد و ائمه می فرمودند: غم مخوريد، نمازشان آنها را اصلاح مي كند و همین گونه می شد.
اما دقت و اصرار در این شکل و قالب و شروط و قیود این عمل، به چه دلیلی است؟
نماز، نماد تسلیم و عبودیت در برابر خداوند است. اگر قرار باشد که هر انسانی طبق خواسته خود عمل نماید و آن را به جا بیاورد، نه آن چیزی که خداوند از او خواسته، دیگر بندگی خداوند نمی شود؛ بلکه بندگی خود و عمل طبق خواسته خود است. امیرمؤمنان (ع) در روایتی پس از بیان این که معنای اسلام را تسلیم شدن در مقابل پروردگار می داند. که نشان تسلیم در عمل آشکار می شود، می فرماید :
مؤمن، بنای دین خود را بر اساس رأی و نظر شخصی نمی گذارد؛ بلکه بر آنچه از پروردگارش رسیده، بنیان می نهد. (1)
شاید یکی از رموز خواندن نماز به همان صورتی که پیامبر فرمود، حفظ شکل و ساختار عمل بعد از قرن ها است که در نتیجه آن، ماهیت و روح کلی و ساختار اساسی خود دین هم در پرتو آن زنده و پا برجا باقی می ماند؛ در حالی در ادیان دیگر ما چنین عمل معینی را نمی بینیم. به همین دلیل، آن روح کلی ادیان دیگر و ساختار اصلی به مرور زمان از دست رفته است.
هشام بن حکم از امام صادق (ع) پرسید: چرا نماز واجب شد، در حالی که هم وقت می گیرد و هم انسان را به زحمت می اندازد؟ امام فرمود: « پیامبرانی آمدند و مردم را به آیین خود دعوت نمودند. عده ای هم دین آنان را پذیرفتند؛ امّا با مرگ آن پیامبران، نام و دین و یاد آنها از میان رفت. خداوند اراده فرمود که اسلام و نام پیامبر اسلام(ص) زنده بماند و این، از طریق نماز امکان پذیر است». (2)
یعنی علاوه بر آن که نماز عبادت پروردگار است، موجب طراوت مکتب و احیای دین هم هست. در جمع بندی می توان گفت هم شکل و ساختار ظاهری نماز، زیبا و جذاب و اثربخش است و هم معارف بلند اسلامی در آن وجود دارد، هم تسبیح و تقدیس لفظی است و هم تقدیس عملی؛ رکوع و سجود و تسبیح و ستایش و دعا و تکبیر و سلام و خلاصه همه زیبایی ها در نماز موجود است.
اما در نهایت باز باید دانست که هر چند نماز داراي بركات و ثمرات بسياري نظير به ياد خدا افتادن، آرامش، دوری از غفلت ها و زشتی ها و.. . است اما اگر در مورد خاصي چنين نتيجه و ثمره اي حاصل نشد يا بدون نماز هم برخي از اين ثمرات براي ما حاصل بود، نمي توان نماز را به كنار گذاشت و آن را بي فائده دانست زيرا عين مخالفت با دستور خداوند و ضد تسليم و عبوديت كه حقيقت بندگي است مي باشد.
پی¬نوشت¬ها:
1. علامه مجلسي، بحار الانوار، نشر اسلاميه، تهران، بي تا، ج 65، ص 309.
2. شيخ صدوق‏، علل الشرائع، انتشارات داورى‏، چاپ اول، ج 2، ص 317.
3. عنکبوت (29) آیه 45.

 

تسلیت اربعین حسینی

اربعین است و دل از سوگ شهیدان، خون است

 

اربعین است و دل از سوگ شهیدان، خون است

هــــر که را می‌نگرم غم‌زده و محزون است

زنده دین مانــــده ز تصمیـــم و ز ایثار حســـــین

حق و حرّیت و اســـــلام به او مدیون است

هان بیاییــــــد و ببینیــــــــد که در راه خـــــــــدا

صحنه رزم ز خـــــون شهدا گلگــــون است

آه و افســــــوس که کشتند لب ‌تشنه امـــــــام

زخــــم بر پیکــــر پاکش ز عدد افزون است

قصه کــــرب و بلا قصـــه صبـــــر اســـت و قیام

به فداکاری و جانبازی و دین مشحون است

تا ابـــــــد نام حســــــــین بن علی در تاریــــــخ

با ثبات قـــدم و نصـــرت حق، مقرون است

 

بخشی از شعر حضرت آیت‌الله‌العظمی صافی

کاروان می‌رسد از راه، ولی آه، چه دلگیر چه دل‌تنگ، چه بی تاب، دل سنگ شده آب، از این ناله‌ی جانکاه، زنی مویه کنان، موی کنان، خسته، پریشان، پریشان و پریشان، شکسته، نشسته، سر تربت سالار شهیدان، شده مرثیه خوان غم جانان، همان حضرت عطشان، همان کعبه‌ی ایمان، همان قاری قرآن، سر نیزه‌ی خون‌بار، همان یار، همان یار، همان کشته‌ی اعدا.

