وفات حضرت زینب(س)

 به مناسبت سالروز وفات حضرت زينب کبري (سلام الله عليها)

يکشنبه 15 رجب 63 هجري قمري


حضرت زينب کبري (عليها السلام)
حضرت زينب , دختر على بن ابيطالب (ع ) و فاطمه زهراى است .
او زنـدگـى شـيـريـنـش را در كـنـار پـدر و مـادر و جد بزرگوارش (نبى گرامى اسلام (ص و برادرانش (امام حسن و امام حسين (ع )) آغاز كرد.
زندگى پررنج و مشقت زينب (س ) پس از پنج سالگى ـ مقارن با رحلت پيامبر اكرم (ص ) ـ آغاز شد و در فاصله اى بسيار كوتاه , پس از مرگ پيامبر, وى شاهد مادرى بود كه در بين درب و ديوار فرياد مى زد: اى فضه , مرا درياب !.
هزاران غم , يكى پس از ديگرى , ميهمان قلب كوچك دختر زهرا شد.
ناراحتى غصب خلافت پدر, بردن على بن ابيطالب (ع ) به اجبار و با پاى برهنه به مسجد, تازيانه هايى كه بر بازوى مادر مى نشست و سرانجام موج سنگين رحلت زهراى مرضيه ى , كمر زينب را شكست .
گويى زينب , از همين آغاز راه , در برابر طوفان تازيانه غم ها قرارمى گيرد تا روزى بتواند همه غم و رنج هستى را بر دوش كشد!.
غـم و رنـجـى كه پدر در كوفه از آن خبر داده است : روزى زينب در كلاس تفسيرش براى بانوان , سوره كهيعص را تفسير مى كرد.
على (ع ) وارد شد و از دخترش پرسيد: كهيعص را تفسير مى كنى ؟!.
زينب عرض كرد: آرى .
على (ع ) فرمود: اى نور ديده !.
ايـن حـروف , رمـزى است در مصيبت وارده بر شما عترت پيغمبر و شايد فرموده باشد: كاف , رمز كربلا است , هاء اشاره به هلاكت عترت دارد, ياء يعنى يزيد,آن كه بر حسين ستم مى كند, عين كنايه از عطش ابى عبداللّه است , و صاد اشاره به صبر دارد.
زينب در زير تازيانه روزگار آبديده مى شود تا پيام رسان عاشورا باشد.
از هـمـيـن رو زمانى كه پسرعمويش , عبداللّه بن جعفر, به خواستگاريش مى آيد, شرط مى كند: در رفتن به خانه برادرم (حسين ) آزاد باشم و هرگاه اوبه مسافرت رفت , من نيز بايد با او بروم !!.
مصيبت شهادت اميرمومنان على (ع ) و امام حسن مجتبى (ع ), زينب را آبديده تر مى كند.
آن گاه زمان هجرت فرا مى رسد و در سال 60 هجرى , به همراه برادرش امام حسين (ع ), از مدينه به مكه و از آن جا به طرف كربلا حركت مى كند.
كـربـلا صـحنه شهادت برادران و برادرزادگان زينب و منظره تماشايى به خون نشستن محمد و عون , دو رزمنده قهرمان و شجاعى است كه در دامان زينب پرورش يافته اند.
زيـنـب , نـاظر اين صحنه هاست و همه اينها از زينب , دختر على (ع ), شيرزنى مى سازد كه از عصر عاشورا, قافله سالار كاروان اسيران آزاديبخش مى شود.
پـس از آتـش گرفتن خيمه ها در شب يازدهم محرم الحرام سال 61 هجرى قمرى و با وجود فشار غـم هـا بر قلب زينب , در نيمه شب با قدى خميده به نماز شب مى ايستد و فرداى آن به همراه امام سجاد(ع ) و ديگر اسرا, راهى كوفه مى شود.
در كـوفـه , زيـنـب (س ) را بـه مـجـلـس ابـن زياد مى برند, در حالى كه كنيزانش , پيرامون وى را گرفته اند.
او با شكوهى خاص وارد مجلس مى شود و به عبيداللّه اعتنايى نمى كند.
ابن زياد, از اين بى توجهى , به شدت ناراحت شده , با اين كه زينب را شناخته است , مى پرسد: اين زن پرنخوت و تكبر كيست ؟.
كسى جواب نمى دهد!.
باز سوال مى كند, تا بار سوم كه زنى پاسخ مى دهد: اين زينب دختر على است !.
عبيداللّه مى گويد: خدا را شكر مى كنم كه شما را رسوا و دروغتان را آشكار كرد!.
زيـنـب با كمال شهامت و شجاعت مى فرمايد: خدا را شكر مى كنيم كه افتخار شهادت را نصيب ما كرد!.
رسوائى از آن فاسق ها است .
ما در عمرمان دروغ نگفته ايم , دروغ هم از آن فاجرهاست .
زينب , در شام و در برابر يزيد نيز با خطبه اى غرا و آتشين , كوس رسوايى يزيد را به صدا درآورد و با ايـن كه در چنگال خون آشام ترين طاغوت زمان اسير بود, چنان حماسه آفريد كه پايه هاى حكومت فرزند معاويه را به لرزه درآورد.
در ظـاهـر, يـزيد فرمانروا بود و زينب تنها و دربند, اما روح بلند دختر فاطمه (س ), يزيد را درهم شـكسته بود و سرانجام يزيد, از ترس سقوطحكومتش , به اين نتيجه رسيد كه كاروان اسيران را به مدينه بفرستد.
پـس از ورود كـاروان بـه مـديـنـه , هـمـه مـى دانـستند بايد به كجا رفت , مسير كاروان به سوى مسجدالنبى ر بود.
زيـنـب كه همه خاطرات مدينه , پيامبر(ص ) و حسين (ع ) را به دل داشت , تا نگاهش به قبر پيامبر گرامى اسلام (ص ) افتاد, صداى گريه اش بلند شدوفريادزد: اى رسول خدار!.
خبر كشته شدن حسين (ع ) را آورده ايم !.
پس از اين ماجرا, مدينه آماده بهره بردارى از كلاس درس امام سجاد(ع ) و زينب كبرى شد.
زينب احكام و فتاوى را براى مردم بيان مى كرد و محور مراجعه آنان بود.
روحيه و بيان زينب (س ), همه را به ياد اميرمومنان (ع ) مى انداخت .
كـار زيـنـب (س ) ابلاغ خون شهيدان بود و چه خوب پيام خود را ابلاغ كرد. حضرت زينب سلام الله عليها، شيرزن دشت كربلا سرانجام پس از عمري دفاع از طريق حقه ولايت و امامت در 15 رجب سال 63 هجرى قمرى در ضمن سفرى كه به همراه همسر گراميشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، وفات يافته و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همانجا دفن گرديد.
مزار ملكوتى آن حضرت (دمشق/سوریه)، اينك زيارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام مى باشد.

شمه‏اى از كمالات معنوى حضرت زينب ‏(سلام الله عليها)

بر قلّه دانش
زينب كبرى‏عليها السلام بانويى سرشار از بينش و بصيرت بود كه با سيره و سخن خود «فرهنگ برهنگى» و «برهنگى فرهنگى» ديروز و امروز را به خوبى مورد تعرّض قرار داد؛ الگويى ماندگار از شخصيت عظيم خويش به يادگار گذارد و معيارهاى حركت ارزشى و ضدارزشى را براى هميشه ترسيم كرد.
برترين درجه علم، علمى است كه از ذات الهى به انسان افاضه مى‏شود كه به تعبير قرآن مجيد، علم «لَدُنّى» نام دارد: «و عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلماً(1)»: «علم فراوانى از نزد خود به او (حضرت خضر) آموختيم». حضرت زينب‏عليها السلام به شهادت امام سجادعليه السلام، داراى چنين علمى بود كه خطاب به عمّه‏اش فرمود:
«أنْتِ بِحَمْدِاللَّه عالِمَةٌ غَيْرُ مُعَلَّمَةٍ و فَهِمَةٌ غَيْرُ مُفَهَّمَةٍ(2)».
«به حمداللَّه تو دانشمند معلم‏نديده و فهميده‏اى فهم نياموخته هستى».
وى در حدود 6 سالگى، شايستگى حفظ خطبه استدلالى، عميق و جامع مادرش فاطمه زهراعليها السلام را داشت و اين نشانه بارزى از رشد فكرى و بلوغ انديشه و تعقّل دخترى است كه در دامان عصمت و طهارت پرورش يافت و به زلال روح و كمال معنوى و قرب الهى رسيد.
يك سال پس از استقرار حضرت على‏عليه السلام در كوفه، زنان و دختران مشتاق دانش، به آن حضرت‏عليه السلام پيام فرستادند و گفتند:
«ما شنيده‏ايم كه دختر شما، حضرت زينب‏عليها السلام همانند مادرش، زهراى مرضيّه، منبع سرشار دانش و داراى علوم و كمالات است. اگر اجازه بدهيد به محضرش حاضر شده و از آن سرچشمه دانش بهره‏مند شويم». على‏عليه السلام اجازه داد تا دختر عالمه‏اش بانوان مسلمان كوفه را آموزش دهد و مشكلات علمى و دينى آنان را حل كند. زينب‏عليها السلام آمادگى خود را اعلام نمود و بعد از ديدارهاى مقدماتى، جلسه تفسير قرآن براى آنان تشكيل داد و پرسش‏ها و شبهات آنان را جواب مى‏داد(3).
از سخنان آن حضرت‏عليها السلام در طول مسافرت كربلا، كوفه و شام، خطبه‏ها و سخنرانى‏هايى كه در فرصت‏هاى مختلف در برابر ستمكاران و طاغيان آن زمان و مردم ديگر ايراد فرمود، به خوبى معلوم مى‏شود كه مراتب علم و دانش و كمال آن بانوى بزرگوار از راه تحصيل و تعليم و اكتسابى نبوده است(4). هم‏چنين در جنبه مقام علميش، علاوه بر توانايى براى ايراد خطبه‏ها، نكته ظريف و اساسى وجود دارد و آن تصميم‏گيرى‏ها و موضع‏گيرى‏هاى به‏جا در مناسبت‏هاى لازم است كه خوب مى‏دانست كجا بايد نرم سخن گفت، در كجا بايد برآشفت و حماسه آفريد، در كجا بايد گريه كرد و اشك ريخت و چه وقت بايد عقل و منطق را به كار گرفت(5).
همچنين نام زينب كبرى‏عليها السلام به عنوان يكى از محدثان برجسته شيعه، صفحات كتب رجال را مزيّن كرده است. روايت‏هاى آن حضرت‏عليها السلام در منابع معتبر شيعه از جمله در كتاب‏هاى «من لا يحضره الفقيه»، «وسايل‏الشيعه»، «بحارالانوار» و... موجود است(6) كه آنها را از مادر و برادرش حضرت سيدالشهداءعليه السلام شنيده و براى ديگران روايت كرده است. اهمّ اين احاديث بدين شرح است: داستان نزول مائده آسمانى براى حضرت زهراعليها السلام، حديث «امّ ايمن» در ماجراى دفن حضرت على‏عليه السلام، خطبه دفاع مادر از حق امامت و مطالبه فدك كه سند اخير را عده‏اى از مورخان و محدّثين نامدار شيعه همچون شيخ صدوق در كتاب «علل الشرايع» و علامه مجلسى در «بحارالانوار» آورده‏اند.
به هر حال اين بانوى شجاع كربلا راوى حديث از مادر و برادر خود بوده و از نظر دانشمندان رجالى و حديث‏شناسان، عدالت و اعتماد اين بانوى پاك و بافضيلت در زمينه بيان حديث و مقامات علمى مورد تأييد قرار گرفته و صداقت و درايت او انكارناپذير است(7).

عبادت و انقطاع از خلق‏
در ميان فضايل و كمالات ملكوتى حضرت زينب‏عليها السلام، خلوت با معشوق و مناجات با قاضى‏الحاجات، درخشندگى خاصى دارد. سراسر زندگى او به خاطر جهاد و هجرت در راه خدا و همراهى و همگامى با پدر، مادر و برادر در جهت انجام وظيفه و احياى معالم و معارف اسلام، عبادت محسوب مى‏شود.
عبادت آن بانوى مكرّمه‏عليها السلام تنها به معناى خاص «عبادت» نبود، بلكه تمام حركات و سكنات، خروش و فريادها، سفرها و اسارت‏ها، بيدارگرى‏ها و مبارزات و حتى نفس‏هاى او از آنجا كه به خاطر خداوند بود، همه از مراتبى عميق و والا از اخلاص و عبادت خداوند متعال برخوردار بود.
اكثر شب‏ها را به تهجّد و تلاوت قرآن، صبح مى‏كرد. به گفته برخى از مورّخان، عبادت‏ها و نمازهاى شب پدر و مادر خود را از نزديك ديده بود.. او در حماسه كربلا شاهد بود كه برادرش، حضرت امام حسين‏عليه السلام به برادرش حضرت ابوالفضل‏عليه السلام فرمود: «اى برادر! نزد دشمن برو و يك شب را مهلت بگير؛ شايد بتوانيم به نماز، دعا و خواندن قرآن استغفار در پيش‏گاه پروردگار مشغول شويم. خدا مى‏داند كه من نماز، دعا و استغفار و خواندن قرآن را دوست دارم(8).
در شب يازدهم محرم، على‏رغم آن‏همه خستگى و فرسودگى و مشاهده آن‏همه آلام روحى، نماز شب خود را خواند. امام سجادعليه السلام فرمود:
«عمه‏ام، زينب‏عليها السلام در مسير كوفه تا شام تمام نمازهاى واجب و مستحب را اقامه مى‏كرد و در بعضى از منازل به خاطر شدت گرسنگى و ضعف، نشسته اداى تكليف مى‏كرد(9)».
امام حسين‏عليه السلام كه خود معصوم و واسطه فيض الهى است، هنگام وداع با خواهرش فرمود: «خواهر جان مرا در نماز شب فراموش مكن(10)». اين، نشان از آن دارد كه اين بانو به قله رفيع بندگى و پرستش راه يافته بود و به حكمت و هدف آفرينش دست يازيده بود؛ بنابراين ديده‏ها را بازتر و افق‏ها را برتر و معرفت‏ها را قوى‏تر بايد كرد تا مقام عبوديت زينب كبرى‏عليها السلام را بهتر شناخت.

آفتاب عفت‏
زينب كبرى‏عليها السلام بانويى سرشار از بينش و بصيرت بود كه با سيره و سخن خود «فرهنگ برهنگى» و «برهنگى فرهنگى» ديروز و امروز را به خوبى مورد تعرّض قرار داد؛ الگويى ماندگار از شخصيت عظيم خويش به يادگار گذارد و معيارهاى حركت ارزشى و ضدارزشى را براى هميشه ترسيم كرد.
وى در پاسدارى از عفت و عصمت، سرآمد زنان و دختران روزگار بود و با الهام از پيام آسمانى قرآن و طبق آموزه‏هاى مادرش، فاطمه زهراعليها السلام، حجاب و عفت را مانند گوهرى ارزشمند براى يك زن مسلمان مى‏دانست و بر اين باور بود كه زن هنگامى به خداى خود نزديك‏تر است كه خود را از معرض ديد مردان بيگانه حفظ نمايد(11).
زينب كبرى‏عليها السلام دختر آن مادرى است كه براى احقاق حق و دفاع از حقوق رهبر اسلام و حجت خدا از منزل بيرون مى‏آمد و با دشمنان، به احتجاج مى‏پرداخت؛ اما سر تا پا محجوب و پوشيده؛ همان مادرى كه وصيّت مى‏كند پيكرش را بعد از مرگ در تابوتى با ديواره‏هاى بلند بگذارند تا از انظار نامحرمان به دور باشد، پس طبيعى است كه دختر او هم بايد اين تعاليم بلند اسلام را رعايت نمايد؛ چراكه حفظ شرف و حيثيّت زن، واجب و حجاب از ضروريّات دين است و اصولاً تمام فداكارى‏هاى اين بانو براى تحقق احكام اسلام بود. بنابراين عفت و پاكدامنى خويش را حتى در سخت‏ترين شرايط به نمايش گذاشت. او در دوران اسارت و در حركت از كربلا تا شام سخت بر عفت خويش پاى مى‏فشرد.
آن بانوى بزرگوار براى پاسدارى از مرزهاى حيا و عفاف بر سر يزيد فرياد زد كه: «آيا اين از عدالت است كه زنان و كنيزان خويش را پشت پرده نشانى و دختران رسول خداصلى الله عليه وآله را به صورت اسير به اين سو و آن سو بكشانى؟ نقاب آنان را دريدى و صورت‏هاى آنان را آشكار ساختى(12)».