کاروان می‌رسد از راه، ولی آه، نه مرهم نه طبیبی، عجب حال غریبی، ندارند به جز ماتم و اندوه حبیبی، ندارند به جز خاطر مجروح نصیبی، ز داغ غم این دشت بلاپوش، به دل‌هاست لهیبی، به هر سوی که رفتند، نه قبری نه نشانی، فقط می‌وزد از تربت محبوبه‌مان نفحه‌ی سیبی که کشانده ست دل اهل حرم را.

کاروان می‌رسد از راه و هر کس به کناری، پر از شیون و زاری، کنار غم یاری، سر قبر و مزاری، یکی با تب و دلواپسی و زمزمه رفته، به دنبال مزار پسر فاطمه رفته، یکی با دل مجروح، و با کوهی از اندوه به دنبال مه علقمه رفته، یکی کرب و بلا پیش نگاهش، سراب است و سراب است، دلش در تب و تاب است و این خاک پر از خاطره‌هاییست، که یک یک همگی عین عذاب است و این بانوی دلسوخته‌ی خسته رباب است، که با دیده‌ی خون‌بار و عزاپوش، خدایا به گمانش که گرفته‌ست گلش را در آغوش و با مویه و لالایی خود می‌رود از هوش:

«گلم تاب ندارد، حرم آب ندارد، علی خواب ندارد» یکی بی پر و بی بال، دل افسرده و بی حال، که انگار گذشته‌ست چهل روز بر او مثل چهل سال، و بوده‌ست پناه همه اطفال، پس از این همه غربت، رسیده‌ست به گودال، همان جا که عزیزش، همان جا که امیدش، همان جا که جوانان رشیدش، همان جا که شهیدش، در امواج پریشان نی و دشنه و شمشیر، در آن غربت دلگیر، شده مصحف پرپر و رفته‌ست سرش بر سر نیزه و تن بی کفن او، سه شب در دل صحرا، رها مانده خدایا...

چهل روز شکستن، چهل روز بریدن، چهل روز پی ناقه دویدن...

چهل روز فقط طعنه و دشنام شنیدن، چه بگویم؟

چهل روز اسارت، چهل روز جسارت، چهل روز غم و غربت و غارت...

چهل روز پریشانی و حسرت، چهل روز مصیبت، چه بگویم؟

چهل روز، نه صبری، نه قراری، نه یک محرم و یاری، ز دیاری به دیاری...

عجب ناقه‌سواری، فقط بود سرت بر سر نی قاری زینب، چه بگویم؟

چهل روز تب و شیون و ناله، ز خاکستر و دشنام ز هر بام حواله، و از شدت اندوه

و با خاطر مجروح، جگر گوشه‌ی تو کنج خرابه، همان آینه‌ی فاطمه جا ماند سه ساله، چه بگویم؟

چهل روز فقط شیون و داغ و غم و درد فراق و فراق و ... فراق و ... چه بگویم؟

بگویم، کدامین گله‌ها را؟ غم فاصله‌ها را؟ تب آبله‌ها را؟

و یا زخم گلوگیرترین سلسله‌ها را؟ و یا طعنه‌ی بی‌رحم‌ترین هلهله‌ها را؟

و یا مرحمت دم به دم حرمله‌ها را؟ چهل روز صبوری و صبوری، غم و ماتم دوری و صبوری

و تا صبح، سری کنج تنوری و صبوری، نه سلامی نه درودی، کبودی و کبودی، عجب آتش و خاکستر و دودی و کبودی، به آن شهر پر از کینه و ماتم چه ورودی و کبودی، در آن بارش خون‌رنگ، سر نیزه تو بودی و کبودی، گذر از وسط کوچه‌ی سنگی یهودی و کبودی، و چه ناگاه چه دل‌تنگ غروبی، چه چوبی، عجب اوج و فرودی و کبودی، خدایا چه کند زینب کبری...

امام حسین (ع) فرموده‌اند:

كسی كه بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد، دیرتر به آروزیش می‌رسد و زودتر به آنچه می‌ترسد، گرفتار می‌شود. (بحار الانوار، ج 78، ص 120)

  

شما کاربران عزیز می‌توانید برای عرض تسلیت سالروز فرا رسیدن اربعین شهادت سرور و سالار شهیدان و پاسداشت این ایام، از کارت تسلیت طراحی شده باشگاه کاربران تبیان استفاده کرده و این روز را به دوستان و آشنایان خود، تسلیت بگویید.

 

 

مشهد ،انتهای بلواری شهید فکوری ، بین میدان شهید جوان و میدان شهید آل شهیدی حراست دانشگاه علوم پزشکی مشهد- صندوق پستی: 1364- 9177899191


تلفن: 38763395 051 نمابر: 38763917 051 سامانه پيام کوتاه :9830007273010027 پست الکترونيک: herasat@mums.ac.ir


تمام حقوق مادی و معنوی این سایت مربوط به دانشگاه علوم پزشکی مشهد می باشد و هرگونه کپی برداری از مطالب آن تنها با ذکر منبع بلامانع است