نماد كمال عقل
برترين معيار عقل‏گرايى در زندگى، ادب و ادب‏آموزى است. كيميايى كه تيرگى‏ها و تاريكى‏هاى قلب را مى‏زدايد و نور و روشنايى در رواق وجود انسان مى‏افزايد به گونه‏اى كه بهاى بى‏نظير آدمى با سنجش مقدار ادب هر فردى، قابل تشخيص خواهد بود.
زينب كبرى‏عليها السلام شخصيت شايسته‏اى بود كه درس ادب را در مكتب امامت آموخته بود و سيره و سخن پدر و مادر خود را از اعماق وجود خود پذيرفته بود. در گفتار و رفتار، صميمى، مهربان، صادق و مؤدب بود به گونه‏اى كه زنان بسيارى در نخستين برخورد، شيفته شيوه و مجذوب اخلاق روح‏پرور او مى‏شدند(13).
ادب و احترام حضرت زينب‏عليها السلام به برادر خود آن‏چنان بود كه هنگامى كه عبداللَّه بن عباس به امام حسين‏عليه السلام گفت: شما كه به اين سفر خطرناك مى‏رويد چرا زن‏ها را با خود مى‏بريد؟ حضرت زينب‏عليها السلام با شنيدن اين سخن سر از محمل خود برآورده و فرمود: «اى پسر عباس! آيا مى‏خواهى بين من و برادرم جدايى بيندازى؟ هرگز من از او جدا نخواهم شد(14)»..
در حادثه عاشورا در برابر آن‏همه مصائب و داغ‏ها و حوادث، هرگز از مسير ادب و عبوديّت نسبت به حضرت حق خارج نشد و هيچ‏گاه كلمه‏اى حاكى از دلتنگى، نارضايتى، اعتراض، شكايت و تنگ‏نظرى بر لب نراند. هرچه مى‏گفت بر طبق رضايت خداوند متعال و مقدرات او بود و بلكه بالاتر از آن در پاسخ طعنه پسر زياد، مى‏فرمود:
«إنّى ما رَأَيْتُ إلاّ جَميلاً(15)»: «من جز زيبايى نديدم».
كه اين كلام در نظر اهل آن، از بالاترين مراتب توحيد، عرفان، قرب به خداى متعال و رسم بندگى و عبوديت، حكايت دارد و كمال ادب عاشق را نسبت به معشوق نشان مى‏دهد.

ايثار
عقيله بنى هاشم‏عليها السلام در اين صفت، گوى سبقت را از ديگران ربوده بود. او براى حفظ جان ديگران، خطر را به جان مى‏خريد و در تمام صحنه‏ها، ديگران را بر خود مقدم مى‏داشت. او در ماجراى كربلا حتى از سهميه آب خويش استفاده نمى‏كرد و آن را نيز به كودكان مى‏داد. در بين راه كوفه و شام با اين كه خود گرسنه و تشنه بود، «ايثار» را به بند كشيده و آن را شرمنده ساخت.
امام زين‏العابدين‏عليه السلام مى‏فرمود: «عمه‏ام، زينب‏عليها السلام، در مدت اسارت، غذايى را كه به عنوان سهميه و جيره مى‏دادند، بين كودكان تقسيم مى‏كرد؛ زيرا در شبانه‏روز به هر يك از ما يك قرص نان مى‏دادند. او سختى‏ها و تازيانه‏ها را به جان خود مى‏خريد و نمى‏گذاشت بر بازوى كودكان اصابت كند(16)».

دفاع از حريم ولايت‏
حضرت زينب‏عليها السلام حركت و هدايت انسان‏ها را بدون امام‏عليه السلام، سكون و هلاكت مى‏دانست و زمام‏دارى زيان‏آلود نااهلان را باعث دورماندن توده‏ها از صراط مستقيم مى‏ديد. بدين علت، دفاع و حمايت از مقام امامت و ولايت را سرلوحه مسوؤليت‏هاى خويش قرار داده بود و با تمام توان، بعد از حادثه عاشورا به ارائه رهنمودهاى شايسته و مبارزه با زرمداران و زورمحوران در قالب خطابه مى‏پرداخت. وى چون دست‏پرورده زهراى اطهرعليها السلام بود، درس ولايت‏مدارى را از مادر فراگرفته بود. از يك سو در جهت معرفى و شناساندن ولايت، از طريق نفى اتّهامات و يادآورى حقوق فراموش شده اهل بيت تلاش كرد و از سوى ديگر سر تا پا تسليم امامت بود؛ چه در دوران امامت امام حسين‏عليه السلام و چه در دوران امام سجادعليه السلام كه حتى در چند مورد از جان امام سجادعليه السلام دفاع كرد و تا پاى جان از او حمايت نمود.

كرامت
هر چند هزاران كرامت از اين بانوى بزرگوار سر زده است، اما فقط نمونه‏اى را نقل مى‏كنيم. مرحوم ثقةالاسلام نورى از سيد محمدباقر سلطان‏آبادى نقل مى‏كند:
«به چشم‏درد شديدى در چشم چپ مبتلا شدم. هرچه درمان كردم فايده‏اى نكرد و برعكس مريضى‏ام شديدتر شد. بعضى از دكترها مى‏گفتند قابل علاج نيست. برخى هم قول شش ماه بعد مى‏دادند و من هر روز از روز قبل نالان‏تر مى‏شدم تا اين‏كه سياهى چشمم گرفته شد و ديگر نمى‏توانستم بخوابم. در آن موقع يكى از دوستانم براى خداحافظى به ديدنم آمد. او مى‏خواست به كربلا برود. من هم با او همراه شدم. در منزل اول دردچشم شديدتر شد و همه مرا شماتت مى‏كردند مگر يك نفر. بالاخره به منزل دوم رسيديم، درد شديدتر از قبل شد و ورم چشمم افزون‏تر؛ تا اينكه نزديك سحر آرام شد.
در عالم رؤيا عقيله بنى هاشم، زينب كبرى‏3، را ديدم كه گوشه مقنعه‏اش را به چشمم مى‏كشيد. از خواب بيدار شدم و چشمم خوب شد. دوستانم باور نمى‏كردند، سوار شديم در بين راه درد و ناراحتى احساس نمى‏كردم. من كه هميشه ناراحت و عاجز بودم، پيش خود گفتم: كاش بسته روى چشمم را باز مى‏كردم. تا باز كردم، ديدم همه‏چيز را مى‏بينم. صدا زدم كه رفقا بياييد. همه آمدند و گفتند: كدام چشمت درد مى‏كرد؟ گفتم: چشم چپم بود. هرچه نگاه كردند تفاوتى بين چشم چپ و راستم نديدند(17)».


پي نوشتها:
1) كهف، 65.
2) سفينة البحار، ج 1، ص 558.
3) رياحين الشريعة، ج 3، ص 57.
4) زندگى زينب‏عليها السلام، رسولى محلاتى، ص 10.
5) زينب قهرمان‏عليها السلام، احمد صادقى اردستانى، ص 103.
6) ماهنامه مبلّغان، شماره 31، جمادى‏الاولى 1423، ص 21.
7) زنان دانشمند و راوى حديث، صادقى اردستانى، ص 278.
8) تاريخ طبرى، ج 6، ص 238.
9) رياحين الشريعة، ج 3، ص 62.
10) همان، ص 62.
11) ماهنامه مبلّغان، شماره 31، ص 18.
12) بحارالانوار، ج 45، ص 134.
13) مجله پيام زن، شماره 128، ص 19.
14) رياحين الشريهة، ج 3، ص 41.
15) بحارالانوار، ج 45، ص 116.
16) ماهنامه مبلّغان، شماره 33، رجب 1423، ص 43.
17) زندگانى زينب كبرى‏عليها السلام، شهيد دستغيب، ص 19 به نقل از ماهنامه مبلّغان، پيش شماره 7، ص 15 - 14.


منبع: برگرفته از گروه ولايت

 

 

لیله الرغائب

 
شب آرزوها چگونه شبی است؟

"رجب"، ماه خداست؛ ماه پر برکتی است که اعمال بسیاری برای آن ذکر شده است. پیامبراکرم صلوات الله علیه فرمود: هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، مستوجب خشنودی خدا می شود و غضب الهی از او دور می گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته می شود. اعمال ماه های رجب و شعبان، جهت آماده ساختن روح برای شرکت در میهمانی ماه مبارک رمضان می باشد. برای درک عظمت ماه رمضان باید از قبل خود را آماده نمائیم.

پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است.

اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند. در این شب ملائک بر زمین نزول می کنند. برای این شب عملی از رسول خدا صلی الله علیه و آله ذکر شده است که فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است:

اگر نخستین شب رجب، شب جمعه نیز باشد سزاور است که اعمال لیله الرغائب نیز در آن شب به جا آورده شود. از پیامبر  روایت شده که فرمود: از نخستین شب جمعه رجب غافل نمانید. این شب را فرشتگان لیله الرغائب نامیده اند. در این شب آنگاه که یک سوم شب بگذرد، فرشتگان همه در اطراف کعبه گرد آیند، خداوند بدانها می فرماید: فرشتگانم هرچه از من می خواهید بخواهید! می گویند: خدایا خواسته ما این است که بر روزه داران رجب ببخشایی! خداوند می فرماید: بخشودم.

رغائب جمع رغیبه و به معنی چیزی که مورد رغبت و میل است. این لغت همچنین معنای عطا و بخشش فراوان را نیز داراست. «لیله الرغائب» شبی است که عطاء و بخشش پروردگار بسیار است و بندگان با روی آوردن به بارگاه احدیت و خشوع، شایستهٔ دریافت و عطا و کرم بی حساب می‌شوند.

پیامبر فرمود: هر کس نخستین نیمه رجب را روزه بدارد و در فاصله آغاز شب تا گذشتن یک سوم آن، دوازده رکعت نماز، دو رکعت دو رکعت به جای آورد و در هر رکعت، یک حمد و سه بار انا انزلنا و دوازده بار قل هوالله را بخواند و در پایان هفتاد بار بر من وآل من درود فرستد، سپس به سجده رود و هفتاد بار بگوید: سبوح القدوس رب الملائکه و الروح. سپس سر از سجده بر دارد و بگوید: رب اغفر و ارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم. و دوباره سجده ای چون سجده نخست به جای آورد، سپس حاجتش را از خدا بخواهد به خواست خدا حاجتش برآورده می شود.

پیامبر اکرم صلوات الله علیه در فضیلت این نماز می فرماید: کسی که این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد می‌گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد که از هر شدت و سختی نجات یافتی. میّت می‌پرسد تو کیستی؟ به خدا سوگند که من صورتی زیباتر از تو ندیده‌ام و کلامی شیرین تر از کلام تو نشنیده‌ام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیده‌ام. آن زیباروی پاسخ می‌دهد: من ثواب آن نمازی هستم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمده‌ام تا حق تو را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افکند.

سپس فرمود: سوگند به آنکه جانم در دست اوست، هیچکس این نماز را به جای نمی آورد مگر آن که گناهانش بخشوده می شود، هر چند گناهانش به انبوهی کف های دریاها، ریگ های بیابان ها، هم وزن کوه ها و به شماره برگ های درخت ها باشد، در قیامت شفاعت او درباره هفتصد تن از خویشان و بستگان دوزخی اش پذیرفته می شود ودر شب اول قبر نیز پاداش این نماز در زیباترین چهره و اندام تمثل و تجسم می یابد. خوشروی، خوشگوی و خوش بوی نزد او می رود و او را به رهایی از غم بشارت می دهد. فرد نمازگزار می پرسد: تو کیستی؟ پاسخ می شنود: عزیز من! دوست من! من پاداش آن نمازم که در فلان شب  به جای آوردی. اینک نزد تو آمده ام تا حق تو را بپردازم. ترس تو را فرو ریزم و در این وحشت و تنهایی همدمت باشم. پس از نفخ صور نیز در عرصه سوزان قیامت در سایه ات گیرم، آری با توام و هرگز خیرو خوبی من از تو دور نخواهد شد.

 

ملی شدن صنعت نفت از ابتدا تا فرجام

ملی شدن صنعت نفت از ابتدا تا فرجام● مقدمه
در تاریخ معاصر ایران نمی توان واقعه ای را یافت که در آن یک پای قضیه روحانیت نباشد.روحانیت شیعه در طول حیات طیبه و با برکت خود همواره سردمدار مبارزه با استبداد و استعمار و ملجا ملت ستم دیده و درد کشیده ایران بوده است.نهضت ملی شدن صنعت نفت در ایران نیز از جمله رویدادهای مهم تاریخی ایران است که علیه غارت گران ثروت ملت ایران شکل گرفت.نهضتی که در راس آن آیت الله کاشانی روحانی برجسته و مبارز آن زمان قرار داشت.اساسا نهضتی در ایران بدون حضور و حمایت و رهبری روحانیت شیعه امکان شکل گیری و رسیدن به نتیجه مطلوب را ندارد.نهضت مشروطه زمانی به بیراهه رفت وبه سقوط و شکست منتهی شد که حمایت روحانیت و مراجع عظام را از دست داد.
● ملی شدن صنعت نفت
تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت در روز اسفند ماه یکی از نقاط عطف تاریخ مبارزاتی ملت ایران برای کسب حق خود و بریدن دست بیگانگان از منابع و سرمایه‌هایش می‌باشد. کشور ایران به دلیل دارا بودن ثروت های فراوان خدادادی همواره مورد طمع ابر قدرت های شرق و غرب بوده و لحظه ای از زیاده خواهی این قدرتها در امان نبوده است.
شرایط بین‌المللی در دوره شروع حرکت ملی شدن صنعت نفت درایران به گونه‌ای بود که کشورهای مختلف به ویژه سه کشور روسیه، انگلیس و آمریکا با ارایه پیشنهادهای مختلف به‌دولت ایران درصدد کسب امتیاز نفتی از ایران بودند. از آنجا که انگلیس امتیاز بهره‌برداری از منابع نفت جنوب کشور را در اختیار داشت ، روسها درصدد کسب امتیاز منابع نفتی در شمال ایران وآمریکائیها نیز به تشویق پادشاه وقت کشور در پی کسب امتیاز نفت در ایران بودند.دست اندازیهای قدرت های بزرگ به مال و ثروت این ملت همواره مورد اعتراض روحانیت بود.لذا روحانیون برجسته وقت به‌ویژه مرحوم آیت‌الله کاشانی همواره‌تاکید می‌کردند که وظیفه هر ایرانی مسلمان آن است که از ملی شدن صنعت نفت حمایت کند. هدف مردم ایران نیز از پشتیبانی مرحوم مصدق برای ملی کردن صنعت نفت مبارزه با استعمارگران و قطع دست ایادی آنها در همه امور جاری کشور و استیفای حقوق ملیشان بود.
طرح اندیشه‌ی ملی شدن صنعت نفت و سپس تبدیل آن به یک خواست عمومی و سپس بسیج توده‌های مردم توسط نیروهای مذهبی به رهبری آیت‌الله کاشانی انجام گرفته است .البته نباید نقش سایر گروه های حاضر در صحنه سیاسی آن زمان ایران را نادیده گرفت. می‌توانیم عوامل مهم ملی شدن صنعت نفت را در نقش طیفی از نیروهای مذهبی به رهبری آیت‌الله کاشانی و طیف آرمانگرا به رهبری فداییان اسلام از یک طرف نقش نمایندگان مجلس و نقش نیروهای ملی گرا تبیین کنیم که هر کدام از اینها در زمان خاصی نقشی را ایفا کردند که هیچ کدام تأثیری مانند نقش نیروهای مذهبی در حوزه‌ی زمانی گسترده نداشته‌اند . آیت‌الله کاشانی و روحانیون طیف وابسته به وی در بسیاری از جمعیت‌ها ، سخنرانی‌ها ، خطبه‌ها اعیاد قربان و فطر شعار “ نفت ایران برای ایرانی “ را مطرح کرده بودند و آیت‌الله کاشانی به خاطر اطلاعیه‌ای که در همین زمینه صادر کرد به بهانه‌ی ترور شاه به لبنان تبعید شد . آیت‌الله کاشانی در لبنان با ارسال نامه‌های سرگشاده بر شعار “ نفت ایران برای ایرانی “ پای می‌فشرد . وی در بازگشت پیروزمندانه‌ی خود در اولین سخنرانی، سخن از ملی کردن صنعت نفت به بیان آورد و در اولین بیانیه‌ رسمی که توسط مصدق در مجلس قرائت گردید روی ملی شدن صنعت نفت اصرار کرد و قرارداد الحاقی گس گلشائیان را مردود شمرد .آیت الله کاشانی به دلیل مقبولیتی که بین عالمان بزرگ بلاد داشت،توانست مراجع محلی را به صحنه بکشاند و آنان با حمایت از آیت الله کاشانی و صدور بیانیه امواج مردمی ایجاد کردند . آیت الله خوانساری یکی از مراجع بزرگ آیت سید محمد روحانی و آیت الله شاهردی از قم ، آیت الله بهاءالدین محلاتی از شیراز، آیت الله چهار سوقی از اصفهان ، آیت الله حاج شیخ باقر رسولی از رشت، آیت الله حاج شیخ محمدرضا کلباسی از مشهد همچنین روحانیون مانند حاج سید حسین خادمی اصفهانی،حاج شیخ مرتضی مدرسی اردکانی،حاج سید مصطفی سیدالعراقین،حاج شیخ مهدی نجفی و فقیه سبزواری با صدور بیانیه ها،فتاوا و سخنرانی ها توانستند نیروهای مذهبی را بسیج کنند و هر روز تظاهراتی در شهرهای بزرگ ایران برای ملی شدن صنعت نفت بر پا کنند .
● مخالفت انگلیس
نیاز کشورهای بزرگ صنعتی به انرژی, آنان را بر آن داشت تا آنجا که امکان دارد از تحقق خواست و اراده ملت ایران جلوگیری کنند.به همین دلیل این حرکت ملی با کارشکنی های قدرت های وقت به خصوص انگلیس همراه شد.
اهمیت حرکت ملی شدن صنعت نفت ایران را بدون در نظر گرفتن جایگاه این صنعت در عرصه بین‌المللی آن زمان نمی‌توان به درستی ارزیابی کرد. در زمان ملی شدن صنعت نفت،ایران بزرگترین تولیدکننده نفت خام خاورمیانه بود و پس از آمریکا، ونزوئلا و شوروی سابق چهارمین تولیدکننده معتبر نفت خام دنیا به شمار می‌رفت.درآن دوران کل تولید نفت خام ایران میلیون تن در سال معادل بیش از یک سوم مجموع تولید نفت خام خاورمیانه بود. از سوی دیگر ایران درصد قابل توجهی از نفت خام مورد نیاز اروپای غربی را در آن دوران تامین می‌کرد. لذا ناراضی بودن انگلیس از حرکت ملی شدن صنعت نفت ایران و تلاش برای برهم زدن این حق خواهی ملت ایران واضح و روشن است. شرکت نفت انگلیس در دوران تاراج منابع نفتی ایران سرمایه هنگفتی را برای خود برهم زده بود و به همین جهت به خطر افتادن منافعش در صنعت نفت ایران را برنمی‌تابید. این کشور برای جلوگیری از به ثمرنشستن حرکت ملی شدن صنعت نفت ایران از تمام شگردهای لازم و ممکن استفاده کرد.یکی از این حرکتها، تحریم نفت ایران درنیمه اول سال با هدف به خطرانداختن ثبات سیاسی واقتصادی کشور بود.انگلیس به تمام خریداران نفت خام ایران هشدار داده بود که نفت ایران را خریداری نکنند.
● شکست نهضت
بروز اختلاف در نهضت ملی کردن صنعت نفت در نهایت این حرکت را با شکست مواجه کرد .به همین دلیل است که ازنهضت ملی شدن صنعت نفت به عنوان تکرار تجربه مشروطه یاد میکنند. هر دو ائتلاف گروههای مختلف به خصوص روحانیان و روشنفکران به پیروزی انجامید و با بروز اختلاف و تفرقه زمینه شکست آنها فراهم شد و در هر دو مورد مداخلهِ خارجی به عنوان عامل مکمل به شکست کمک کرد. در واقع تفرقه میان نیروهای مذهبی و دولت مردان ملی، بزرگترین ضربه را به نهضت وارد کرد. ائتلاف ملی‌گرایان باآیت‌ا... کاشانی که مهمترین حامی دولت ملی محسوب می‌شد بعد از ۳۰ تیر ۱۳۳۱ ه. - ش و در اوج پیروزی نهضت از هم گسست. مصدق با از دست دادن حمایت نیروهای مذهبی، حامیان اصلی خود را از دست داد و در مقابل سیل دشمنان بی‌دفاع ماند. پافشاری مصدق در کسب اختیارات ویژه,تعطیلی مجلس, آزادی حزب توده و به کارگیری سیاستمداران بدنام,بد رفتاری با برخی مبارزان به خصوص فدائیان اسلام از دلایل اصلی جدایی نیروهای مذهبی از مصدق به شمار می‌آ‌یند.به طور مثال دکتر مصدق پس از بازگشت‌به‌قدرت، سرلشکر احمد وثوق رابه عنوان معاون وزارت دفاع، یعنی معاون خود، برگزید.سرلشکر وثوق کسی بود که چند روز قبل از آن، به عنوان‌فرمانده ژاندارمری، دستور شلیک به کفن پوشان قیام ۳۰تیر درکاروانسرای سنگی و همچنین کفن پوشان کرمانشاه، همدان وقزوین را صادر کرده‌بود. واقعیت این بود که‌دکتر مصدق پس از روی کار آمدن مجدد، روش جدایی دین ازسیاست را که قوام‌السلطنهِ نیز برآن تاکید داشت پیشه خودساخت; ولی آیت‌الله کاشانی بارهاگفته‌بودند که در اسلام، دین‌از سیاست جدا نیست: اسلام، با تشکیلات کلیسایی فرق دارد ومشارکت روحانیون در سیاست‌به‌معنای رسیدگی به‌امورمسلمین است که خود یک وظیفه مشخص دینی است.لذا با توجه به وجود دو رویکرد متفاوت در نهضت بروز اختلاف و شکست آن امری طبیعی به نظر میرسید.امری که در نهضت مشروطه نیز رخ داده بود.
● عاقبت مشروطه و ملی شدن نفت
دکتر مصدق با شکست نهضت ملی شدن صنعت نفت آخرین امیدها برای حفظ سلطنت در قالب نظام مشروطه را به یأس مبدل کرد و حذف سیستم فاسد سلطنتی در را‡س اهداف مبارزات بعدی قرار گرفت. در جریان این نهضت، ملی گرایان لیبرال ناتوانی خود را در عرصه سیاست ایران نشان دادند و موقعیت خود را در جریانات بعدی متزلزل کردند. هم چنین کودتا، شکست آخرین ائتلاف مقطعی روحانیان و روشنفکران ملی گرا را رقم زد.اگر چه در جنبش مشروطه و نهضت ملی شدن نفت این دو قشر با هم ائتلاف کرده و نهضت را به پیروزی رساندنداما در هر دو مورد پس از پیروزی، روشنفکران لیبرال سعی کردند علما را به هر طریق از صحنه خارج کنند. در انقلاب مشروطه با اعدام شیخ فضل‌ا... و ترور بهبهانی و سرانجام به قدرت رساندن رضا خان و اعمال سیاستهای ضد مذهبی روحانیان را منزوی ساختند و در نهضت ملی شدن نفت آیت‌ا... کاشانی را که سهم عمده‌ای در پیروزی جنبش داشت کنار زده و با تهمتهایی که به او نسبت دادند در عمل نیروهای مذهبی را از خود دور ساختند. این تجربیات تلخ برای نیروهای مذهبی کافی بود تا به نیروهای لیبرال و ملی‌گرا با دیده بدبینی نظر کنند و از آن به بعد خود به طور مستقل هدایت تحولات را به دست گیرند. می‌بینیم رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذارجمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(قدس‌سره) بارها در طی‌دوران حیاتشان، درباره عوامل پیروزی انقلاب اسلامی ایران‌صحبت فرمودند که در یکی از آن سخنان، عامل مهم پیروزی‌انقلاب اسلامی و تداوم آن را اسلامی بودن نهضت و فداکاری وجانفشانی برای مکتب ذکر کردند و عامل شکست و ناتمام‌ماندن نهضت ملی شدن نفت در دوران دکتر مصدق را تکیه برملی‌گرایی بیان فرمودند. ایشان بارها ملی گرایی را نکوهش‌کرده و می‌فرمودند: ما اسلام را می‌خواهیم و از ملی‌گرایی سیلی‌خورده‌ایم و... ماچقدر سیلی از این ملیت‌خوردیم، مانمی‌توانیم تحمل کنیم به این که هر کس، هر جوری دلش‌می‌خواهد، خیر، من دلم می‌خواهد که حالا دمکرات باشد، من‌دلم می‌خواهد که ملی باشد، من دلم می‌خواهد که ملی واسلامی باشد” ما از اینها ضربه دیده‌ایم، ما اسلام را می‌خواهیم‌غیر اسلام را نمی‌خواهیم ... .از عوامل مهم شکست نهضت‌ملی، در آن عصر این است که هیچ یک از رجال سیاسی ومذهبی، مبارزه خود را متوجه دربار و شخص شاه که عامل فسادو توطئه و وابستگی کشور به اجانب بود نکرد. شاید بتوان دراین‌باره چنین گفت که آنان یا آن دید وسیع سیاسی و گسترده رانداشتند و یا شرایط اجتماعی را مناسب برای چنین اقدامی‌نمی‌دیدند. در این زمینه رهبر کبیرانقلاب امام خمینی(قدس‌سره) در قسمتی از سخنان خود، در باره دوران نهضت ملی‌شدن‌نفت فرمودند: “... قدرت دست دکتر مصدق آمد لیکن اشتباهات‌هم داشت، او برای مملکت می‌خواست‌خدمت کند لکن اشتباه‌هم داشت‌یکی از اشتباهات او این بود که آنوقتی که قدرت‌دستش آمد این را (شاه) خفه‌اش نکرد که تمام کند قضیه را. این‌برای او کاری نداشت‌بلکه ارتش دست او بود همه قدرتها دست‌او بود و این همه این ارزش را نداشت. آن وقت این طور نبود که‌آدم قدرتمندی باشد، مثل بعد که شد، آن وقت ضعیف بود لکن‌غفلت‌شد و غفلت دیگر این که مجلس را ایشان منحل کرد... . در حقیقت شکست‌های متوالی جنبش‌‌های اصلاحی در ایران راه را برای اندیشه ملی-مذهبی و حاکمیت نیروهای مذهبی هموار کرد.
● فدائیان اسلام و ملی شدن نفت
حرکت ضد استبدادی و ضد استعماری مردم ایران عمدتا پس از سقوط رضاخان آغاز شد. مردم مسلمان ایران با هدایت و جانفشانی‌های روحانیونی چون شهید مدرس، شهید نواب صفوی و آیت‌الله کاشانی موانع بزرگی را بر سر راه استبداد شاه و غارتگری انگلیس به راه انداختند. مدرس، نواب و جوانان مسلمان بسیاری در این راه به شهادت رسیده و آیت‌الله کاشانی حبس و تبعید‌های بسیار را متحمل شدند و سرانجام توانستند قدرت شیطانی استعمار انگلیس را در هم شکسته و نهضت را در آستانه پیروزی قرار دهند.
واقعیت‌های جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت در تاریخ ایران هرگز به خوبی انعکاس نیافته است. از نمونه‌های بارز این تحریف تاریخ نادیده گرفتن نقش شهید نواب صفوی در این نهضت می‌باشد. نقش فدائیان اسلام با وجود داشتن بیشترین نقش در راه آزادی کشور، به سبب کم کاری، در تاریخ مغفول مانده است. با کمال تاسف نیروهای مذهبی بویژه فدائیان اسلام به سبب عمل گرایی که داشتند و با اینکه بیشترین تلاش و جهاد را در راه آزادی ایران انجام دادند، اما نقش آنان در تاریخ کم رنگ جلوه داده شده است. انقلاب مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت تمامی به دست نیروهای مذهبی آغاز شد و نهایتا به سرانجام رسید اما به دلیل کم کاری در نگارش تاریخ که توسط دشمنان روحانیت و مذهب نگاشته شد، نقش آنان به گونه‌ای وارونه نمایان شد.
چون قلم به دست دشمنان اسلام بود، به طور عمد از نوشتن نقش نیروهای مذهبی در تاریخ خودداری شد. نیروهای ملی گرا با حمایت و تلاش نیروهای مذهبی به مجلس راه یافتند و صنعت نفت نیز با جهاد و حمایت فدائیان اسلام ملی شد ,اما آنان با پیمان شکنی در حق فدائیان اسلام که نقش بسیاری در قدرت رسیدن ملی گرایان خصوصا مصدق داشتند، نیروهای مذهبی را به حاشیه راندند.فدائیان اسلام خواستار اجرای احکام اسلام بودند و یکی از این احکام را مبارزه با استعماری می دانستند.پس از آنکه با تلاش های فراوان مرحوم آیت الله کاشانی ملی شدن صنعت نفت به یک مطالبه ملی تبدیل شد.اقلیت مجلس که در دست ملیگراها بود پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت را سر دادند.قدرتهای استعماری به منظور جلوگیری از این اقدام رزم آرا را به نخست وزیری رساندند.کسی که آمده بود فقط از ملی شدن صنعت نفت جلوگیری کند. . سپهبد رزم‌آرا که فردی دیکتاتور وحامی منافع انگلستان بود باتلاش فراوان، سعی کرد تا قرارداد الحاقی “گس - گلشائیان‌” را به‌تصویب برساند و در مجلس، صریحا به ملت ایران اهانت کرد واداره صنعت عظیم نفت، به وسیله ایران را غیر ممکن دانست;ولی سرانجام، در۱۶اسفند۱۳۲۹توسط خلیل طهماسبی، عضوفدائیان اسلام، به‌قتل رسید و از صحنه سیاست‌خارج شد .همه چیز مهیای ملی شدن نفت بود اما در این میان رزم آرا عامل بیگانه و مخالف اصلی و سرسخت ملی شدن نفت مانع بزرگی به شمار می رفت.اعضای جبهه ملی که خاطره خوبی با قتل هژیر وراهیابی به مجلس را داشتند.این بار دست به دامن فدائیان اسلام شدند.نواب با یک شرط برداشتن این مانع بزرگ را پذیرفت و آن اجرای احکام اسلام وبنیان گذاری حکومت اسلامی بود که هرگز از سوی دولت ملی گرای مصدق به آن شروط عمل نشد در حالی فدائیان اسلام با برداشتن رزم آرا راه را برای ملی شدن نفت هموار کردند و ملی گراها بر موج آن سوار شدند.
● سخن آخر
اگر بخواهیم ملی شدن صنعت نفت را بعد از محول شدن اداره امور آن بدست مردم کالبد شکافی کنیم،بایداذغان کرد ادامه و کمال نسبی نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی رخ داده است. زحمتکشان صنعت نفت ایران به حق برگهای زرینی ازتاریخ این صنعت را در دوران به پیروزی رسیدن انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی ، بازسازی و نوسازی تاسیسات نفتی رقم زدند.
اغراق نیست اگر بگوییم ادامه حیات کشور از نظر سیاسی واقتصادی مدیون فداکاریهای کارکنان زحمتکش صنعت نفت در طول این سالها است.
تبیین روحیه خودباوری که ریشه درحرکت و تفکرملی کردن صنعت نفت و اداره امور این صنعت بدست ایرانی مسلمان دارد، سبب شده است که‌اکنون عملیات اصلی درحوزه نفت و گاز کشورهمچون اکتشاف، حفاری، توسعه ، تولید، بهره برداری، فرآورش، حمل و نقل، لوله‌گذاری و فروش نفت خام تحت مالکیت و حاکمیت جمهوری اسلامی ایران و توسط مردان شایسته و متخصص این مرزوبوم انجام شود.نباید فراموش کرد که یکی از دلایل یا بهانه های رزم آرا در مخالفت با ملی شدن نفت عدم توانائی ایرانیان در اداره این صنعت عظیم بود.
یکی از نعمات و دستاورد های انقلاب اسلامی ایران تزریق روحیه خود باوری بود که اینک پس از گذشت ۳۰ سال از پیروزی انقلاب اسلامی شاهد نتایج آن درعرصه های مختلف هستیم.
 
عباس خسروانی
 
منبع : روزنامه رسالت

معجزه شکاف هر ساله خانه کعبه در 13 رجب

ازسندهای موثق تاریخ است که مادر حضرت امیرالمومنین علی ابن ابیطالب(ع) حضرت فاطمه بنت اسد وضع حمل ایشان رادرخانه کعبه انجام داده اند و ورود ایشان به خانه از راه درب نبوده بلکه با شکافته شدن دیوار خانه ایشان وارد حریم شده و دیوار بسته شده و . . . تا ایشان بعد از سه روز ازخانه کعبه خارج می شوند./

اخیرا به خواست خدا علی رغم پوششهای حفاظتی این حقیقت برملا شده است که همان شکاف (رکن یمانی) هرساله درروز 13رجب (ولادت حضرت علی(ع) ) ترک برمی دارد و حکومت عربستان سعودی برای اختفاء این حقیقت و سرپوش گذاردن براین معجزه الهی – کمیته ای رامامور تعمیر ومرمت خانه خدا کرده اند که هرساله این تعمیرانجام می گیرد

دراین عکسها که درسالهای مختلف گرفته شده است کاملا واضح است که سنگهای این قسمت خاص درسنوات مختلف به اشکال گوناگون تعمیر گردیده . حتی میخهای آهنی بکاررفته که ازترکهای مجدد جلوگیری شود./

در رکن یمانی اثر ترک واضح و آشکار است

 


اکنون در این عکس ببینید که چگونه این قسمت مرمت شده تا معجزه الهی تولد و عظمت علی علیه السلام را بپوشانند


در این عکس انواع دیگری از مرمت را در سالی دیگری می بینید که سنگی مختلف از سنگ اصلی کعبه استفاده شده است. به رنگ سنگ ومیخ ها توجه کنید




در اینجا مسلمانان را می بینیم که به این جایگاه بزرگ تبرک می جویند ، و اظهار ارادت به حضرت امیرالمومنین علیه السلام می کنند


سالهای دیگر ومرمتی دیگر ونوع جدیدی از سنگها بارنگهای مختلف را می بینید برای پنهان کردن این معجزه حق

 


همانگونه که می بینید در اینجا میخ های آهنی و بسیار بلند و محکم نیز بکار رفته تا مانع از ترک خوردن سنگ ها شود


 

 

 

در این عکس کمیته ترمیم و تعمییر را می بینید که از داخل کعبه مشغول تعمییر شکاف هستند



درنهایت هم پرده کعبه روی دیوارها کشیده می شود تا اثری از تعمیرات نمایان نگردد

 منابع اصلی شکاف خانه خدا

بله : به نقل مورخان و محدثان مشهور ولادت امام علی ـ علیه السلام ـ در سیزدهم رجب سی سال بعد از عام الفیل در درون خانه کعبه روی داده است و جریان از این قرار است که: «یزید بن قعنب گوید: من و عباس بن عبدالمطلب و گروهی از خاندان عبدالعزی در برابر خانه خدا نشسته بودیم که ناگهان دیدیم فاطمه بنت اسد، مادر امیرمؤمنان ـ علیه‎ السلام ـ که به آن حضرت حامله بود و نُه ماه از مدت حملش می گذشت و دچار درد زایمان شده بود وارد شد و به درگاه خداوند عرض کرد: پروردگارا!‌ من به تو و پیامبران و کتاب هایی که از جانب تو فرستاده شده اند ایمان دارم و سخن جدم ابراهیم خلیل را تصدیق می کنم و باور دارم که او این خانه‌ والا را بنا کرده و به حق این فرزندی که در شکم دارم سوگند می دهم که وضع حمل مرا آسان کنی.
یزید بن قعنب می گوید: در این هنگام دیدم دیوار پشت کعبه شکافت و فاطمه وارد کعبه شد و از چشمان ما ناپدید گشت و دیوار به هم چسبید. برخاستیم که قفل در خانه‌کعبه را باز کنیم، قفل باز نشد، دانستیم که این رویداد به فرمان خدا رخ داده است. پس از چهار روز که گذشت فاطمه از خانه‌کعبه بیرون آمد و نوزادش امیرمؤمنان ـ علیه‎ السلام ـ را روی دست داشت و گفت: من بر زنان گذشته تاریخ برتری یافته ام زیرا آسیه دختر مزاحم، خدا را به صورت پنهانی در جایی عبادت می کرد که عبادت خدا در آنجا جز از روی ناچاری سزاوار نبود، و مریم دختر عمران آن شاخه خشکیده خرما را با دستش تکان داد تا آنکه خرمایی تازه از آن فرو ریخت و خورد. ولی من وارد خانه خدا شدم و از میوه ها و نعمتهای بهشتی خوردم و وقتی خواستم خارج شوم هاتفی به من گفت: فاطمه! او را علی نام بگذار، چرا که او بلند مرتبه است و خداوند علی اعلی می گوید نام او را از نام خودم مشتق ساختم و او را به آداب و اخلاق خودم تربیت کردم و از علوم پیچیده خود آگاهش نمودم او کسی است که بت ها را در خانه من می شکند و بر بام خانه ام اذان می گوید و مرا به مجد و بزرگواری یاد می کند. خوشا به حال کسی که او را دوست بدارد و از او فرمان برد و وای بر کسی که او را دشمن بدارد و فرمانش نبرد.
[1]»
شایان ذکر است که: این رویداد با اندکی تفاوت در منابع بسیاری ذکر شده است و از شگفتی های این واقعه مهم تاریخی این است که فاطمه نه از درب خانه بلکه با شکافته شدن دیوار آن وارد کعبه گردید تا این رویداد عجیب دلیل و برهانی روشن تر بر معجزه باشد و آیندگان نتوانند آن را پدیده ای تصادفی و اتفاقی قلمداد کنند و جالب این است که پس از گذشت قرن ها از آن رویداد مهم و تجدید ساختمان کعبه و تعمیر آن و پر کردن جای شکاف با نقره، هنوز هم اثر شکاف بر دیوار خانه، خود را نمایان می سازد.
[2]
«ولادت امام علی ـ علیه‎ السلام ـ در کتب اهل سنت»
1. حافظ ابو عبدالله محمد بن عبدالله، معروف به حاکم نیشابوری، که همه بزرگان اهل سنت او را مورد اعتماد و استناد دانسته اند در کتاب بسیار معروفش، «مستدرک صحیحین» می گوید: روایات متواتر است که فاطمه بنت اسد، امیرمؤمنان علی بن ابی طالب ـ کرّم الله ـ وجهه، را در خانه کعبه به دنیا آورده است.
[3]
2. شاه ولی الله احمد بن عبدالرحیم دهلوی، محدث متعصب اهل سنت، در کتاب «ازاله الخفا» می نویسد: «بی گمان روایات متواتر است در این که فاطمه بنت اسد، امیرالمومنین علی بن ابی طالب را در درون کعبه به دنیا آورد، بدون تردید او در روز جمعه سیزدهم رجب، سی سال بعد از عام الفیل، در خانه کعبه به دنیا آمده است، و هرگز پیش از او یا بعد از او کسی در خانه‌کعبه زاده نشده است.»
[4]
3. شهاب الدین ابوالثنا، سید محمود آلوسی، صاحب تفسیر آلوسی، در شرح بر قصیده عینیه عبدالباقی افندی عمری می نویسد: ولادت امیرمؤمنان کرم الله وجهه در درون کعبه، در سراسر دنیا مشهور است و در کتابهای هر دو فرقه شیعه و سنی روایت شده است، و هرگز در مورد غیر ایشان چنین فضیلتی ثابت نشده است.
[5]
4. نورالدین علی بن محمد بن صباغ مکی، از دانشمندان معروف اهل سنت، مشهور به ابن صباغ مالکی در کتاب «الفصول المهمّه» با سلسله سند از ابن مغازلی، از امام سجاد ـ علیه‎ السلام ـ مبنی بر ولادت امام علی ـ علیه‎ السلام ـ در درون خانه کعبه نقل کرده است که: پیش از او کسی در بیت الله الحرام متولد نشد، و این برتری ویژه اوست از سوی خداوند برای ابراز کرامت و شرافت و شکوهمندی او
[6]»
منابعی از اهل سنت که به طور صریح به شکافته شدن دیوار کعبه اشاره کرده اند:
1. محمد شریف خان شیروانی در کتاب «چوتهی کتاب» به ولادت امام علی ـ علیه‎ السلام ـ در درون کعبه و شکافته شدن دیوار کعبه و شنیده شدن صدای هاتف غیبی تصریح کرده است.
[7]
2. مولوی حافظ حکیم ظهیر احمد سهسوانی در کتاب «ظهیر البشر» در احوال و فضائل ائمه می نویسد:
«چون خداوند اراده نمود که شرفی بر شرفهای کعبه بیفزاید، دیوار کعبه را بشکافت و فاطمه بنت اسد را به درون کعبه فرا خواند و فاطمه فرزندش علی را در درون کعبه به دنیا آورد.»
[8]
3. علامه حسن بن امان الله مولوی عظیم آبادی هندی، درکتاب تجهیز الجیش جریان ولادت امام علی ـ علیه‎ السلام ـ را طبق روایت «بشائر المصطفی» از یزید بن قعنب نقل کرده است.»
[9]
4. دکتر محمد شاه قادری، دانشمند و پزشک نامی سرزمین لاهور، در کتاب «مصباح المقربین» تصریح می کند که امیرمؤمنان در درون کعبه متولد شد و تصریح می کند که ما در آنجناب در حال طواف کعبه بود که او را درد زایمان گرفت، دیوار کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد به درون کعبه فرا خوانده شد، سپس تأکید می کند که هرگز چنین شرف و فضیلتی به جز امیرمؤمنان برای احدی نصیب و میسر نشده است...
[10]
نتیجه گیری:
با بررسی متون تاریخی به این نتیجه می رسیم که جریان ولادت امام علی ـ علیه‎ السلام ـ و شکافته شدن دیوار کعبه در منابع متعددی از اهل سنت به آن اشاره شده است که برای نمونه به شماری از آنها اشاره کردیم.
[1] . صابری یزدی،‌علیرضا، هزار حدیث در فضائل امام علی ـ علیه‎ السلام ـ ، ترجمه، محمد رضا انصاری محلاتی، قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1380، صفحات 32،31، محمد بن فتّال نیشابوی، روضه‌ الواعظین، قم، رضی، 1386ق، ج1، ص 76 و ابی محمد الحسن بن محمد دیلمی،‌مؤسسه اعلمی بیروت، ص 211 و علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه ج1، ص 59، و شیخ طوسی، امالی، ص 80، 1313، شیخ صدوق علل الشرایع، ص 56.
[2] . قزوینی، سید محمد کاظم، امام علی ـ علیه السلام ـ،از ولادت تا شهادت، ترجمه: علی کرمی، قم: دلیل، 1379،‌صفحات 43-41.
[3] . حافظ ابی عبدا... محمد بن عبدا.... نیشابوری، مستدرک الصحیحین، حیدرآباد هندوستان، 1324، ج3،‌ص 483، و موسوی همدانی، سید محمد باقر، علی ـ علیه‎ السلام ـ در کتب اهل سنت، تهران، واژه‌آرا، 1380، ص 46
[4] . شاه ولی ا... دهلوی، ازاله الخفا، چاپ هند، ج2، ص 251.
[5] . شهاب الدین ابوالثنا، سید محمود آلوسی، سرح الفریده، در شرح قصیده عینیه عبدالباقی افندی، ص 15 و اردوبادی،‌محمد علی، مولود کعبه، ترجمه عیسی سلیم پور اهری: قم: رسالت، 1378، ص 81.
[6] . ابن صباغ مالکی، الفصول المهمه، ص 14، و اردوبادی، محمد علی، مولود کعبه، ترجمه عیسی سلیم پور اهری، قم: رسالت 1378 ص 132.
[7] . محمد شریف خان شیروانی، چوتهی کتاب،‌به زبان اردو، ص 123، 1935م، و مولود کعبه ص1.
[8] . مولوی حافظ حکیم ظهیر احمد سهسوانی، «ظهیر البشر» به زبان اردو ص 18 و مولود کعبه ص 218.
[9] . علامه حسن بن امان الله مولوی عظیم آبادی هندی. تجهیز الجیش، چاپ هند، ص 110، و مولود کعبه ص 222.
[10] . دکتر محمد شاه قادری، مصباح المقربین ص 16، چاپ لاهور، مولود کعبه،
 
برای کپی برداری ذکر منبع وبلاگ ۱۴کهکشان الزامیست./

روز بزرگداشت شهدا

 

بچه شمرون  شهدا

از تبار عاشوراییان بودند و از نسل مالک و عمار و میثم.

خاکریزها، از شور و شوق جوانی شان، رونق یافته بود و بازار اخلاص، از هر زمانی گرم تر می نمود. باید باور کرد که در یلدای بلند عشق، جوان هایمان یک شبه ره صدساله پیمودند. سربازان درون گهواره ها، در مکتب جماران، مشق عشق آموختند تا مصلحان عارفی باشند که معادلات پوچ دنیای تزویر را به سخره بگیرند و پیشانی بلند غیرت را به آفتاب همت خویش، نورباران کنند.

آنچه از شکوه ایمان و رستگاریِ آزاد بودن در سینه پاک روزگارمان جاری است، از برکت نفوس روحانی و حضور آسمانی شهداست.

به خدا اگر نبودند «همت»ها و «باکری»ها و «جهان آرا»ها، مأذنه قلب ها به جای نغمه باصفای اذان، از صدای ناموزون کرکس ها، می افسرد!

مشق امشب من شهید است. هزار و چهارصد بار از روی تو می نویسم، تا یادم باشد از کربلای حسین، تا هورالعظیم، از مکه تا فکه و از ساحل فرات تا قله های «بازی دراز» راه کوتاهی است، به اندازه یک قطره سرخ از خون خدا. در خیابان های شهر، حق تقدم همیشه با تو خواهد بود. ای شهید! اگر جوی خون راه نمی افتاد، چه کسی سلام ما را به درختان سیب می رساند تا امروز در سایه سارشان به خواب خوش برویم؟!
پس از رفتنت، ردپای تو بر زمین مانده بود. چقدر بهشت در حاشیه شهرهای ماست؛ بهشت زهرا، بهشت حسینی ،گلستان شهدا؛ قطعه اول: شهید گمنام علی؛ قطعه دوم: شهید گمنام عباس، فرزند روح اللّه و... . تو قطعه قطعه شدی و دور شهر، چیده شدی و من، ـ به خون شقایق قسم! ـ تو را از حاشیه، بر روی متن خواهم نوشت؛ بر روی هرچه که یاد تو را فراموش کرده است.
 
 
غبار روبی قبور مطهر شهدای دفاع مقدس
 
بچه شمرونبچه شمرونبچه شمرونبچه شمرونبچه شمرون

 

الهم عجل لولیک الفرج

مشهد ،انتهای بلواری شهید فکوری ، بین میدان شهید جوان و میدان شهید آل شهیدی حراست دانشگاه علوم پزشکی مشهد- صندوق پستی: 1364- 9177899191


تلفن: 38763395 051 نمابر: 38763917 051 سامانه پيام کوتاه :9830007273010027 پست الکترونيک: herasat@mums.ac.ir


تمام حقوق مادی و معنوی این سایت مربوط به دانشگاه علوم پزشکی مشهد می باشد و هرگونه کپی برداری از مطالب آن تنها با ذکر منبع بلامانع است